هدایت شده از پشت قفسه های کتاب
و گرگ سرش را بالا گرفت و زوزه کشید.
زوزه ای که نوای تیزش باعث سیخ شدن موهای همه مردم روستا شد.
گرگ سیاه داشت نوید مرگ و خونریزی میداد..
هدایت شده از از آن سوی تاریکی
+باز چه اتفاقی داره میفتههههه
لعنت به اون روزی که تصمیم گرفتم تو این مدرسه خراب شده کاری کنم
هدایت شده از از آن سوی تاریکی
+ یا خدا بازم داریم بدبخت میشیم
ریش مرلین خودت کمک کن جلو این مدرسه ها آبروم نره