eitaa logo
انجمن ادبی آوین
244 دنبال‌کننده
218 عکس
45 ویدیو
4 فایل
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها 🌱 انجمن ادبی دبیرستان تیزهوشان شهید قدوسی ارتباط با ادمین: @Avin_administrator
مشاهده در ایتا
دانلود
در خبر است از سَرور کائنات و مَفْخَرِ موجودات و رحمتِ عالَمیان و صَفوتِ آدمیان و تتمهٔ دورِ زمان، محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم، شفیعٌ مطاعٌ نَبیٌ کریم قسیمٌ جسیمٌ نسیمٌ وسیم چه غم دیوارِ امّت را که دارد چون تو پشتیبان چه باک از موجِ بحر آن را که باشد نوح، کشتیبان 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
″عشق محمد بس است و آل محمد″❤️‍🩹 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
من ندانستم که عشق این رنگ داشت وز جهان با جان من آهنگ داشت دستهٔ گل بود کز دورم نمود چون بدیدم آتش اندر چنگ داشت عافیت را خانه همچون سیم رفت زآنکه دست عقل زیر سنگ داشت صبر بیرون تاخت از میدان عشق در سر آمد زانکه میدان تنگ داشت از جفا تا او چهار انگشت بود از وفا تا عهد صد فرسنگ داشت دل بماند از کاروان وصل او زآنکه منزل دور و مرکب لنگ داشت نالهٔ خاقانی از گردون گذشت کارغنون عشق تیز آهنگ داشت 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
مبارک ساعتی باشد که با منظور بنشینی به نزدیکت بسوزاند مگر کز دور بنشینی عقابان می‌درد چنگال باز آهنین پنجه تو را بازی همین باشد که چون عصفور بنشینی نباید گر بسوزندت که فریاد از تو برخیزد اگر خواهی که چون پروانه پیش نور بنشینی گرت با ما خوش افتاده‌ست چون ما لاابالی شو نه یاران مست برخیزند و تو مستور بنشینی میی خور کز سر دنیا توانی خاستن یکدل نه آن ساعت که هشیارت کند مخمور بنشینی تمنای شکم روزی کند یغمای مورانت اگر هر جا که شیرینی‌ست چون زنبور بنشینی به صورت زآن گرفتاری که در معنی نمی‌بینی فراموشت شود این دیو اگر با حور بنشینی نپندارم که با یارت وصال از دست برخیزد مگر کز هر چه هست اندر جهان مهجور بنشینی میان خواب و بیداری توانی فرق کرد آنگه که چون سعدی به تنهایی شب دیجور بنشینی 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
این کهنه رباط را که عالم نام است آرامگَهِ اَبْلَقِ صبح و شام است، بزمی است که واماندهٔ صد جمشید است، گوری است که خوابگاهِ صد بهرام است! 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
در عجبم، از عيب‌جویی که خودش از همه پر عیب‌تر است. (ع) 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم صوفی شوم و گوش به منکر نکنم دیدم که خلاف طبع موزون من است توبت کردم که توبه دیگر نکنم 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکمُ لِلّه آیین تقوا ما نیز دانیم لیکن چه چاره با بخت گمراه؟  ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم یا جام باده یا قصه کوتاه من رند و عاشق در موسم گل آن گاه توبه؟ استغفرالله مهر تو عکسی بر ما نیفکند آیینه‌رویا! آه از دلت آه اَلصَبرُ مُرٌّ و العُمرُ فانٍ یا لَیتَ شِعري حَتّامَ أَلْقاه حافظ چه نالی گر وصل خواهی؟ خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
Homayoun Shajarian (www.BiaMusic.us)08 A Life and Hunderes of Alas Tasnif on Hafez Sonnet.mp3
زمان: حجم: 7.1M
🎼 ما شیخ و واعظ، کمتر شناسیم... یا جام باده، یا قصه کوتاه 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
عیشم مدام است، از لعل دل‌خواه کارم به کام است، الحمدلله ای بخت سرکش! تنگش به بَر کش گه جام زرکش، گه لعل دل‌خواه ما را به رندی، افسانه کردند پیران جاهل، شیخان گمراه از دست زاهد، کردیم توبه و از فعل عابد، استغفرالله جانا چه گویم؟ شرح فراقت چشمی و صد نم، جانی و صد آه کافر مبیناد، این غم که دیده‌ست از قامتت سرو، از عارضت ماه شوق لبت برد، از یاد حافظ درس شبانه، ورد سحرگاه 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
سحرگه ره‌‎رُوی در سرزمینی همی گفت این معما با قرینی که ای صوفی شراب آن گه شود صاف که در شیشه برآرد اربعینی خدا زان خرقه بیزار است صد بار که صد بت باشدش در آستینی مروت گر چه نامی بی‌نشان است نیازی عرضه کن بر نازنینی ثوابت باشد ای دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشه‌چینی نمی‌بینم نشاط عیش در کس نه درمان دلی نه درد دینی درون‌ها تیره شد باشد که از غیب چراغی برکند خلوت‌نشینی گر انگشت سلیمانی نباشد چه خاصیت دهد نقش نگینی؟ اگر چه رسم خوبان تندخویی‌ست چه باشد گر بسازد با غمینی؟ ره میخانه بنما تا بپرسم مَآل خویش را از پیش‌بینی نه حافظ را حضور درس خلوت نه دانشمند را علم‌ الیقینی 🌿@adabavin | ادب آوین🪶
آن قصر که بهرام درو جام گرفت، آهو بچه کرد و روبَهْ آرام گرفت؛ بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟ 🌿@adabavin | ادب آوین🪶