پذیرش
فوبیای تماس تلفنیم از اینجا شروع میشه
من فوبیای تماس تلفنیم از اونجایی شروع شد که مامان بابام به زور تلفنو میدادن دستم که صحبت کنم، اونوقت مامان بزرگم پشت خط بود و با لحجه غلیظ کاشمری حرف میزد و احوال میپرسید. بعد از هر جمله ای که میگفت من نگاه میکردم به بابام و منتظر بودم اون برام ترجمه کنه و بگه مامان بزرگم چی داره میگه🙂😔😂😭👍🏻✨
پذیرش
لئو ، مینویسی ولی ارسال نمیکنی؟ چه کارا.
639K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو از کجااا فهمیدییییی؟