دیدین یه چیزایی، اول از لقب شروع میشه، بعد دیگه اون لقب یه جوری واقعی میشه آدم شاخ درمیاره چه اتفاقی اون وسطا افتاده
یعنی مثلا به یکی میگی ماه، اون دیگه از یه جایی به بعد برای تو ماهه
یکی آبزی ته، از یه جایی به بعد واقعا آبزیته
دیگه لقب نیست، دیگه واقعی میشه
یعنی وقتی به یکی میگم دخترم، به یکی میگم خواهر، به یکی میگم برادر، میگم خواهرزاده و جان خاله صداش میکنم، دیگه واقعیه، یعنی واقعا اون آدم اون حس و معنی روبرام داره
الان نیکسی جدی حس میکنم خواهرزادهمه
یعنی مطمئنم اگه الان خواهرزادهداشتم همونقدر دوست داشتمش که نیکسی و بقیه رو دوست دارم
دیگه مثلا اینجوری نیستن که بگم دوستمه، خالهشم، میدونین چی میگم؟
فرق میکنه، دیگه دوستم نیست که چند صباحی باشیم و بریم و اینا، دیگه خانوادهمه و تمام درداش دردای منم حساب میشه و دلم میخواد وقتی ناراحته بگیرم بخورمش و انقدر محکم بغلش کنم درداش ازش جدا بشه بیاد تو بدن من ولی اون ناراحت نباشه (همشونو میگما 😭😭)