eitaa logo
درسهای بازیگری و صداپیشگی
128 دنبال‌کننده
99 عکس
54 ویدیو
18 فایل
تکنیک های که شما باید در این رشته بیاموزید، در این کانال آموزش داده میشود. #افشین_قاسمی مدرس دانشگاه _کارگردان تاتر
مشاهده در ایتا
دانلود
روز نوشت جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴ شب تاسوعا است. بعد از اتمام پذیرایی در ایستگاه صلواتی تصمیم گرفتیم به امامزاده نزدیک منزل برویم. باد سردی شروع به وزیدن کرده بود. امسال از هیات ها درخواست کرده اند که بخاطر مسائل امنیتی در فضای باز مراسم را برگزار کنند. بچه ها داخل ماشین خوابشان برد ، کمی هم مریض احوال بودند، ناچار شدیم برگردیم. بین راه گروه تعزیه خوانی در پارک در حال اجرای تعزیه بودند. گفتم دیدن تعزیه برای بچه ها جالب است. توقف کردم و با هم به دیدن تعزیه رفتیم. تعزیه حضرت علی اکبر بود. یک گروه پنج نفره. چند جوان و پیری که معلوم بود عشق امام حسین او را سراپا نگه داشته است. لباس ها در دو رنگ سبز و قرمز و فلاکس چای که بر روی سکوی تعزیه خودنمای میکرد. عباس خوان و اکبرخوان هر دو با میکروفن از دستگاه خارج می خواندند. بچه ها از من درباره آنها پشت سر هم سوال می کردند. تا زمانی که جنگ شروع شد و شمشیرهای که بالا می رفتند و هیچ نشانی از جنگ علی اکبر نبود. آن سه قرمز پوش نه زخمی می شدند نه کشته می شدند و در پایان علی اکبر خوان که دیگر نفس هایش بند آمده بود به خیمه بر می گردد. و ماجرای که نمی دانم از کجا آورده بودند که حضرت عباس برای امتحان حضرت علی اکبر روبند سیاه می زند و به جنگ علی اکبر می رود. من تعزیه علی اکبر را کار کرده بودم زمان دانشجویی ، الان میفهمم چرا هر شخصیتی در تعزیه لباس مشخصو دستگاه موسیقی مشخص داشتند. مثلاً حضرت عباس در چهارگاه با لباس آبی. حضرت علی اکبر با لباس سفید. امام حسین در دستگاه سه گاه با لباس سبز. همه اینها برای این بود که تماشاگران تعزیه سریع تشخیص بدهند. که چه کسی در حال سخن گفتن و جنگیدن است. تعزیه خوانی در نقش علی اکبر وسط تعزیه آب می خورد. و ناگهان سبز بوش نقش عباس به حضرت علی اکبر حمله کرد. اینجا بود که دیگر بچه هایم گیچ شده بودند که دارد چه می شود. دستشان را گرفتم و به بهانه ای بردمشان. آه، از این هنر فاخر، چه روزگاری می گذراند. اعتقاد من این است، برای مخاطب امروز تعزیه بی کلام بسیار پاسخ گو است. روایت بدون کلام. موسیقی و اتفاق ، مانند دوره دیلمیان که تعزیه بی کلام رایج بود. و آن قدر در حقه های تیر خوردن و جنگیدن پیشرفته بودند که چون جلوه های ویژه سینمایی بود. مثلاً زمانی که علی اکبر بر روی اسب به پشت تپه می رفت، چند نفر در پشت تپه به سرعت لباسی که بر از تیر است می پوشاند و صورت او را خون آلود می کرد. این اتفاق در کوتاهترین زمان اتفاق می افتاد و تماشاگر رفتن علی اکبر به پشت تپه و برگشت او را می دید. با آمدن او با چنین وضعی دیگر مجلس تعزیه حال دیگر می گرفت. از زمانی که معین الیکا حذف شد و این سنت نمایشی در ویترین ها رفت و نسل جدید ماند و تعزیه ای که دیگر چیزی از آن باقی نمانده است و ارتباطی برقرار نمی شود.
روز نوشت جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ صبح پیغام اومد تو واتس آپ از یه شماره ناشناس که من دنبال شماره شاهرخی نامی از دانشکده هنر هستم. سوال کردم شما خودش رو معرفی نکرد یه نامه من درآوردی نشان داد که خانم یا آقای شاهرخی کیفی رو گم کرده و این بنده خدا که خودش رو کیارسی معرفی میکرد الان تهران و می خواهد جبران کنه. من هم گفتم نمیشناسم و اشتباه گرفتی ولی تمام پیغام ها و عکس نامه رو پاک کرد. و حتی تو کش هم نتونستم عکس نامه رو پیدا کنم. حالا کی بود چی بود کلاهبرداری بود، نمی دونم. فقط می‌دونم یه چیز عادی نبود. مثل اون پسر جوانی که از دنیا بریده بود و شاهد قتل جوانی به نام افشین بود. هر چی من می‌گفتم افشین ها نمی میرند ، مردک می گفت نه مرد خونش هم ریخت رو کیفم و هفته بعد اعلامیه اش را دیدم. حالا این در شرایطی یک به میلیون اتفاق میوفته که به غریبه این حرف رو به آدم بزنه. . . . حس ششم ، حس واقعا ترسناکیه، اینکه به چشم های طرف نگاه کنی و بفهمی به چی فکر می‌کنه و درونش چه خبر!! دارم کتاب شبکه های جاسوس جهان رو می خونم. ترجمه موحدی راد. توصیه به خواندنش نمی کنم. عجیب من الان که دارم می نویسم دارم خودم رو سانسور میکنم. بعضی چیزها رو نمی نویسم. شاید هیچوقت درباره اش حرف نزنم. چرا؟ کی میشه حرف زد بدون ترس از ناراحت شدن کسی . . . زود رنجی و تکبر دارم سعی میکنم ریشه هاش رو پیدا کنم. لایه های مخفی . طرف ظرفیت خودش تو آینه نداره ، یعنی خودش رو نمیتونه تحمل کنه رسانه دست گرفت. سایه مگس از کنارش رد میشه، دو روز با خودش قهر ، ولی درس اخلاق میده. القصه این ها رو می نویسم تا یادم نره. بعداً به کارم میاد
روزنوشت ۲۲ تیر ۱۴۰۴ یکشنبه هشت صبح باید دانشگاه باشم . مترو کرج وقتی می خواهی وارد بشی ، دود سیگارها به استقبالت میاد. دختر و پسر و تیپ های مختلف قبل از سوار شدن با شکم خالی نیکوتین رو دارن وارد خونشون میکنند. بعضی ها کارت نمیزنن و گاهی تو درب ورودی گیر می کنند. مامور مترو چیزی نمیگه، وقتی به سکو میرسم آدم های که در نقاط مختلف جمع شدن و تقریباً به صورت مجسمه واستا ن، توجه است رو جلب می‌کنه. ده دقیقه شاید هم بیشتر تو اون حالت می مونند، کسی حرف نمیزنه،. اگه این کار رو نکنند احتمال داره جای خوبی گیرشون نیاد و اکثریت گیرشون نمیاد. ،سکوی روبروی خالی از مسافر و زنی به تنهایی جولان میده. موها رو به باد داده و معلوم وقت زیادی براشون صرف کرده، تو این لحظه تنها سرگرمی مسافران ایستاده در انتظار همون، ولی انگار این صحنه و این ایستادن و این انتظار هزاران بار تکرار شده مثل سربازهای که از یک جنگ طولانی برگشتند و حالا باید دوباره به جنگ برند. قطار تندرو و فشار شدید برای سوار شدن و پیدا کردن جا، هنوز سکوت و صورت های منجمد در اطراف فراوان است. وقتی به تهران می‌رسی کمی چهره ها تغییر می کند، مترو صادقیه سوار خط یک میشوم. صدای برخورد کلامی پسر و دختر شنیده می شود. گویا دختر از اینکه بپسر جوان ه او نگاه کرده شاکی است و فحش های آبدار نصیبش می کند.. کارگری. رنحور می گوید صلوات بفرستید. کارمندی با شکمی که حجمی زیادی را در آن لحظات اشغال کرده می گوید: صلوات دوره اش تمام شده، با صلوات جیب ما را خالی کردن. و ناگهان پیرمرد سپید موی که روبروی من ایستاده، مرا خطاب قرار میدهد. ـ زده ، همه جا رو زده با خاک یکسان کرده، میگه ما پیروز شدیم. این پیروزیه. نگاه ها به سمت من بر می گردد. جواب نمی دهم. پیرمرد که پیراهن مشکی و جای مهر رو پیشانیش نمایان است ، دوباره تکرار می کند. گوی این سوال را روزی چند صد مرتبه از خودش می پرسد. حالا من نماینده نظام می شوم، هنوز نگاه های مسافران به من است. چه جوابی بدهم، اصلا چرا از من می پرسد، چرا وسط دعوا چنین سوالی می کند. دوباره به چشمانش نگاه میکنم و صدایم رو از قفسه سینه خارج می کنم و مخرج صدا را حرف (گ) میگرم ....و می گویم: تو حاجی پیروز هستی ، تو این سن داری میری سر کار و تنت سالم ، تو پیروز هستی، همین که سر بساط نیستی یعنی تو پیروزی. پیرمرد با ناراحتی می گوید: بعضی وقتها دیگه نمی‌کشم. پدرم من رو خوب تربیت کرد. و باز شدن درب مترو به دادم می رسد که مکالمه همین جا خاتمه پیدا کند. چهره های سنگی مسافران متروی ایستگاه کرج، حرف ها و سوال های بسیاری دارند. مهمترین سوال آنها از نظر من آیا ما خوشبخت هستیم؟ . . . با خودم فکر میکنم این همه آدم رو من به زندگیم دعوت کرده ام. آنها هم برای من امروز و این لحظه اینجا هستند. آمده اند که من تنها نباشم. تانی
روزنوشت سه شنبه ۷ مرداد وقتی می بینم مثل برق داره میگذره روزگار، تصمیم گرفتم به علایقم پیشتر توجه کنم. نقاشی وقتی درآمدت به نوسانات روز جامعه در حال سقوط ، یه مزه دیگه داره. انگار با کشیدن تابلوی نقاشی میگی، خدایا من آرومم و حرص فردا رو نمی‌زنم. من تو رو دارم و پر از اشتباهم و تنها امیدم توی. داستان غزه و گرسنگی خیلی اذیتم می‌کنه. یه عده دارند از گرسنگی جلوی چشم میلیون ها انسان می میرند . رسانه یه عده رو رسماً تبدیل به حیوان کرده، حیوانهایرکه انسانیت در اون ها مرده. چرا کاری نمی کنیم. تمام دولتهای جهان با اسرائیل هستند. لابی اونها همه جا هست. با فحش و تحقیر، تهدید می خوان صدای مردم دنیا رو خاموش کنند . ولی خودشون هم می دانند که آخرش. حوصله تمرین و اجرا رو ندارم، انگیزه ندارم نه برای جشنواره نه برای اجرای عموم. به خاطرات گذشته هم فکر نمی کنم. تو یک فضای هستم شبیه سوار شدن در سفینه فضایی ، دور از زمین ولی وابسته به اون
امتحان پایانی اولین دوره بازیگری دوره پیشرفته ویژه نوجوانان آموزشگاه آزاد نمایشی افشین با مجوز رسمی از وزارت ارشاد اسلامی . . . یک سال با بچه های با استعداد بازیگری. بیش از صدها اتود نمایشی تولید دو تاتر ساخت چند کلیپ تولید پادکست امیدوارم آینده درخشانی داشته باشید. افشین قاسمی سرپرست و مدرس شهریور 1404 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus
نمایش ــ به ـ ایران ـ زیبا (زیبا زیبا ای ایران ـ  نمایش خلاق با همراهی کودکان)  ❄️فرهنگسرای ‌ملل ‌- ‌بوستان ‌قیطریه  🎥 پنجشنبه ۳ مهر  و جمعه ۴ مهر  ☑️ ساعت: ۱۴:۳۰  ☑️ زمان :   ۴۰ دقیقه نویسنده و کارگردان:  # افشین ـ قاسمی بازیگران:   امیر رضا جهان فر، هانا خیر بخش، رویسا ابراهیمی، ترانه کریمی، حنا یوسفی، دلوین بیامند، رزا پیمان فر، محیا فتح الهی، کیامهر بوتراب، لیام سرلک، بهراد شیخ ها، بارمان بخشی نژاد، النا ذوالفقار، افشین ‌قاسمی دستیار کارگردان:  فارا فرقدانی طراح پوستر:  مریم نورانی مدیر هماهنگی:  غزاله اشراقی منشی صحنه:  فرناز رضایی اجرای موسیقی و نور:  زهره سلیمانی، شیما ریسمانیان 📒 خلاصه: یک نمایش خلاق با کودکان ۵ تا ۹ سال برای آشنایی با فرهنگ و اقوام ایرانی 🔗 لینک تهیه بلیط: http://tiwall.com/p/iran.ziba 🔆 آغاز بلیط فروشی از ساعت ۱۲ روز سه‌شنبه ۱ مهر خواهد بود.
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلم مثل آدم برفی بازیگران دلوین بیانمند بارمان بخشی نژاد کارگاه بازیگری تهران، قیطریه ،فرهنگسرای ملل مدرس و کارگردان: افشین قاسمی . . . با تشکر از جناب آقای کرد، خانم نواده، خانم جعفری ، کامبیز جهانگیری. و همه کارکنان فرهنگسرای ملل . . کلاس های بازیگری کودک شنبه ها ساعت ۳ الی ۵ 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلم کلاس نقاشی بازیگران امیررضا جهان فر رویسا ابراهیمی هانا خیر بخش محیا فتح الهی بهراد شیخ ها کارگاه بازیگری تهران، قیطریه ،فرهنگسرای ملل مدرس و کارگردان: افشین قاسمی . . . با تشکر از جناب آقای کرد، خانم نواده، خانم جعفری ، کامبیز جهانگیری. و همه کارکنان فرهنگسرای ملل . . کلاس های بازیگری کودک شنبه ها ساعت ۳ الی ۵ 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمایش «قره‌گوز» (Karagöz) یکی از هنرهای نمایشی سنتی ترکیه است که به‌ویژه در فرهنگ و تاریخ این کشور جایگاه ویژه‌ای دارد. این نمایش با استفاده از عروسک‌های سایه‌ای اجرا می‌شود و به خاطر ویژگی‌های خاص خود معروف است. برخی از ویژگی‌های مهم نمایش قره‌گوز عبارتند از: 1. عروسک‌های سایه‌ای: عروسک‌ها معمولاً از چرم یا مواد نازک و شفاف ساخته می‌شوند و با حرکت دادن آن‌ها در برابر نور، سایه‌های آن‌ها بر روی پرده دیده می‌شود. 2. شخصیت‌های مشخص: شخصیت اصلی نمایش، «قره‌گوز» (Karagöz) است که معمولاً فردی ساده‌دل، بامزه و گاهی احمق به تصویر کشیده می‌شود. شخصیت دیگر، «هُزِر» (Hacivat) است که معمولاً فردی باهوش و زیرک است و نقش متعادل‌کننده را در داستان ایفا می‌کند. 3. طنز و انتقاد اجتماعی: نمایش‌های قره‌گوز به‌طور معمول شامل طنز و شوخی‌هایی هستند که به نقد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می‌پردازند. این ویژگی باعث می‌شود که مخاطبان بتوانند با موضوعات روزمره خود ارتباط برقرار کنند. 4. زبان محاوره‌ای: دیالوگ‌ها معمولاً به زبان محاوره‌ای و عامیانه اجرا می‌شوند که به جذابیت و نزدیکی نمایش به مردم کمک می‌کند. 5. موسیقی و آواز: در بسیاری از اجراها، موسیقی و آواز نیز به کار گرفته می‌شود که به ایجاد جوی شاداب‌تر و دلنشین‌تر کمک می‌کند. 6. اجراهای زنده: نمایش‌های قره‌گوز معمولاً به صورت زنده و در مکان‌های عمومی مانند بازارها، جشن‌ها و فستیوال‌ها برگزار می‌شوند. این ویژگی‌ها باعث شده‌اند که نمایش قره‌گوز نه تنها یک هنر نمایشی بلکه بخشی از فرهنگ و هویت ملی ترکیه است. https://eitaa.com/actor2000
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلم پاییز بازیگران دلوین بیامند لیام سرلک سلین رضایی کیانمهر بوتراب بارمان بخشی نژاد کارگاه بازیگری کودک، تهران، قیطریه ،فرهنگسرای ملل مدرس و کارگردان: افشین قاسمی . . . با تشکر از جناب آقای کرد، خانم نواده، خانم جعفری ، کامبیز جهانگیری. و همه کارکنان فرهنگسرای ملل . . کلاس های بازیگری کودک شنبه ها ساعت ۳ الی ۵ 👇 https://ble.ir/ator2000 https://eitaa.com/actor2000 https://t.me/avayeghoghnus