eitaa logo
آدم و حوا 🍎
40.4هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3هزار ویدیو
0 فایل
خاطره ها و دل نوشته های زیبای شما💕🥰 همسرداری خانه داری زندگی با عشق💕
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دو سوته کش مو خرگوشی بدوز •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
✳ تجربه و تغییر مثبت در زندگی 🌹 سلام و خسته نباشید ب تمام باعث و بانیه این کانال ، خیلی وقته هرروز گوشیمو بخاطر خوندن ایده هاتون نگا میکنم ، من ۲۸سالمه، الان ک دارم اینو مینویسم نمیدونم از کجا براتون شروع کنم ولی خلاصه چندتا تجربه بگم ک واقعا میتونه بدردتون بخوره چون زندگیه خیلی جالب و پیچیده ای داشتم ، تو خونواده ای بزرگ شدم ک ۶تا دختر داشتن البته خواهربزرگم فوت کرده😔 هممون سنامون کمه و بدون پسر بماند بعضیا پسر دوست بودن، از اول زندگیم کمبود اعتماد بنفس داشتم ، از همون اولم بین خواهرام عقده داشتم ک من سبزم خوشگل نیستم ولی همیشه تو ذهنم خودمو زیبا وشیک تصور میکردم چندسال اینقدر تصور کردم ک شاید باورتون نشه الان خداروشکر زیبایی و شیک بودنم زبان زد خاص و عام شد یواش یواش جور شد چون ملکه ذهنم شده بود(این ازقدرت تلقین )، خواستگارایه زیادی داشتم ازدواج کردم باانتخاب خودم ولی زود فهمیدم ک هم اعتیاد داره و بی مسئولیت و... بماند بخاطرش زندگیه خیلی سختی داشتم چند جا کار کردم دوریو تحمل کردم و آه در بساط نداشتیم جدا شدم از جون مایه گذاشتم ولی درست نشد جداشدم ولی افسرده نشدم دستمو گذاشتم رو زانوم و ب کار مورد علاقم رسیدم اونم با سربلندی و صبر( اینم از صبر داشتن و اینکه از خودتون بجایه دیگران توقع داشته باشین باعث پیشرفتتون میشه) چندسال بعد با یه پسر آشنا شدم ک هم از خونواده بزرگی بود هم خودش دکترو نخبه و سرشناس بود البته مجرد قصدمون ازدواج بود تا حدودی کارامونم انجام دادیم یه روز ک باهاش حرف زدم عصر قرار بود باز زنگ بزنه چون اون روزا دوربودیم یکی دوهفته ، زنگ نزد خواستم خودم زنگ بزنم گوشیمو روشن کردم دیدم عکس اعلامیش رو پروفایل همس تصادف کرده بود فوت کرد 😔 خیلی رو روحیم تاثیر گذاشت بعداز چندماه یه روز سر خاکش خوب حرفامو باهاش زدم و اونم جواب داد چطور بماند؛ بخاطر اعصاب داغونم و اون حالم سفت و سخت چسبیدم ب کارم و همین باعث شد بجایه جازدن کارمو گسترش بدم و بجایه خوبی برسم (نذارین هرچیزی شمارو زمین بزنه تو هر داستان زندگی حکمتی هست مهم برداشتتونه ، و اینکه بهونه نیارین از هر لحاظ، طبیعت همه چیو ب شما داده همه چی بستگی داره بخودتون)، همچنان مشغول کار بودم اونم دوشیفت کارخودم و کار شرکتی ، رییس شرکت از من خوشش اومده بود بعدها فهمیدم و بعد یه مدت آشنایی باهم ازدواج کردیم خداروشکر زندگیمونو دوسدارمو واقعا ازش راضیم همچنین اونم، خواهرایه گلم الان ک با این سنم ب گذشتم فک میکنم بخودم افتخار میکنم یکی از اون بهونه ها میتونست مانعی بشه برا من ولی از قدیم گفتن(خواستن توانستن است)، تنها مانع بازدارنده انسان از حرکت درون خود انسان، ب خودتون اعتماد داشته باشین مهربون و قوی در عین حال حریص باشین در رسیدن ب خواسته هاتون معذرت میخوام واقعا فوق العاده خلاصش کردم ولی امیدوارم ک مفید باشه براتون گاهی اوقات یه حرف یه جمله مسیر زندگیارو عوض میکنه ، از مامان گلم ک همه ی زندگیم کمک حالم بود ممنونم دستاشو میبوسم همچنین همسرم ، بجنگین تا برسین •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
روزي زنی خدمت عالمی رسيد و گفت: همسر من نماز نمي‌خواند. چه كار كنم؟ عالم گفت: درباره فضيلت‌هاي نماز برايش بگو، بگو كه چقدر نماز بر روح انسان تاثير مثبت دارد.....زن گفت: گفته‌ام، خيلي هم زياد، ولي بي‌فايده است....عالم گفت: وعده‌ خدا را در مورد بهشت و نعمت‌هاي آن برايش بازگو كن.....زن گفت: گفته‌ام! خيلي هم اغراق كرده‌ام. ولي بي‌فايده است....عالم گفت: از هول و وحشت جهنم و سختي‌هايي كه در صورت نخواندن نماز به او وارد مي‌شود، برايش بگو...زن گفت: گفته‌ام، خيلي هم زياد، ولي باز هم بي‌فايده است!....عالم گفت پس راهکاری دارم که قطعا نتیجه میگیرید ،امشب که همسرت خواست بخوابد ،کمی نمک بردار و ....👇❌ https://eitaa.com/joinchat/3078488073C9f200627db کسانی که مشکل بی نمازی در خانوادشون دارن حتما این کارو بکنن👆
🔴سربه راه شدن فرزند یا همسر نااهل🔴🔮 اگر در خانه جوان نااهل یا همسری دارید که به حرف شما گوش نمیدهد و از نماز و دعا فاصله گرفته و شب دیر وقت به خانه میآید و باعث پریشانی و آزار شما شده است ،برای اصلاح شدن و تغییر رفتارش به طوری که مطیع شما شود و حرف شما را گوش بدهد تنها یک راه قطعی و موثر وجود دارد.در یک اتاق تنها بنشینید و بدون اینکه با کسی حرف بزنید ۳۶۰ مرتبه این دعا را بخوانید....👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3078488073C9f200627db خیلیا همسر و فرزندشون با این دعا سربه راه شدن👆🔮📿
💕 دعـاۍ بخــت گشایۍ و ازدواج سریـع 💕 ❤️❣ برای ازدواج سریع دختر خانمها، به اذن خداوند تبارک و تعالی دعای ذیل را بر روی کاغذ بدون خط ترجیحا با گلاب و زعفران بنویسد و در جیب خود به همراه داشته باشد. ان شاء الله پس از چهل روز در صورتی که مانعی مثل سحر یا بستگی وجود نداشته باشد ازدواج خواهد نمود. متن دعا👇👇👇❤️ https://eitaa.com/joinchat/1319240024C241ce5aee0 خیلیا ازش حاجت گرفتن👆💯⭕️
⭕️اهل شدن فرزند سرکش⭕️ از حضرت امام صادق (ع) نقل است که اگر فرزندتان سرکش شده اخلاق و رفتارش تغییر کرده و به حرف شما گوش نمیدهد با اعتقاد تام و باور کامل ، این سوره مبارکه را(107) مرتبه با نیت خالص و توجه به خدا بخواند فرزندان وی مطیع و فرمان بردار آنها میشوند👇👇💯 https://eitaa.com/joinchat/1319240024C241ce5aee0 کمتر از۲۴ساعت اثرشو میبینید😳👆خیلیا باهاش حاجت گرفتن🤲
🍃به نام خدایی 🌸که نزدیک است 🍃خدایی که 🌸وجودش عشق است 🍃و با ذکر روز 🌸نامش آرامش را در 🍃 خانه دل جا می دهیم 🌸بسم الله الرحمن الرحیم سلام صبح تون بخیر ونیکی 🕊🕊🌾🌸🌾🕊
✳️ تجربه و تغییر مثبت در زندگی 🌹 سلام به همگی. میخام بزرگترین تجربه زندگیمو باهاتون درمیون بزارم. اگه دوران نامزدی رو درنظر بگیریم الان ۴ سال که همسرمو میشناسم خیلی دوستش دارم خیلی‌. همین علاقه زیاد و ترس از دست دادنش شایدم یه وقتایی ترس از آبرو باعث شد از همون اول جلوی خیلی از کارای اشتباهش کوتاه بیام و توی قهر وآشتیامون من پاپیش بزارم خلاصه که براش توقع ایجاد کردم😓 بدترین اشتباهش میتونم بگم بی احترامی به خانوادم بود 😓 از کوچکترین شروع شد تا الان که رسید به بزرگترین و یه دعوای خیلی بدی بین همسرم وخانوادم ایجاد شد که منو از خانوادم دور کرد. بماند که خانوادمم بی تقصیر نبودن ولی همسرم نباید بهشون بی احترامی میکرد. الان من یه دختر ۶ ماهه دارم و تو این ۶ ماه پدرمو ندیدم مادرمو بعد ۵ ماه دیدم اونم هر دو هفته یبار زمانی که شوهرم خونه نیست 😥 تو این روزا من با شوهرم سر خانوادم زیاد بحث داریم یه وقتایی ازش متنفر میشم اما۰۰۰ از خانوادش که حالم به هم میخوره اونا با من کاری نکردن منم احترامشونو دارم ولی این اتفاقا باعث شد ازشون بدم بیاد خیلی زیاد. الآن منی که همیشه شاد بودمو امیدوار شدم عین افسرده ها شما فکر کنید من فقط ۹ روز از زایمانم گذشته بود و دعوای شدیدی اتفاق افتاد و منی که هیچ تجربه ای نداشتم تنها موندمو یه نوزاد . افسردگی بعد زایمانو ناراحتی که به خاطر این قضیه برام پیش اومد روحمو نابود کرد. دلم برای خانوادم خونه بابا تنگ شده‌. میخام بگم خانما تورو خدا اشتباه منو نکنید از همون اول هم برای خودتون و هم خانوادتون شخصیت بخرید بی خیال دل و آبروتون بشید چون بعدش خیلی اتفاقای بدتری براتون میفته . آقایون از شما هم میخام تحت هر شرایطی احترام خانواده همسرتونو نگه دارید اگرم ازشون دلخور میشید خیلی با احترام و بدون دعوا بیان کنید مطمءن باشید اینطوری برای خودتون شخصیت و احترام خریدید. برای منم دعا کنید که دوباره دور هم جمع بشیم •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
آدم و حوا 🍎
داستان زندگی 🌸 عروس جدیدشون وحتی عروسهای بعدی همشون ازهمون اول تواتاق جدا کنار فقط همسر خودشون میخو
داستان زندگی چرا بلد نیستی وفلان که بلاخره یاد گرفتم علاوه بر کار خونه تو زمین کشاورزی هم میرفتیم و اونجا هم با اون شکم بزرگ چقدر اذیت میشدم تمام دستامم تاول میزدوبا همون دستهای تاول زده باز توخونه ظرف ولباس میشستم که جونم از دردوسوزشش بالا می اومد همش توزحمت وناراحتی می‌گذشت تااینکه یه بار مادرشوهرم با خواهرشوهرام جلسه گذاشته بودن وحسابی پشت سرم گوشت تنمو جویده بودن (غیبت) باهم نقشه کشیده بودن شکنجه هاشون همچین از روحی به جسمی هم تغییر کنه وازجسمم شکنجه شم که یه عالم ظرف ریختن روسرم ومنم مشغول ظرف شستن شدم ولی یه لحظه اومدم از آشپزخونه بیرون دیدم خواهرشوهرم باعجله رفت تواتاق ما ظرفام که تموم شد رفتم با اون شکم تو6ماهگی حالا یه ذره دراز بکشم دیدم همسرم گلوله ی آتیشه وبا اخم نگام میکنه با ترس آب گلومو قورت دادم ونگاش کردم که دیدم همسرم شروع کرد به گله گذاری چرا فلان کارو کردی چرا فلان کارو نکردی چرا این حرفو زدی منظورت چی بوده وخلاصه مهلت توضیح دادنم نداد ومنو بست به باد کتک تا میخوردم سیلی بهم زد ودوتا مشت خوردم فقط گریه کردم یکم با گریه وهق هق ازخودم دفاع کردم ولی بعدش که دیدم توچشماش اثر پشیمونی هس به خودم جر أت دادم ورفتم سراغ خواهر شوهرم وگفتم چرا شوهرمو پر کردی وانداختیش به جون خودت دختر داری دلت میخواد این بلا سر دخترت بیاد که اول کتمان کردوبعدشم که گفتم خودم دیدم رفتی تو اتاق ما گفت مادرم ازت راضی نیست من تورو معرفی کردم حالا اونا به جون من غر میزنن وفلان که آخرش گفتم من یه زن تنها ومظلومم بترس از اشک وآهم که خدا یه دختر بهت داده بترس ازروزی که سردخترت بیاد اونم التماس که من کاریه نبودم مادرم ازم خواست بعدش که رفتم پیش مادرشوهرم اونم خودشو تبرعه کرد وکلا هیچ کدوم گردن نگرفتن ولی فهمیدم این آش رو مادرشوهرم برام بار گذاشته خیلی اذیتم کردن ولی خدا همیشه یار ویاور مظلوم هاست از دریغ کردن یه لیوان شیر ویه تیکه گوشت بگیر تا تهمت زدن بهم که چرا نشستی رو ایوون حتما منتظر کسی هستی که من اونجا کسی رو نمی‌شناختم با خودشون هرجا میخواستم میرفتم حتی تا خانه ی بهداری روستا که اونم ماجرای خودشو داشت اجازه نمیدادن تنها برم ولی همیشه جیگر خونم بودم برای معاینه وکارای بارداری که باید میرفتم به خواهرشوهرم میگفتم میگفت به من چه به مادرشوهرم میگفتم پشتشو بهم می‌کرد محل نمی‌داد اینقدر اذیت میکردن واینقدر باید خودمو کوچیک میکردم که برم اگه مثل الانم بودم اصلن نمی‌رفتم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ادامه دارد... •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
🙋‍♀سلام سلام خوبید خوشید سلامتید امیدوارم که همیشه خوب باشید 😘😘بازم یاد یه خاطره از دوران بچگیم افتادم😁یه بار رفته بودم تومغازه خودمون جیبامو پرآدامس کرده بودم قایمکی برا تا پارسال سوال بودبرام چرا قایمکی🤔🤔🤔 وچنتا هم ریخته بودم تودهنم😌داشتم میجوییدم که اومدم کنار مغازه آهن هایی که میبندن به تراکتور 🚜🚜🚜که شخم بزنن اسمش یادم نیس بازی می‌کردم نمیدونم چقدر بازی کردم یهو به خودم اومدم دیدم هیچ کدوم از آدامسا نیس برگشتم به بابام گفتم اون آدامسایی که برداشتم توجیبم نیس ریخته😔اونم یه لبخندی زد چیزیم نگف بعد سی سال یه همسایه داشتیم به مادرم گفته بود حلال کنید دخترت بچه که بود یادش میدادم بره برام از تومغازه تون قایمکی آدامس بیاره من تواین چن سال یادم نمیومد😌😌 تا امسال عجب هوشی داشتم درستو حسابی بلد نبودم قایمکی بردارم😁😁😁یه نمونه دیگه میخواستم شیرینی وردارم چهارتا برداشتم دوتاش جامونده بود توآشپزخونه دوتاشو خوردم بعد باخودم میگفتم من که بیشتر برداشتم پس چرا این کمه ؟😅😅 نظر بدیدآیا من مشکلی دارم🤔🤔 # مامان عسلی # •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
ازتبریزبرمیگشتیم،درجایی بِین راه توقف کردیم برای خوردن نهاروکمی استراحت.پسرم ساندویج بندری خواست ومنوهمسرم سفارش اکبرجوجه دادیم. تاحالااصلاًاکبرجوجه ندیده ونخورده بودیم.نشستیم ومنتظر شدیم که یه آقایی هم اجازه گرفت وسَرِمیزمانشست.ایشون جوجه کباب خواستن.گارسُن یک دیس جوجه کباب بزرگ باکلی دورچین،آورد،وگذاشتم جلوی منوهمسرم،وماباخیال اینکه حتماًاین اکبرجوجه هست کامل خوردیم،چون ازجوجه کبابی که معمولاًرستورانها میزنن پهن تروبزرگتربودمافکرکردیم غذای ماست.دیدم اون بنده خدانگهدار به غذاویه نگاه هم بمامیکردوسُرخ شده بوداماچیزی نمی‌گفت.تااینکه مجدداًگارسن بادیس حاوی اکبرجوجه ویه دیس پلوآمدوگفت سفارش کدامتان اکبرجوجه بودوماتازه اونجافهمیدیم که چه سوتییِ بزرگی دادیم،اون بنده خدابدون اینکه غذابخوره باعصبانیت زیادازرستوران رفت،وگارسون بماگفت مگه تاحالااکبرجوجه نخورده بودید ماهم حقیقت وگفتیم،ودرجوابش گفتیم ندیده ونه خورده بودیم،تازه می‌خواستیم اینجاتِست کنیم😅🙇‍♀ •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
✳️ تجربه و تغییر مثبت زندگی 🌹 سلام ادمین عزیزم ......عزیزمیگم چون نجات دهنده زندگی خیلی ها از جمله من 👨‍👨‍👧‍👧 و دخترام .... ازهمه جابریده بودم تااینکه 1سال پیش باکانال بسیار اشناشدم 😍😍وهرکسی که ازدواج میکنه فورااین کانال روبهش معرفی میکنم ومیگم واسه یه خانوم همچین کانالی لازمه . حالا زندگی من :من یه دختر17ساله باکلی که بهترینهابادخالت همه ردشون کردم وتوی سن 18سالگی بایه اقاپسری ازطریق فامیل کاملا سنتی آشنا شدم وازدواج.کردم ...... این اقااوایل ازدواج همه کاری میکرد ازدعواوقرص و ودختربازی .....گرفته تاهرچی که فکرتون می رسه ولی فکرمن نمیرسیدبخاطرسن کمم. وهمش به فکر بودم همش دعواهمش پرت کردن وسیله واین چیزاتابه خودم اومدم دیدم شوهرم ازروی نقشه های خودش که ولش نکنم منوباردارکرده بود وقتی که دخترم ازشیرگرفتم دوباره طلاق شروع شد دیدم برای اینکه ولش نکنم باردارم کرده بودومن نفهمیدم ومدتهاگذشت واقای خونه به دخترامون شد انقدرکه خودشون رولوس میکردن ومن توی این مدت مطلبهای کانال رومیخوندم واستفاده میکردم و میگرفتم وترفند میزدم روی اقایی واین شد که بااستفاده ازکانال خوبتون زندگی مون رو ینجات ودادم وفرمان زندگیمون روکناراقام منم توی دستام گرفتم توری شده که همه توفامیل ازخوشبختی وخوش اخلاقی جفتموم تعریف میکنن وموقع صحبت کردن همه فقط مارومیبینن که چی میگیم وچقدرقشنگ زندگی میکنیم والعان خداروشکرمیکنم که خدا این دوتا کوچیک روانداخت توی زنگیمون تادیرترطلاق بگیریم وتوی این مدت خودمون روپیداکنیم .......خداروشکربخاطراین زندگی زیبا.....زندگی زیباست اگه ماسختش،نکنیم ویه کوچولو هم اقاوهم خانوم گذشت وزبون چرب ونرم داشته باشن. واسه خوشبختی همه دعاکنیم عزیزان 🌺 •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•