eitaa logo
درسهای بازیگری و صداپیشگی
128 دنبال‌کننده
99 عکس
54 ویدیو
18 فایل
تکنیک های که شما باید در این رشته بیاموزید، در این کانال آموزش داده میشود. #افشین_قاسمی مدرس دانشگاه _کارگردان تاتر
مشاهده در ایتا
دانلود
*بازیگر شو!*: دوره آموزش خلاقیت و تکنیک در بازیگری *ویژه گروه سنی کودک و نوجوان* مدرس استاد افشین قاسمی: استاد حوزه هنر، کارگردان و بازیگر تئاتر 📅 شنبه‌ها از ساعت ۱۴ تا ۱۶⏰ فرهنگسرای ملل 🖊️ ثبت نام درمرکز آموزش فرهنگسرای ملل ☎️ تلفن ۲۲۶۷۱۷۱۸ 📌 مدیریت فرهنگی هنری منطقه یک- فرهنگسرای ملل
دیالوگ برای اتود بازیگری کودکان؛ رمز موفقیت فرزند شما تست بازیگری کودکان فرصتی است برای این‌که کودکان بتوانند استعداد خود برای شروع بازیگری را به نمایش بگذارند. یکی از بخش‌های مهم این تست نیز انتخاب متن اتود برای اجرا است. اما انتخاب این متن هم برای کودکان و هم والدین کاری دشوار است. خصوصا اگر ندانند باید دنبال چه نوع متنی باشند و بهترین دیالوگ برای تست بازیگری کودکان چه ویژگی‌هایی دارد. متن اتود بازیگری کودکان چیست؟ حتما شنیده‌اید که به شما می‌گویند کودکان برای تست باید یک متن اتود یا دیالوگ بازیگری یا مونولوگ را حفظ کرده و آن را اجرا کنند. پیش از هر چیز بگوییم، دیالوگ برای اجرا به حداقل دو نفر نیاز دارد و به‌همین دلیل منظور از دیالوگ برای تست بازیگری، همان مونولوگ است. اما مونولوگ چیست؟ مونولوگ سخنان یک شخصیت در یک فیلمنامه، نمایشنامه و حتی رمان است. این متن ممکن است خطاب به شخصیت دیگری در اثر باشد و یا مانند بیان افکار با صدای بلند باشد. برای متن اتود بازیگری کودک نیازی نیست این متن بلند باشد و حتی متنی در حدود یکی دو دقیقه می‌تواند کافی باشد. مهم‌ترین نکته انتخاب این متن نیز است که بتواند استعداد کودک را به عنوان یک بازیگر به نمایش بگذارد. دیالوگ برای تست بازیگری کودکان را چطور انتخاب کنیم؟ همه کودکان علاقمند به بازیگری برای شرکت در تست بازیگری به به یک مونولوگ عالی نیاز دارند تا برگزارکنندگان این آزمون را تحت تاثیر قرار دهند. اما اگر نمی‌دانید برای انتخاب این متن باید از کجا شروع کنید و بهترین دیالوگ برای تست بازیگری کودکان چه ویژگی‌هایی دارد، نگران نباشید. ما در ادامه به نکات راهنمای این انتخاب می‌پردازیم. دیالوگ تست بازیگری برای کودکان باید حاوی احساسات باشد متن اتود بازیگری کودک باید هم حاوی احساسات باشد و هم مخاطب بتواند از نظر عاطفی با آن ارتباط برقرار کند. برای مثال یک مونولوگ طنزآمیز هم هیجانات نمایشی کودک را نشان می‌دهد و هم ممکن است مخاطب را به خنده وادار کند. یک مونولوگ دراماتیک نیز می‌تواند مخاطب با فکر کردن وادار کند. یا متن تراژیک می‌تواند اندوه را نشان دهد و آن را منتقل کند. متنی را انتخاب کنید که کودک بتواند اجرا کند باورپذیر بودن یکی از ویژگی‌های بهترین اجرا برای تست بازیگری است. بنابراین مونولوگ یک کاراکتر هفتاد ساله در یک نمایشنامه برای نشان دادن استعداد فرزند ۱۰ ساله شما مناسب نیست. همچنین حواستان به متن‌های آهنگین یا نیازمند لهجه باشد چرا که اجرای آن‌ها ممکن است بسیار دشوار باشد. پس متنی را انتخاب کنید که جملاتی روان و کوتاه و کلماتی آشنا داشته باشد. دیالوگ برای تست بازیگری کودکان باید کوتاه باشد به‌طور معمول بهترین متن اتود بازیگری برای کودکان باید در زمانی معادل ۱ تا ۲ دقیقه قابل اجرا باشد. زیرا در صورتی که بیش از این طول بکشد، برگزارکننده آزمون را خسته می‌کند. این افراد از توانایی بالایی در ارزیابی بازیگران کودک دارند و در کمترین زمان هم می‌توانند استعداد فرزند شما را ارزیابی کنند. تمرین، تمرین و باز هم تمرین! اضطراب در زمان اجرای متن اتود بازیگری کودک کاملا طبیعی است. حتی هنرجویان بزرگسال نیز در زمان برگزاری این آزمون‌ها دچار استرس می‌شوند. اما چیزی که به کودک در غلبه بر این استرس کمک می‌کند، این است که بر اجرای خود مسلط باشد و این ممکن نمی‌شود مگر با بارها تمرین. اگر به موفقیت فرزند خود در این تست علاقه دارید وقت بگذارید و هر از گاهی (نه به طور ممتد و خسته‌کننده) از او بخواهید متن را برای شما اجرا کند. دیالوگ برای تست بازیگری کودکان را از کجا انتخاب کنیم؟ متن اتود بازیگری کودک ممکن است بخشی از منابع بازیگری مانند فیلمنامه یک فیلم سینمایی یا فیلم انیمیشن یا بخشی از یک نمایشنامه مناسب برای سنین کودکان و نوجوانان باشد. البته در اینترنت هم می‌توانید متن‌های آماده را پیدا کنید که دقیقا برای این کار نوشته شده‌اند. در ادامه چند نمونه از این متن‌ها را با هم مرور می‌کنیم. متن شماره یک برای شخصیتی به نام تیمی (پسر) رده سنی: ۷ تا ۱۰ سال ژانر: کمدی خلاصه داستان: تیمی سعی می‌کنه مادرش رو متقاعد کنه که به‌هم‌ریختگی اتاقش تقصیر اون نیست. تیمی: مامان! اصلا تقصیر من نیست که اتاقم به‌هم‌ریخته‌اس! من و آنتونی داشتیم با ماشینای مسابقه‌ای‌مون بازی می‌کردیم. فقط چهار تا ماشین بودن. همین! ولی یه دفعه یه صدایی از حیاط شنیدیم. یه سفینه اندازه ماشین بابا تو حیاط فرود اومد! یه آدم فضایی سبز بیریخت با سه تا کله ازش پیاده شد‌. بعدم از پنجره اومد توی اتاق! یهو حمله کرد و کتابامو از توی کتابخونه‌م ریخت بیرون. آنتونی پشت تخت قایم شده بود. ولی من فریزبی‌مو برداشتم و پرت کردم سمتش. خورد به شکمش. ولی انگار نه انگار، فریزبی‌مو برداشت و از پنجره رفت بیرون و با سفینه‌ش پرواز کرد.
روز نوشت جمعه ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ یک هفته از حمله سگ هار منطقه. گذشته ، همسایه واحد کناری از روز دوم جنگ آهنگ موسیقی کردی رو زیاد کرده، صدای دبس دبس تو مغزم ضربه میزند. چندبار بهشان تذکر دادم، فایده نکرد، به پلیس زنگ زدم کسی جواب نداد. وضعیت جنگی است ، این را می دانم. با خشم در واحد را میزنم، تق تق ـ کبه! صدای زنی است -صدای اون موسیقی لعنتی رو کم کنید گوشمون رفت ـ برو به صاحبخونه بگو ـ گور بابای صاحبخونه، الان شما اینجایی. و چند جمله دیگر بین من و زنی که حالا در کنار پیرمرد و پسر جوانی که گوشواره انداخته و موهایش را رنگ زده دم در پیدا می شوند. چهره پیرمرد نشان میدهد سخت پای بساط دود کرده است و زن که دیگر رمقی در چهره ندارد و هدفونی بر گوش گذاشته است. بر سر کم کردن و مزاحمت بحث می کنیم ولی من جای دیگری هستم. وحشت می کنم. می لرزم. یادم می افتند که دنیای بیرون بازتاب دنیای درونم است. این آدم ها درون من هستند، من چطور اجازه دادم ، کی آمده‌اند ؟ صدا بسته شدن در و فریادهای از داخل خانه من را به خود می آورد. وارد خانه خودم میشوم و روی مبل راحتی می نشینم و اخبار جنگ را پیگیری می کنم. و باز از خود می پرسم من کی اینها را دعوت کردم درون من چه خبر است.؟؟ این جنگ و این همسایه ها چه می خواهند به من بگویند؛! ساعتی می گذرد ، شاید .. من باید جنگی را درون خودم آغاز کنم. قبل از آنکه غافلگیر بشوم باید این جنگ را آغاز کنم.. قبل از آنکه دیر بشود. به چه چیز پناه ببرم؟ از چه چیز شروع کنم؟ . . . 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus
روز نوشت شنبه ۳۱ خرداد بازار داغ شایعات اون قدر زیاده که هیچ خبری رو نمیشه باور کرد، بعد از گذشت یک هفته صف نانوایی ها و پمپ بنزین کمتر شده و قیمت برنج و روغن یه پنج هزاری خورده سرس، اونهای که دارند جمع کردن بردن خونه و اون های که ندارند در انتظار حقوق که بتونند کاری کنند. بعضی ها مهربان و میهن پرست شدن و بعضی ها طمع کار و حریص بعضی ها فقط از پیروزی و نبرد بچه های هوا و فضا میگن ، بعضی ها فقط از شکست و ترور موساد زاویه دید اینکه اگه آمریکا وارد جنگ بشه ما شکستش میدیم با اینکه آمریکا وارد بشه بدبخت میشیم. اتباع خارجی که به وطن میزبان خیانت کردن و حمایت پاکستان تنها کشور حامی ما توی این جنگ. اینکه بشنوی «چه خبر؟ کجا رو زدن ؟ ما هم زدیم؟ آخرش چی میشه؟» اون قدر تکرار شده که دیگه جز ادبیات جنگ ۰۴ داره میشه. این سومین بار هست با شروع جنگ تمام فعالیتهای تاتری تعطیل میشه، و این نشونه بزرگیه.. بچه های کوچیک منتظر خبر نابودی دشمن هستند اونها درباره مذاکره بحث نمی کنند ، اصلا درباره اش صحبت نمی کنند. صداقت دارند و ایمان پاک. سوالشون هم اینه چرا باید با دشمن حرف بزنیم مگه اونها به ما حمله نکردن. حالم از وطن فروش و شاه پرست به هم میخوره، آدم هر چقدر هم بی شرف باشه وطنش رو نمیفروشه ولی بعضی ها همه چیز رو می فروشند وطن جای خود داره. جنگ به من حس شجاعت میده، حس بزرگ بودن، حس به سمت مرگ حمله کردن، من جنگ رو دوست دارم چون ذات آدم ها رو نشون میده. شنبه است و خیلی ها برگشتن. ادارات از فردا باز میشن. ولی اون هم معلوم نیست. گفتند اینترنت از امشب راه میفته ولی اون هم معلوم نیست. هر خبری که میاد ده دقیقه بعد تکذیبیه اش میاد. دارم فکر می کنم اگه یک نفر پرسید کجا رو زدن، ما کجا رو زدیم ،آخرش چی میشه چه جوابی بدم یه دو ساعتی حرفی نزنه. ولی مردم ما هنوز حس جنگی نگرفتند، انگار سالها در وضعیت جنگی بودند، این هم عجیب. نخستین صبح تابستان در راه است آینه ای برداریم و خود را در افق خورشید فردا بتکانیم 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus
هشدار به قبرس؛ 🔴 این قوم اشغالگرند 🔻کنایه جالب کاربر عرب‌: شنیدم که برخی اسرائیلی‌ها دارند به قبرس فرار می‌کنند. قبرس ۱۰ سال بعد...
روزنوشت یکشنبه ا تیر ماه ۱۴۰۴ صبح نشده مردک کله زرد کار خودش رو کرد، همون چیزی که خیلی ها حدس می‌زدند. حالا آمریکا رسماً به ایران عزیز حمله کرده است. فکر کنم حکام عرب منطقه شب نتوانستند بخوابند ولی دولتمردها ما راحت خوابیدن و نظامی گوش به فرمان. داستان آیا آخرزمانی هست یا نه ؟ نمی دونم. آخرش چی میشه؟ نمی دونم. قبلاً توافق کردند؟ نمی دونم. این حماقت ترامپ بود یا زیرکیش؟ نمی دانم، اطلاعی ندارم. چرا ایران داره این حمله رو ناچیز می‌کنه و هی میگه خسارت وارد نشده؟ نمیدام، اطلاعی ندارم. چرا قیمت نفت لعنتی بعد از ده روز جنگ هنوز همون هشتاد دلار است؟ نمی دانم. خلاصه من این رو می‌دونم آقا نقی میوه فروش سر کوچه به چیزش هم نیست و صبح به صبح خودش رو توپ می‌کنه میاد مغازه. آرایشگاه بالای خیابان هم هر روز غروب مثل قدیم ها چند جوون جمع می‌شند و یه سیگار رو با هم میکشند. واحد کناری که تو کار خلاف بازارش رو گسترش داده ، انگار این جنگ بیشتر به نفعش هست. چون میدونه حالا حالا کسی سراغش رو نمیگیره. تو این اوضاع تاتر ها باز شده و گروه های بیچاره با سالن خالی باید اجرا برند. سالن های خصوصی هم کار ندارند بازیگر رفته و تهران نیست. یا اجرا میر ی یا خسارت میدی. یه عده هم که تو روزمزد بودن به فنا رفتن، الان تهران کارگر پیدا نمیشه. طرف آرد آورده نانوای میگه خودت خالی کن من کارگر ندارم. دارم فکر میکنم این جمله چقدر درست. «هر شرایط سختی می‌تونه دوست تو باشه در روزهای پیروزی » حالا از این حرف ها گذشته مسعود پزشکیان چرا نمیاد با مردم حرف بزنه. مثلاً الکی لاتیش رو پر کنه، تهدید کنه، من نمی دونم این رگ ترکیش کی می‌ خواهد بزنه بیرون. کیشی اون دفعه تبریزی ووردلار. اما اگه من بودم این سگ زرد که فقط فکر پول رو یه حالی بهش میدادم. بابا قیمت نفت ببره بالا ببین چه جوری می‌افتند به التماس. تا الان هم ما نفهمیدم چرا اون تنگه بسته نمیشه. با چی فردو رو زدن صداش نیومده. اول تابستانی آمریکا زد به سرش. الف. ق 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus
روزنوشت دوشنبه ۲تیر ۱۴۰۴ ایران پایگاه های آمریکا در قطر ، بحرین ، عراق را مورد هدف موشکی قرار داد. جنگ به روز یازدهم رسید. ابراهیم علی اف همانطور که معلوم بود به ما خیانت کرد. جنگنده های دشمن در آسمان ایران بخاطر رادارگریز بودن در حال زدن نقاط مختلف هستند. ایران هم نقاط بسیاری را می زند. ایران تنها میان کشورهای یهود و مسلمان گوی ایران آخرین سنگر خداست. این جنگ جنگ تکنولوژی است. متفاوت و پیچیده، ایمان دارم بچه های هوا و فضای ما برای بمب افکن پی ۲ و جنگنده اف ۳۵ راهکار پیدا خواهند کرد. ما به کمک پروردگار ایمان داریم. سست و نگران نشوید شما بذارید. سعی میکنم کمتر با مردم درباره جنگ حرف بزنم. بنده خدایی خیلی اضطراب داشت، سیگارش رو هم به بهانه جنگ زیاد کرده بود. گفتم چی شده؟ گفت: می ترسم گفتم: از چی؟ گفت: جنگ ادامه پیدا کنه ، بچه ام گرسنه بمونه. چی می تونستم بگم. ذهن تا کجا می‌تونه بره. یکی دیگه از آشناها می‌گفت اگه یه موشک اشتباهی بیاد سمت خونه ما ،چه کار کنم!! از فکر خوابش نمی برد. به نظرم اینها اگه جنگ هم نبود یه دلیلی برای نگرانی پیدا می کردند. اما من دیر مضطر میشم ، تو کرونا هم همینطور بود. الف. ق 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus
روزنوشت سه شنبه ۳ تیر ۱۴۰۴ آتش بس از طرف سگ زرد اعلام شد. ناگهان وزیر امور خارجه تایید کرد. من تنها شبی که نتونستم بخوابم دیشب بود، تا خود صبح بیدار بودم ، دوست نداشتم تحلیل ها رو بخونم. دوست نداشتم این آتش بس رو ... دیگه نمی تونم جمله بنویسم. می خواهم فقط کلمه بگم. کلمه.... شب خیانت خون وطن اشک 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000