هدایت شده از 𝑪𝒂𝒓𝒅𝒊𝒈𝒂𝒏✨️☕️
And when I felt like I was an old Cardigan
Under someone's bed
You put me on and said I was your favorite
° ࣪⊹˚•
یه حسی داشتم مدتیه که همه چیز رو پاک کنم جز اینجا و بذارم همهی اون چیزهایی که رفتن واقعا برن. چه حیف که هنوزم نمیتونم دل بکنم از آدمها، حتی با اینکه میدونم اونها همچین دلبستگیای به من ندارن و نخواهند داشت. حس غمگینیه
و اینبار گریه هم نکردم، قلبم فشرده شد، بغض گلومو و گرفت، دوباره و دوباره گوشیم رو چک کردم و میکنم و تا مدتها هم خواهم کرد؛ ولی گریه نکردم.
«مرده در گور گرفتهست تکان، پنداری
جسته یا زندهای از زندگی خود، که شما ساختهاید،
نفرت و بیزاری،
میگریزد ایندم
که به گوری بتپد
یا در امیدی
میرود تا که دگربار بجوید هستی.»
-نیما یوشیج