eitaa logo
درسهای بازیگری و صداپیشگی
128 دنبال‌کننده
99 عکس
54 ویدیو
18 فایل
تکنیک های که شما باید در این رشته بیاموزید، در این کانال آموزش داده میشود. #افشین_قاسمی مدرس دانشگاه _کارگردان تاتر
مشاهده در ایتا
دانلود
توشیرو میفونه داستان زندگی توشیرو میفونه در ۱ آوریل ۱۹۲۰ در چینگدائو، شاندونگ در چین از پدر و مادری ژاپنی زاده شد. پدر و مادر او، میسیونر متدیستانی بودند که در آنجا کار می‌کردند. میفونه آغاز زندگی‌اش را با والدینش و دو خواهر و برادر کوچکش در دالیان، لیائونینگ، چین گذراند و از ۴ تا ۱۹ سالگی را نیز در منچوری سپری کرد. در جوانی، وی در فروشگاه عکاسی پدرش توکوزو به کار پرداخت، پدر میفونه عکاس و وارد کنندهٔ تجاری‌ای بود که از شمال ژاپن مهاجرت کرده بود. پس از گذراندن اولین ۱۹ سال زندگی خود در چین، به عنوان یک شهروند ژاپنی، او به لشکر هوانوردی ارتش امپراتوری ژاپن فراخوانده شد؛ جایی که او در طول جنگ جهانی دوم در واحد عکاسی هوایی به خدمت پرداخت. در سال ۱۹۴۷، یکی از دوستان میفونه که برای گروه عکاسی توهو کار می‌کرد میفونه را برای کار در بخش عکاسی پیشنهاد داد و آنها نیز او را برای پست دستیار فیلمبرداری پذیرفتند. در آن زمان، تعداد زیادی از بازیگران شرکت توهو، پس از اعتصابی طولانی، برای تشکیل شرکت خود یعنی شین توهو کمپانی سابق خود را ترک کردند. پس از مدتی کمپانی توهو رقابتی را برای یافتن چهره‌های جدید و استعدادهای نو سازماندهی کرد. دوستان میفونه یک درخواست‌نامه و عکس از او را بدون دانستن خود او به کمپانی ارائه کردند. سرانجام او به همراه ۴۸ نفر دیگر (از بین تقریباً ۴۰۰۰ متقاضی) پذیرفته شد و مجاز شد یک آزمایش بازیگری زیر نظر کاجیو یاماموتو انجام دهد. در آنجا زمانی که از او میمیک خشم خواسته شد او از تجربیات دوران جنگش بهره برد. یاماموتو بازی میفونه را پسندید و او را به تانیگوچی سنکیچی که کارگردان بود پیشنهاد داد. این اتفاقات به اولین نقش میفونه در فیلم شین باکا جیدای منجر شد. میفونه نخستین بار با آکیرا کوروساوا زمانی برخورد که توهو استودیوز، بزرگترین شرکت تولید فیلم در ژاپن، یک جستجوی عظیم برای یافتن استعدادها را انجام داد که طی آن صدها نفر از بازیگران مشتاق در مقابل یک تیم داوری مورد آزمایش قرار می‌گرفتند. کوروساوا در اصل قصد داشت این رویداد را نادیده بگیرد، اما وقتی هیدکو تاکامینه به او از یک بازیگر که امیدوارکننده به نظر می‌رسد گفت، توجه خود را نشان داد. کوروساوا بعداً نوشت که وقتی او وارد صحنه تست شد «مردی جوان را دید که در اطراف اتاق با شور و هیجانی خشن تلوتلو می‌خورد … آن صحنه اندازهٔ تماشای یک حیوان درندهٔ زخمی که سعی در بریدن ریسمانش دارد، ترسناک بود. من مبهوت شدم.» وقتی میفونه، خسته، صحنه را به پایان رساند، او نشست و به داوران نگاهی خیره و تهدیدگونه انداخت. او رقابت را باخت اما کوروساوا تحت تأثیر او قرار گرفت. او بعدها گفت: «من شخصاً به ندرت تحت تأثیر بازیگران قرار می‌گیرم اما در مورد میفونه من کاملاً غرق او شدم.» اواخر زندگی و مرگ در اوایل دهه ۱۹۸۰ میفونه یک مدرسه بازیگری تأسیس کرد (Mifune Geijutsu Gakuin ،三船芸術学院). مدرسه پس از سه سال به دلیل مدیریت مالی نادرست ناموفق ماند. میفونه پس از بازی توراناگا در مینی سریال تلویزیونی شوگون در غرب تحسین فراوانی یافت.  رابطه بین کوروساوا و میفونه همچنان دوگانه باقی ماند. در حالی که کوروساوا نظرات بی‌رحمانه‌ای دربارهٔ بازی‌های میفونه بیان می‌کرد اما همچنان در مجله اینترویو اذعان کرده بود که «تمام فیلم‌هایی که من با میفونه ساخته‌ام، بدون او وجود نمی‌داشتند». او همچنین جایزه کاوازیتا که خودش دو سال قبل به دستش آورده بود را به میفونه ارائه کرد. آنها در نهایت در سال ۱۹۹۳ در مراسم خاکسپاری دوستشان، ایشیرو هوندا با یکدیگر آشتی نمودند. پس از چشم در چشم شدنی کوتاه، آنها گریان یکدیگر را در آغوش گرفتند و به تقریباً سه دهه دوری جستن متقابل پایان دادند.] آنها پس از آن هرگز دوباره همکاری نکردند و همچنین فرصتی برای به دست آوردن دوستی پیشین خود به‌طور کامل نیافتند و هر دوی آنها در طی حدود یک سال درگذشتند. در سال ۱۹۹۲ میفونه دچار مشکلی جدی و ناشناخته برای سلامتی‌اش شد. منابع گوناگونی می‌گویند که او به سبب کار بیش از حد سلامت خود را از دست داد و دچار سکته قلبی یا سکته مغزی شد. به هر حال، او به‌طور ناگهانی از زندگی عمومی دوری کرد و عمده زندگی‌اش محدود به خانه‌اش شد و همسرش ساچیکو از او مراقبت می‌کرد. هنگامی که او در سال ۱۹۹۵ به سرطان لوزالمعده دچار شد، وضعیت فیزیکی و روانی میفونه رو به وخامت نهاد. در شب کریسمس سال ۱۹۹۷، او در میتاکا، توکیو به سبب نارسایی‌های گوناگون اعضای بدنش در سن ۷۷ سالگی فوت کرد. از او دو پسر، یک دختر، یک نوه پسری و دو نوه دختری به جای مانده است. 👇
۱۴ فروردین درگذشت ژان اپستاین  (به فرانسوی: Jean Epstein) ‏(۲۵ مارس ۱۸۹۷–۲ آوریل ۱۹۵۳)‏ از کارگردانان و نظریه پردازان سینماست. ورشو، لهستان در امپراتوری روسیه درگذشت۲ آوریل ۱۹۵۳ (۵۶ سال) پاریس، فرانسه پیشه(ها)کارگردان فیلم، نظریه‌پرداز فیلم، نقد ادبی، رمان‌نویسسال‌های فعالیت۱۹۲۲–۱۹۴۸ او کارگردانی فیلم را با فیلم پاستور در سال ۱۹۲۲ آغاز کرد. لوئیس بونوئل که از سرشناس‌ترین کارگردانان جهان به‌شمار می‌رود در فیلم‌های مائوپرات و سقوط خانه آشر (۱۹۲۸) بعنوان دستیار در کنار اپستاین بوده است. نقدهای اپستاین در مجله لی اسپریت نوئو چاپ می‌شد. کارنامه‌ی فیلمسازی اپستان کمپانی شخصی تأسیس می‌کند (که نتیجه‌اش تولید یکی‌دوتا از تجربه‌های گروه اول هم هست) وسرانجام فیلمسازی که به منطقه‌ی برُتانی فرانسه می‌رود و در هیأت یک مستندنگار، فیلمساز رئالیست و قصه‌گوی حماسی (epic) برمی‌خیزد ــ از فینی ترای/انتهای زمین[(۱۹۲۹) و طلای دریاها[8] (۱۹۳۲) تا بازدارنده‌ی طوفان، که به‌ «فیلم‌های برُتون» معروفند و اهمیتشان هیچ کم از فیلم‌های دوره‌ی اول نیست اما منتقدان کاهلانه نادیده‌یشان گرفته‌اند. 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus
به بهانه زادروز مارلون براندو جونیور  (به انگلیسی: Marlon Brando Jr.؛ ۳ آوریل ۱۹۲۴ – ۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۴) بازیگر آمریکایی بود. او را یکی از تاثیرگذارترین بازیگران تاریخ می‌دانند، که در شش دهه فعالیت، به چندین افتخار از جمله دو اسکار، سه بفتا و چهار گلدن گلوب رسید. براندو در کنش‌گری، به‌ویژه جنبش‌های حقوق مدنی سیاه‌پوستان و سرخ‌پوستان آمریکا نیز فعال بود. او یکی از نخستین بازیگرانی است که روش بازیگری استانیسلاوسکی و بازیگری متد را به مخاطبان جریان اصلی رساند. مارلون براندو جونیور، ۳ آوریل ۱۹۲۴ در اوماهای نبراسکا چشم به جهان گشود، پدرش فروشنده مواد شیمیایی بود که بیشتر به بیرون از ایالت نبراسکا سفر می‌کرد و مادرش بازیگر تئاتر بود که بیشتر بیرون از خانه بود.غیبت مادرش منجر به وابستگی براندو به خدمتکار خانه شان شد که در پایان خدمتکارشان او را ترک کرد و سپس ازدواج کرد که براندو را دچار مشکلات عاطفی کرد . او دو خواهر بزرگتر از خودش به نام های جوسلین و فرانسیس داشت .بر خلاف نام خانوادگی او که ایتالیایی به نظر می‌رسد ، ریشه مارلون برادو آلمانی،هلندی،انگلیسی و ایرلندی بود.پدر بزرگ پدری او یوهان ویلهم براندو نام دارد که در ابتدای دهه ۱۷۰۰ از آلمان به ایالات متحده مهاجرت کرد. او گفته که هرگز فکر نمی‌کرده در سینما به چنین شهرتی برسد و می‌گوید: همه چیز اتفاقی شد، اگر خوش شانس نمی‌بودم و بازیگر نمی‌شدم، معلوم نیست که قرار بود سر از کجا دربیاورم. احتمالاً یک شیاد و کلاهبردار می‌شدم. کلاهبردار خوبی می‌شدم.. 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000
36.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب آرزوها ـ کار گزارش بهزیستی تهران از آخرین وضعیت کودکان کار در تهران: ۱۸ درصد کودکان سر چهارراه‌ها ایرانی بودند اما حتی یک کودک از این ۱۸ درصد خانواده نیازمند نداشت ولی از آن مدل خانواده‌هایی بودند که نگاهشان این بود که کودک باید کار کند. این خانواده‌ها نیز توجیه شدند که اگر قرار است کودکشان کار کند باید بعد از ۱۵ سالگی، در مدل استاد و شاگردی و در محلی که کودک دچار آسیب نشود کار کند نه در خیابان. در این فرایند با کودکان ایرانی مواجه می‌شدیم که بعد از صحبت با خانواده، آنها دوباره سرچهارراه می‌آمدند که به خانواده‌های آنها اعلام شد در صورت تکرار این اتفاق علیه خانواده اعلام جرم می‌شود. نصیری با اشاره به اینکه در این میان حدوداً ۱۰۰ کودک شناسایی شدند که سرپرست مؤثر نداشتند و اکنون در مراکز بهزیستی نگهداری می‌شوند. اکثریت قریب به اتفاق این کودکان اتباع خارجی هستند و تعداد کودک کار بدون سرپرست مؤثر ایرانی شاید به اندازه انگشتان یک دست باشد. پ.ن: این فیلم به کمک دوستان دفتر نگار صبح ساخته شد و کودکی به سختی با ما سخن گفت. 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000
*بازیگر شو!*: دوره آموزش خلاقیت و تکنیک در بازیگری *ویژه گروه سنی کودک و نوجوان* مدرس استاد افشین قاسمی: استاد حوزه هنر، کارگردان و بازیگر تئاتر 📅 شنبه‌ها از ساعت ۱۴ تا ۱۶⏰ فرهنگسرای ملل 🖊️ ثبت نام درمرکز آموزش فرهنگسرای ملل ☎️ تلفن ۲۲۶۷۱۷۱۸ 📌 مدیریت فرهنگی هنری منطقه یک- فرهنگسرای ملل
دیالوگ برای اتود بازیگری کودکان؛ رمز موفقیت فرزند شما تست بازیگری کودکان فرصتی است برای این‌که کودکان بتوانند استعداد خود برای شروع بازیگری را به نمایش بگذارند. یکی از بخش‌های مهم این تست نیز انتخاب متن اتود برای اجرا است. اما انتخاب این متن هم برای کودکان و هم والدین کاری دشوار است. خصوصا اگر ندانند باید دنبال چه نوع متنی باشند و بهترین دیالوگ برای تست بازیگری کودکان چه ویژگی‌هایی دارد. متن اتود بازیگری کودکان چیست؟ حتما شنیده‌اید که به شما می‌گویند کودکان برای تست باید یک متن اتود یا دیالوگ بازیگری یا مونولوگ را حفظ کرده و آن را اجرا کنند. پیش از هر چیز بگوییم، دیالوگ برای اجرا به حداقل دو نفر نیاز دارد و به‌همین دلیل منظور از دیالوگ برای تست بازیگری، همان مونولوگ است. اما مونولوگ چیست؟ مونولوگ سخنان یک شخصیت در یک فیلمنامه، نمایشنامه و حتی رمان است. این متن ممکن است خطاب به شخصیت دیگری در اثر باشد و یا مانند بیان افکار با صدای بلند باشد. برای متن اتود بازیگری کودک نیازی نیست این متن بلند باشد و حتی متنی در حدود یکی دو دقیقه می‌تواند کافی باشد. مهم‌ترین نکته انتخاب این متن نیز است که بتواند استعداد کودک را به عنوان یک بازیگر به نمایش بگذارد. دیالوگ برای تست بازیگری کودکان را چطور انتخاب کنیم؟ همه کودکان علاقمند به بازیگری برای شرکت در تست بازیگری به به یک مونولوگ عالی نیاز دارند تا برگزارکنندگان این آزمون را تحت تاثیر قرار دهند. اما اگر نمی‌دانید برای انتخاب این متن باید از کجا شروع کنید و بهترین دیالوگ برای تست بازیگری کودکان چه ویژگی‌هایی دارد، نگران نباشید. ما در ادامه به نکات راهنمای این انتخاب می‌پردازیم. دیالوگ تست بازیگری برای کودکان باید حاوی احساسات باشد متن اتود بازیگری کودک باید هم حاوی احساسات باشد و هم مخاطب بتواند از نظر عاطفی با آن ارتباط برقرار کند. برای مثال یک مونولوگ طنزآمیز هم هیجانات نمایشی کودک را نشان می‌دهد و هم ممکن است مخاطب را به خنده وادار کند. یک مونولوگ دراماتیک نیز می‌تواند مخاطب با فکر کردن وادار کند. یا متن تراژیک می‌تواند اندوه را نشان دهد و آن را منتقل کند. متنی را انتخاب کنید که کودک بتواند اجرا کند باورپذیر بودن یکی از ویژگی‌های بهترین اجرا برای تست بازیگری است. بنابراین مونولوگ یک کاراکتر هفتاد ساله در یک نمایشنامه برای نشان دادن استعداد فرزند ۱۰ ساله شما مناسب نیست. همچنین حواستان به متن‌های آهنگین یا نیازمند لهجه باشد چرا که اجرای آن‌ها ممکن است بسیار دشوار باشد. پس متنی را انتخاب کنید که جملاتی روان و کوتاه و کلماتی آشنا داشته باشد. دیالوگ برای تست بازیگری کودکان باید کوتاه باشد به‌طور معمول بهترین متن اتود بازیگری برای کودکان باید در زمانی معادل ۱ تا ۲ دقیقه قابل اجرا باشد. زیرا در صورتی که بیش از این طول بکشد، برگزارکننده آزمون را خسته می‌کند. این افراد از توانایی بالایی در ارزیابی بازیگران کودک دارند و در کمترین زمان هم می‌توانند استعداد فرزند شما را ارزیابی کنند. تمرین، تمرین و باز هم تمرین! اضطراب در زمان اجرای متن اتود بازیگری کودک کاملا طبیعی است. حتی هنرجویان بزرگسال نیز در زمان برگزاری این آزمون‌ها دچار استرس می‌شوند. اما چیزی که به کودک در غلبه بر این استرس کمک می‌کند، این است که بر اجرای خود مسلط باشد و این ممکن نمی‌شود مگر با بارها تمرین. اگر به موفقیت فرزند خود در این تست علاقه دارید وقت بگذارید و هر از گاهی (نه به طور ممتد و خسته‌کننده) از او بخواهید متن را برای شما اجرا کند. دیالوگ برای تست بازیگری کودکان را از کجا انتخاب کنیم؟ متن اتود بازیگری کودک ممکن است بخشی از منابع بازیگری مانند فیلمنامه یک فیلم سینمایی یا فیلم انیمیشن یا بخشی از یک نمایشنامه مناسب برای سنین کودکان و نوجوانان باشد. البته در اینترنت هم می‌توانید متن‌های آماده را پیدا کنید که دقیقا برای این کار نوشته شده‌اند. در ادامه چند نمونه از این متن‌ها را با هم مرور می‌کنیم. متن شماره یک برای شخصیتی به نام تیمی (پسر) رده سنی: ۷ تا ۱۰ سال ژانر: کمدی خلاصه داستان: تیمی سعی می‌کنه مادرش رو متقاعد کنه که به‌هم‌ریختگی اتاقش تقصیر اون نیست. تیمی: مامان! اصلا تقصیر من نیست که اتاقم به‌هم‌ریخته‌اس! من و آنتونی داشتیم با ماشینای مسابقه‌ای‌مون بازی می‌کردیم. فقط چهار تا ماشین بودن. همین! ولی یه دفعه یه صدایی از حیاط شنیدیم. یه سفینه اندازه ماشین بابا تو حیاط فرود اومد! یه آدم فضایی سبز بیریخت با سه تا کله ازش پیاده شد‌. بعدم از پنجره اومد توی اتاق! یهو حمله کرد و کتابامو از توی کتابخونه‌م ریخت بیرون. آنتونی پشت تخت قایم شده بود. ولی من فریزبی‌مو برداشتم و پرت کردم سمتش. خورد به شکمش. ولی انگار نه انگار، فریزبی‌مو برداشت و از پنجره رفت بیرون و با سفینه‌ش پرواز کرد.
روز نوشت جمعه ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ یک هفته از حمله سگ هار منطقه. گذشته ، همسایه واحد کناری از روز دوم جنگ آهنگ موسیقی کردی رو زیاد کرده، صدای دبس دبس تو مغزم ضربه میزند. چندبار بهشان تذکر دادم، فایده نکرد، به پلیس زنگ زدم کسی جواب نداد. وضعیت جنگی است ، این را می دانم. با خشم در واحد را میزنم، تق تق ـ کبه! صدای زنی است -صدای اون موسیقی لعنتی رو کم کنید گوشمون رفت ـ برو به صاحبخونه بگو ـ گور بابای صاحبخونه، الان شما اینجایی. و چند جمله دیگر بین من و زنی که حالا در کنار پیرمرد و پسر جوانی که گوشواره انداخته و موهایش را رنگ زده دم در پیدا می شوند. چهره پیرمرد نشان میدهد سخت پای بساط دود کرده است و زن که دیگر رمقی در چهره ندارد و هدفونی بر گوش گذاشته است. بر سر کم کردن و مزاحمت بحث می کنیم ولی من جای دیگری هستم. وحشت می کنم. می لرزم. یادم می افتند که دنیای بیرون بازتاب دنیای درونم است. این آدم ها درون من هستند، من چطور اجازه دادم ، کی آمده‌اند ؟ صدا بسته شدن در و فریادهای از داخل خانه من را به خود می آورد. وارد خانه خودم میشوم و روی مبل راحتی می نشینم و اخبار جنگ را پیگیری می کنم. و باز از خود می پرسم من کی اینها را دعوت کردم درون من چه خبر است.؟؟ این جنگ و این همسایه ها چه می خواهند به من بگویند؛! ساعتی می گذرد ، شاید .. من باید جنگی را درون خودم آغاز کنم. قبل از آنکه غافلگیر بشوم باید این جنگ را آغاز کنم.. قبل از آنکه دیر بشود. به چه چیز پناه ببرم؟ از چه چیز شروع کنم؟ . . . 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus
روز نوشت شنبه ۳۱ خرداد بازار داغ شایعات اون قدر زیاده که هیچ خبری رو نمیشه باور کرد، بعد از گذشت یک هفته صف نانوایی ها و پمپ بنزین کمتر شده و قیمت برنج و روغن یه پنج هزاری خورده سرس، اونهای که دارند جمع کردن بردن خونه و اون های که ندارند در انتظار حقوق که بتونند کاری کنند. بعضی ها مهربان و میهن پرست شدن و بعضی ها طمع کار و حریص بعضی ها فقط از پیروزی و نبرد بچه های هوا و فضا میگن ، بعضی ها فقط از شکست و ترور موساد زاویه دید اینکه اگه آمریکا وارد جنگ بشه ما شکستش میدیم با اینکه آمریکا وارد بشه بدبخت میشیم. اتباع خارجی که به وطن میزبان خیانت کردن و حمایت پاکستان تنها کشور حامی ما توی این جنگ. اینکه بشنوی «چه خبر؟ کجا رو زدن ؟ ما هم زدیم؟ آخرش چی میشه؟» اون قدر تکرار شده که دیگه جز ادبیات جنگ ۰۴ داره میشه. این سومین بار هست با شروع جنگ تمام فعالیتهای تاتری تعطیل میشه، و این نشونه بزرگیه.. بچه های کوچیک منتظر خبر نابودی دشمن هستند اونها درباره مذاکره بحث نمی کنند ، اصلا درباره اش صحبت نمی کنند. صداقت دارند و ایمان پاک. سوالشون هم اینه چرا باید با دشمن حرف بزنیم مگه اونها به ما حمله نکردن. حالم از وطن فروش و شاه پرست به هم میخوره، آدم هر چقدر هم بی شرف باشه وطنش رو نمیفروشه ولی بعضی ها همه چیز رو می فروشند وطن جای خود داره. جنگ به من حس شجاعت میده، حس بزرگ بودن، حس به سمت مرگ حمله کردن، من جنگ رو دوست دارم چون ذات آدم ها رو نشون میده. شنبه است و خیلی ها برگشتن. ادارات از فردا باز میشن. ولی اون هم معلوم نیست. گفتند اینترنت از امشب راه میفته ولی اون هم معلوم نیست. هر خبری که میاد ده دقیقه بعد تکذیبیه اش میاد. دارم فکر می کنم اگه یک نفر پرسید کجا رو زدن، ما کجا رو زدیم ،آخرش چی میشه چه جوابی بدم یه دو ساعتی حرفی نزنه. ولی مردم ما هنوز حس جنگی نگرفتند، انگار سالها در وضعیت جنگی بودند، این هم عجیب. نخستین صبح تابستان در راه است آینه ای برداریم و خود را در افق خورشید فردا بتکانیم 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus