eitaa logo
عفاف و حجاب
54 دنبال‌کننده
53 عکس
114 ویدیو
0 فایل
🧕حجاب یعنی : من با هم جنسِ خودم مهربونم نمیخام اونو خواسته یا ناخواسته به رقابت بکشونم حجاب یعنی: نمیخام افکار شوهر به زن رو درگیر خودم کنم حجاب یعنی: نمیخوام زندگی هایی که با هزار زحمت ساخته شده رو خراب کنم‌‌،نمیخوام به بالارفتن آمار طلاق کمک کنم.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ سخنان ماموستای اهل تسنن در رابطه با بد حجابی و بی حجابی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✔️🎬اگر برای ترک گناه دنبال انگیزه می‌گردی... 🎙️حجت الاسلام دانشمند ╭━━⊰❀☀️❀⊱━━╮
20.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ واگویه ای خودمانی و شنیدنی از عظمت محبت امیرالمومنین علی علیه‌السلام......
12.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 ماجرای ساخت بیمارستان برای زایمان زنان داعشی سوریه به دستور حاج قاسم
19.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امر به معروف و نهی از منکر دقیقا باید به این شکل باشد تا اثرش را بگذارد این دختر خانم در ماه رمضان هم سیگار می کشید و هم کشف حجاب کرده بود که با برخورد اسلامی و بسیار شایسته و مناسب حاج خانم آمر به معروف در آن واحد منقلب و متاثر شد جذب حداکثری یعنی این احسنت جزاک الله خیرا 👏🌷💐
فصل بهار در
1.41M
🚨چادری‌ها ؛ به نظر برسید 🔊‌شنیدن این ۵ دقیقه بر‌ همه ، خصوصاً چادری‌ها واجبه‼️ ☝️🏼انتشار این صوت برای اونایی که میخوان زمینه ساز ظهور حضرت باشن، واجبه‼️ 🎙دکتر علی تقوی
🌷پیام مردمی خواهرم مخوف تر از تهاجم نظامی، تهاجم فرهنگیست! تهاجم نظامی خانه را خراب میکند و تهاجم فرهنگی خانواده را! خانه ها خراب شوند غمی نیست مجدد ساخته خواهند شد ولی افسوس خانواده ها ... هراس به دل راه ندهید! همانهایی که شما و همفکران مخالف حجابتان، بی شرف خطابشان میکردید و به خانواده هاشان اهانت داشتید با جانهاشان از ما و شما عزتمندانه دفاع خواهند کرد. تبلیغات دشمن کارسازتر و تخریبش بیشتر از تسلیحات دشمن بوده و هست! با سلاح تبلیغات ابتدا ما را منفور شما ساخت سپس افکارمان را از هم دور کرد و بعد بینمان جدایی انداخت! و اینچنین ظهور به تعویق افتاد... اما مطمئن باشید به یاری خدا و مدد حضرت زهرا(س) دشمنان ما و شما نابود خواهند شد و دوباره باهم دعای فرج زمزمه خواهیم کرد.
🔥 زن آتشین! 🔰 داستان شیخ رجبعلی خیاط ره و زن بی حجاب فرزند شیخ رجبعلی خیاط میگوید پدرم چیزهایی می دید که دیگران نمی دیدند یکی از دوستان پدرم نقل میکرد: یک روز با جناب شیخ به جایی می‌رفتیم که دیدم جناب شیخ با تعجب و حیرت به زنی که موی بلند و لباس شیکی داشت نگاه می‌کند! از ذهنم گذشت که شیخ به ما می‌گوید چشمتان را از نامحرم برگردانید و خود ایشان اینطور نگاه میکند نگاهی به من کرد و فرمود: تو هم می‌خواهی ببینی من چی میبینم؟ ببین... نگاه کردم دیدم همینطور از بدن آن زن مثل سرب گداخته، آتش و سرب مذاب به زمین می‌ریزد و آتش او به کسانی که چشم هایشان به دنبال اوست سرایت می‌کند. شیخ رجبعلی فرمود این زن راه می‌رود و روحش یقه مرا گرفته، او راه میرود و مردم را همینطور با خودش به آتش جهنم می برد. 📚 کتاب بوستان ، ص۱۰
خاطره خانم مرضیه دباغ از امام خمینی (س) : از فرانسه که آمدم هنوز مانتو و شلوار تنم بود، در مهران پایم صدمه دید و با عصا راه می‌رفتم و با مانتو و شلوار خدمت امام(ره) رسیدم تا گزارش بدهم، امام(ره) فرمودند: شما چادر ندارید؟ بگویم احمد برایتان یک چادر بخرد؟ گفتم: نه حاج آقا! اما چون به کوه می‌رفتم و اسلحه روی دوشم بود و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم و گاهی هم سه پایه تیربار را روی دوش می‌گرفتم، چادر سر کردن برایم خیلی مشکل بود، فرمودند: چادر برای زن بهتر است. از آن روز چادر سر کردم. 🔴
🍄خــانـــــوم خوشگله شــماره بـدم؟؟؟☹️ 🍄خــانـوم خــوشـگِله برسونمت؟؟؟😏 🍄خـوشـگـلـه چـن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟😣 ایـنها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!😞 بیچــاره اصــلا” اهل این حرفـــــها نبود…😔 این قضیه به شـــدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود وبه محـــل زندگیش بازگردد. به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت شـاید می خواست گـــلــه کند از وضعیت آن شهرِ لعنتی دخترک وارد حیاط امامزاده شد… خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…دردش گفتنی نبود….!!!😭 رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شد و کنار ضریح نشست. زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خـدایـا کـمکـم کـن…❤️ چـند ساعـت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد… خانوم!خانوم! پاشو سر راه نـشـسـتـی!!! مردم می خوان زیارت کنن!!! دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود رابه خوابگاه برساند…😱 به سرعت از آنجا خارج شد…وارد شــــهر شد… امــــا… امــا انگار چیزی شده بود… دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!😳 انگار نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!!!😳 احساس امنیت کرد…با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!! فکر کرد شاید اشتباه میکند!!! اما اینطور نبود! یک لحظه به خود آمد… دید چـــادر امامــزاده را سر جـــایــش نگذاشته…!!!😍 🌹چادر یعنی امنیت🌹