یه عادتی دارم که بعد از مدتها فهمیدم.
نوشتههایی که خیلی دوستشون دارم رو کمتر برای مردم میفرستم؛ چون میدونم کسی نمیخونه و کسی مثل من دوستشون نمیداره و این باعث میشه خیلی ناراحت بشم.
اولش خیلی چیزا رو برای فرستادن مینویسم ولی بعدش یهو میبینم که انقدر دوستشون دارم که اگه کسی نخوندشون هم دلم خودم میشکنه و هم دل اونا. واسه همین بیخیالش میشم و توی صندوقچهی امن و خاک خوردهی قلبم تو اتاق آخر راهروی چوبی خونهی قدیمی تنم قایمشون میکنم که یه وقت نپرن بیرون و ببینن دنیا باهاشون نامهربونه.
کاش با بعضی آدما هم میشد اینکار رو کرد و همیشه گرم و امن نگهشون داشت.
اخیرا حرفهایم را نیمه میزنم، کتابهایم را نصفه ول میکنم، همه چیز را نصفهنیمه گوش میکنم. اخیرا وقتی صبح چشمهایم را باز میکنم تخت بوی دلتنگی پوسیدهای میدهد که بیمعناست. دلتنگی برای چیزی که هرگز اتفاق نمیافتد، برای کسی که هرگز برنمیگردد، برای روزی که آفتاب روی مردم میتابید بیمعناست. اخیرا خیابان به جای یاس، بوی خون میدهد.
۱۱/۱/۱۴۰۵
امروز همهش دلم میخواد چیز میز بفرستم. هر دفعه کسی یا چیزی اذیتم میکنه فرار میکنم و برمیگردم اینجا. فکر کنم باید به شما و خودم قول بدم بیشتر به اینجا برسم. اینجا مکان گوگولی مورد علاقهی خودمه. (فقط لونام فعلا نیست 😭).
هیمممممممممم
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
خیلی وقتها آدمها تلاش میکنن با لئو دوست یا وارد رابطه بشن بهخاطر نور و انرژی شخصیت اصلی و توجهی که جذب میکنه، بعد سعی میکنن اون نور رو کم کنن و ادعاشو برای خودشون بردارن. این سریعترین راه برای از دست دادن یه لئو تو زندگیته.
احمقبازی درنیار.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
هیچوقت نذارید لئو نقش دستیار یا همراه رو بازی کنه، چون اون همیشه شخصیت اصلیه. تنها کسی که میتونه لئو رو از حالت شخصیت اصلی خارج کنه، خود خودشه. اگه برای کسایی که دوستشون داره و براشون ارزش قائله بخواد این کارو بکنه، با تواضع انجام میده، ولی باید انتخاب خودش باشه و هیچکس نمیتونه با زور این کارو انجام بده.
هدایت شده از 𝓝𝓸𝓻𝓪
گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود
مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود
روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است
تا حواس احدی جمع به بغضم نشود
آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش
پیش چشم کسی آشفته و درهم نشود
من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی
گیر لحن بم مردانهی محکم نشود
شده حتی به دعا دست بر آرم که خدا
برود مشهد و برگردد و آدم نشود
خون دل خوردم و حرفی نزدم تا شاید
مهربان تر بشود، تازه اگر هم نشود..
با منه ساده همین بس که مدارا بکند
عاشقم هم که نشد خب به جهنم... نشود
نفیسه سادات موسوی
هدایت شده از زنانشرقی
از هرچه بگذریم تقدیمی دوست خوشتر است.
این پیغام و ضمن ارادت و تفسیر دوستی به خانهی درویشی خود ببرید تا الی به شما دوست خوب بگه که اگه کتاب بودین، با چه جملهای شروع میشدید و اسم کتابتون چی بود و در ضمن تکهکتابی از کتابِ شما پیشکشتون کنه.
برای همکاری و ثابت کردن اخلاص و رفاقت، حتما ثبت کنید که متولد چه ماهی هستید؟ و کتاب موردعلاقهتون چیه؟ و محل زندگانیتون کجاست. ◽
تا پایان امشب فرصت و غنیمت بشمرید.
-کوچیک و چاکر شما الی🌞