7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 #کانال_خبری_چوبه را در این پیام رسان ها دنبال کنید:
❇️ #تلگرام:
👉http://t.me/chobeee
❇️ #ایتا
https://eitaa.com/achobe👈
📡صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/khshwrz8670
💢⚜دهکده ✨ چوبه⚜💢
دشت روستا از برف امسال هم اکنون❄️❄️ 📸رسول محمدی 🌸 #طبیعت_و_زندگی_چوبه
آنلاین از امام زاده مرسل
📸محمد رضایی منش ❤️
#طبیعت_و_زندگی_چوبه
💢⚜دهکده ✨ چوبه⚜💢
آنلاین از امام زاده مرسل 📸محمد رضایی منش ❤️ #طبیعت_و_زندگی_چوبه
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصویر از آرشیو کانال ❄️❄️❄️
شما دارید دلبازترین دهکده طارم وقزوین را تماشا میکنید🌸❄️🌸
به بهانه هشتمین سال فعالیت #کانال_خبری_چوبه_تلگرام
الحمدلله کما هو أهله
واین تصویر از عزیزان همولایتی که اولین تصویر از عزیزان هستش در کانال روزها وسالها گذشته پیامهای شادی وغم زیادی بارگذاری شده چه عزیزانی از دستمان رفتند یادشان گرامی وهمچنان با حضور گرم وپر محبت شما ادامه دارد.....
عزیزانی از روستاها وشهرهای همجوار عزیزانی از خارج از ایران مسولین ارشد استانی دکترین ومهندسین محترم وهمه سروران بوسه بر دستان پرمحبتتان میزنم وشاکر خداوند به خاطر توفیق خدمت به شما بزرگواران.
بازهم به رسم ادب تشکر ویژه از اقا ولی موسس کانال قدردانی میکنم از زحمتهایی که ایشان چند سالی کشیدن وهنوز هم از راهنمایی های ایشان بهره میبرم🙏
حضور گرم همتون را منت دارم از خداوند مهربان، دل قرار، سلامتی،آرامش و عاقبت بخیری برای همگی آرزومندم🙏❤️
یه سندرومی وجود داره به نام سندروم «شیشه خیارشور».
میگه وقتی میبینیم یه نفر داره زور میزنه تا درب شیشه خیارشور رو باز کنه، یه چیزی ته دلمون میخواد شیشه رو ازش بگیریم، چون فکر میکنیم ما توان باز کردنش رو داریم. بعد که گرفتیم، یه عالمه زور میزنیم و تازه میبینیم ما هم نمیتونیم.
این سندروم اشاره جالبیه به مواقعی که از فاصله به مشکلات دیگران نگاه میکنیم. گرفتاریهای اون شخص از دوردست ممکنه خیلی ساده و قابل حل به نظر بیان! اما اگر خودمون هم در موقعیت اون فرد بودیم، میدیدیمه همون مشکلات به ظاهر ساده، چقدر پیچیده، لاینحل و چاره ناپذیرن.
🔴 #عصرانه
🍁🌼آدمها ...جدا از عطری
که به خودشون میزنن ،
عطر دیگهای هم دارن که
اتفاقا تاثیر گذارتر هم هست !
عطر چشمهاشون ،
عطر حرفهاشون ،
عطری که فقط
مختص شخصیت اونهاست
و متاسفانه در هیچ مغازهی
عطر فروشی پیدا نمیشه .
"هم اکنون حال وهوای روستا"
🌼🍁 عصرتون دلپذیر 🌸
📸رسول🌸
🔔 روزی ابلیس بافرزندانش ازمسیری میگذشتند
به طایفه ای رسیدند که درکنار راه چادر زده بودند، زنی رامشغول دوشیدن گاو دیدند، ابلیس به فرزندانش گفت :
تماشاکنیدکه من چطور بلا بر سر این طایفه می آورم
بعد بسوی آن زن رفت وطنابی را که به پای گاو بسته بود تکان داد.
باتکان خوردن طناب، گاو ترسید و سطل شیر را به زمین ریخت و کودک آن زن را که در کنارش نشسته بود لگد کرد و کشت.
زن با دیدن این صحنه عصبانی شد و گاو را با ضربات چاقو از پای درآورد.
وقتی شوهرش آمد و اوضاع را دید، زن رابه شدت کتک زد و او را طلاق داد.
فامیلِ زن آمدند و آن مرد رادبه باد کتک گرفتند و آنقدر او را زدند که کشته شد.
بعد از آن اقوامِ مرد از راه رسیدند و همه باهم درگیر شدند و جنگ سختی درگرفت . هنوز در گوشه و کنار دنیا بستگان آن زن و شوهر همچنان در جنگ هستند.
فرزندان ابلیس بادیدن این ماجرا گفتند: این چه کاری بود که کردی؟
ابلیس گفت : من که کاری نکردم، فقط طناب را تکان دادم!
ماهم در اینطور مواقع فکر میکنیم :
کاری نکرده ایم درحالیکه نمیدانیم، حرفی که میزنیم، چیزی که می نویسیم، نگاهی که میکنیم ممکن است حالی را دگرگون کند، دلی رابشکند، مشکلی ایجادکند
آتش اختلافی برافروزد، و...
بعدازاین وقایع فکرمیکنیم که کاری نکرده ایم،فقط طناب راتکان داده ایم!
مواظب باشیم طنابی راتکان ندهیم