مخاطب دارم، مخاطب من اونیه که بفهمه و من در پوست خودم نمیگنجم چون تو الان جانک منی و خوندی و فهمیدی 😭
مخاطبم آدمیه که جایی از این دنیای خیلی بزرگ نشسته و برای منه
آتشدان شعلههای منه و من شعلههای آتشدانش
واقعا حسشون میکنم
از جون و از دل
از گوشت و استخوان و عصبها
از ته ته روحی که دارم حسش میکنم و دوست داشتن رو دوست دارم
منم الان یه دختر کوچولوام که کادوی مورد علاقهش رو گرفته =))))))))))
(کادوی موردعلاقهم اون موقع خوردنی بود و ماشین بازی و کتاب و تیرکمون و دایناسور و تفنگ- (الانم خیلی فرق نکرده ولی شما به کسی نگین))
https://abzarek.ir/service-p/msg/4281664
بفرمایین اینجا نمیدونم این چه بلاییه سر ناشناسها میاد 😭😭
انگار بعد یه مدت تاریخ انقضاشون تموم میشه 😭
تو بیو هم رفت 😭
یه چیز جالب به ذهنم رسید. من همیشه خوشحال میشم کسی از نوشتنم تعریف میکنه، به این فکر کردم که احتمالا خوشحال بشی از اینکه از نامت تعریف کردم و اینجور چیزا. اما قضیه اینه که من الان دارم اینا رو برات مینویسم، اما تو روحتم خبر نداره و بعد یهو ایتا رو باز میکنی و میبینی من چند ساعت قبل اینا رو برات نوشتم. انگار شادی اون لحظه ساخته شده بود و تو وسط راه پیداش کردی. منظورم به اتفاقای خوب زندگیه. انگار یهو میان به سمتت اما از قبل ساخته شدن. یه کم عجیبه. اینکه احساسات با فواصل زمانی منتقل میشن. چه جالب. نمیدونم چرا برام جالب بود انقدررر.😭✨
#کتابخون
پذیرش
با تشکر از محیای خاله 😭😭😭😭😭
بانو چای
کشیده شده توسط خود شخص شخیصِ بانو سولی از تبار بانو چای و دختر اقیانوسهای وسیع