«رستم جلوشون مرد، رخش جلوشون مرد، آی از آب تکون نخورد»
«آدمک»
«سرما جامعه رو گرفته»
«آدما دیگه اهمیت نمیدن»
«چه یأس قشنگیه»
«اخوان شاعر تلخی بود، از اون قهوهتلخها!»
«م.امید»
پذیرش
«به امید روزی که بر جنگ پیروز بشیم، نه در جنگ»
«البته آرمانی دارم حرف میزنم ولی خب ادبیاتیها احساسی هستن و نه منطقی»