⚡✈️ پرواز فوقالعاده تهران-لار-تهران برای ۲۳ خرداد قطعی شد
🔹سرپرست فرودگاه بینالمللی آیتالله آیتاللهی لارستان ضمن قدردانی از پیگیریهای نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد پرواز فوقالعاده در مسیر تهران-لارستان-تهران در روز چهارشنبه ۲۳ خرداد توسط شرکت هواپیمایی چابهار برقرار گردید.
🔹رفیعی ضمن درخواست از مردم لارستان برای حمایت از پرواز فوق ابراز امیدواری کرد که با پشتیبانی مردم در انتخاب سفرهای خود از این فرودگاه بهزودی شاهد برقراری پروازهای بیشتری در جهت تامین رفاه و آسایش مردم عزیز لارستان باشیم./ روابط عمومی فرودگاه بینالمللی لارستان
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
⚡ سانحه رانندگی برای «فرهاد قائدی» خواننده سرشناس خنجی
🔹فرهاد قائدی خواننده سرشناس خنجی در یک سانحه رانندگی از ناحیه سر آسیب دیده و در بیمارستان خنج تحت عمل قرار گرفته است.
🔹وی از جمله هنرمندان فعال و شناخته شده کشوری در منطقه است و بارها و بارها در لارستان (ازجمله در جشنوارههای حلوامسقطی لاری) نیز به روی استیج رفته است.
🔹آفتاب لارستان آرزومند سلامتی کامل و عاجل این هنرمند است و از مخاطبان خود نیز تقاضای دعای سلامتی برای وی دارد.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
⁉️ همستری که میخواهد همه را پولدار کند: از رویا تا واقعیت!
✍️ محمود شمسی/ خورشید لارستان
شاید تا چند سال پیش، این باور که در دنیای جدید رباتها جای انسان را میگیرند داستانی تخیلی برای سینما بود اما امروز، دستاوردهای دنیای دیجیتال این باور را روزبهروز بیشتر تقویت میکند. رباتها و هوش مصنوعی و سرمایهگذاری در ارز دیجیتال، کمکم دارد جایگزین کار و تحقیق و اقتصاد پویا میشود. رباتها بهتر از نیروی انسانی کار میکنند، هوش مصنوعی همه چیز را میداند و ارز دیجیتال نیز انگار میخواهد رویای انسان چندهزار ساله را که همان آزاد کردن غول چراغ و یکشبه پولدار شدن است را محقق کند. *و امروز غول جادویی چراغ در قامت کوچک یک همستر آمده است تا به اندازه رویاهایمان به ما سکه ببخشد!*
▪️بازی همستر تا حد زیادی شبیه سَلَف خود یعنی ناتکوین است و اگر با این بازی آشنا هستید، کار با ربات همستر نیز برای شما آسان خواهد بود. همستر از چهار بخش کلی تشکیل میشود. بخش Exchange یا صرافی، که ایرانیان بهتر است از bingx استفاده کنند تا دچار محدودیتهای تحریم سایر صرافیها نباشند. بخش Mine که چیزی شبیه به ربات Auto Tap در نات کوین است، بخش Frindes برای دعوت از دوستان و بخش Earn برای جمعکردن جایزه. همستر برای تشویق کسانی که به تازگی به این بازی پیوستهاند نیز چارهای اندیشیده و با ارائه کارتهای روزانه، افزایش امتیاز را آسانتر کرده است.
▪️بنا به گفته تیم پشتیبانی همستر روز ۱۱ تیرماه روز پایان بازی خواهد بود و بعد از آن هر کاربری به میزان تعداد امتیازات کسبشده که حاصل انگشتزدن و فعالسازی رباتهای درون برنامه است سکه دریافت میکند. سکهها با اعلام گروه سازنده بازی به کیف ارز دیجیتال کاربر واریز شده و امکان تبدیل به ریال ارزشمند ایران فراهم میشود. لازم است هر کاربر کیف پولی مخصوص خود را ایجاد کند.
▪️حالا سؤال این است که آیا بازی همستر کامبت بازی ارزندهای است؟ آیا این غول خیالانگیز! با لمس انگشت از شیشه بیرون میآید و آرزوهایمان را برآورده میکند؟ جواب، شاید مثبت باشد. تجربه ناتکوین هم همین را تأیید میکند. و شاید هم ارزش هر سکه، آنقدری نباشد که از این موش رویایی توقع داریم. *و این هم یادمان باشد که ما ایرانیان تجربههای زیانباری چون گلدکوئست، کوروش کمپانی و... را داریم و بارها به طمع بوی کباب آمدهایم و دیدهایم که خر داغ میکنند!*
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
🗣️«امیر شایانمهر»، خبرنگار لاریِ رئیسجمهور در گفتوگوی اختصاصی با آفتاب لارستان (بخش اول):
📢⚡ برای پذیرش مسئولیتِ خبرنگار اختصاصی رئیسجمهور «استخاره» کردم/ با آقای رئیسی در غالب سفرهای داخلی و خارجی همراه بودم/ او ادبِ خدمت را وارد گفتمانِ مسئولانِ جمهوریِ اسلامی کرد
🔸 «امیر شایانمهر» خبرنگار لاری صداوسیما بیش از ۲۰ سال فعالیت مداوم درعرصه نویسندگی، سردبیری و خبرنگاری دارد اما هیچوقت به اندازه ساعتها و روزهای پس از سانحه بالگرد رئیسجمهور، کانون توجه رسانههای داخلی و خارجی نبوده و همین امر از وی یک شخصیت/خبرنگار کاملا شناختهشده ساخته است.
🔸 گزارشهای لحظه به لحظه وی از روز سانحه و پس از آن ساخت یکمستند، در رسانههایِ مختلفِ داخلی و خارجی بازتاب گستردهای داشت و احتمالا این گزارشها ازجمله مهمترین گزارش، اسناد و تصاویر تاریخ معاصر خواهد بود.
🔸آفتاب لارستان اینک و پس از کمتر شدن مشغله و فشارهای روحی این خبرنگار، گفتوگوی مفصلی با وی درباره چگونگی اطلاعرسانی این سانحه، ابهامات زیاد باقیمانده، مراودات وی با رئیسجمهور و کموکیف ارتباطش با لارستان انجام داد که در سه بخش تقدیم مخاطبان ارجمند میشود:
🔹امیر شایانمهر هستم، ۴۵ سال دارم، در لار به دنیا آمدهام، فوق لیسانس دارم، علاوه بر اینکه کار خبرنگاری میکنم، کار تدریس و نوشتن هم در حوزه تخصصی خودم که نمایشنامهنویسی و فیلمنامهنویسی است نیز انجام میدهم و یکی از کارهایی که به صورت حرفهای دنبال میکنم، کار نوشتن است.
🔹تقریبا ۲۰ سال است که در حوزه خبرنگاری و نویسندگی در صدا و سیما مشغول به کار هستم، هم عضو گروه فیلم و سریال بودهام و برای نویسندگیِ آثارِ نمایشی فعالیت کردهام و هم به عنوان خبرنگار، ۱۰ سال با شبکه جام جم کار کردهام و بعد از آن در واحد مرکزی خبرِ سابق یا خبرگزاری فعلیِ صدا و سیما کار کردهام و دورهای هم خبرنگار پخشِ اخبار سیما بودهام. در حوزه نویسندگی با گروه فیلم و سریال شبکههای یک و دو و گروه نمایش شبکه چهار و مرکز سیمافیلم همکاری کردهام.
🔹آشنایی من با آقای رئیسی به خیلی وقت پیش برمیگردد، من تقریبا از زمانی که آقای رئیسی، رئیسِ بازرسیِ کلِ کشور بود به دلایلی ایشان را میشناختم و مراوداتی داشتیم، اگرچه کم و به ندرت فرصتی پیش میآمد که با ایشان مصاحبه کنیم یا کار خبری در موردشان انجام دهیم، اما بعد از اینکه آقای رئیسی، رئیس جمهور شد و قبل از مراسم تحلیف و تنفیذ، من در نشستهای تخصصی آقای رئیسی، قبل از اینکه به صورت رسمی سکان دولت سیزدهم را در دست بگیرد، برنامههای ایشان را از طرف صدا و سیما پوشش خبری میدادم و در آنجا باب آشنایی با تیم رسانهای آقای رئیسی باز شد، تا ۵، ۶ ماه اول هم من فقط مسئول پوشش برنامههای اقتصادی آقای رئیسی بودم و فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را پوشش نمیدادم، چون قبل از اینکه خبرنگار رئیس جمهور شوم، خبرنگار حوزه اقتصادی و نفت و گاز و پتروشیمی بودم.
🔹بعدها به دلایلی، هم تمایلی که از طرف دفتر ریاست جمهوری پیش آمد و هم توصیه برخی از دوستان، پذیرفتم که خبرنگاریِ اقتصادی را رها کنم و خبرنگار رئیس جمهور شوم و از سه چهار ماهِ آغازین دولت، خبرنگارِ تخصصیِ رئیس جمهور بودم تا سفر آخر و ماه ۳۴ اُم از عمر دولت سیزدهم.
🔹زمانی که میخواستم خبرنگار آقای رئیسی شوم، استخاره کردم، پیشنهاد از سمت نهاد (ریاست جمهوری) بود، دوستان پیشنهادهایی کرده بودند و خودم هم دو دل بودم، چون علاقهای به کارهای سیاسی ندارم و همیشه هم سعی میکردم از آن فرار کنم، گاهی ناچار بودم به عنوان خبرنگار پارلمانی در مجلس فعالیت کنم و مدتی نیز به عنوان خبرنگار رئیس جمهور در دولت هفتم و هشتم فعالیتهایی کردم، اما عمومِ عمر فعالیتم در کسوت خبرنگاری به اقتصاد و فرهنگ، حوزههایی که به آن علاقهمندم، گذشته است. همین دو دل بودن باعث شد استخاره بگیرم و استخاره هم خوب آمد، آن موقع پذیرفتم که خبرنگار رئیس جمهور شوم.
🔹صحبتهایی که میکنم ناظر بر شخصیتِ حقیقیِ آقای رئیسی است و اصلا کاری به آقایِ رئیسیِ رئیس جمهور ندارم، آقای رئیسی به عنوان یک انسان، الگویی از شرافت، ادب، تواضع، تقوا و اخلاص بود. ایشان واقعا فرهنگ و ادب اسلامی را در حد اعلا رعایت میکرد، من هیچ وقت ندیدم با کسی به تندی صحبت کند، هیچ وقت ندیدم از کسی، حتی منتقدان سیاسیاش بد بگوید و در تمامی احوالاتی که من با ایشان همراه و شاهد و ناظر بودم، کاملا متواضع، مودب و مردمدوست بود، میتوانم گواهی دهم که آقای رئیسی به شدت مردم را دوست داشت و کار برای مردم را عاشقانه دوست داشت و به همین دلیل هم هیچوقت از کارهایی که میکرد خسته نمیشد، چون لذت میبرد و من این موضوع را با تمام وجودم حس کردم که از اینکه در جمع مردم است و با مردم حرف میزند و مشکلاتشان را میشنود و به درد و دلهایشان گوش
میکند و قدمی برای این مردم و کشور برمیدارد، با تمام وجود لذت میبرد، دلیل این موضوع را نمیدانم، یا از اعتقاداتشان برمیآمد، یا ذاتی بود، یا از تقوا، ایمان و اعتقادشان برمیآمد، اما نتیجهاش عاشقانه دوستداشتنِ مردم بود.
🔹من نکته مهم و بارزی که در شخصیت آقای رئیسی وجود داشت، را «ادب خدمت» میگذارم، آقای رئیسی به شدت باادب بود و با ادب به مردم خدمت میکرد، هیچوقت سر مردم منت نگذاشت، از موضع بالا با مردم حرف نزد، هیچوقت مردم را از خودش نرنجاند و نراند و در تمام مدت، خودش را وقف مردم کرد و مودبانه با مردم حرف زد.
🔹من به واسطه شغلم با همه مقامات جمهوری اسلامی در ۲۱، ۲۲ سال گذشته، حشر و نشر داشته و مصاحبه گرفتهام، رفتارها و برخوردهایشان را خارج از کادر دوربین دیدهام و به غیر از قابی که معمولا مردم از شخصیت مسئولان و مقامات در قاب رسانهها میبینند، من رفتارهای خارج از رسانه آنها را هم دیدهام و شهادت میدهم که هیچ کدامشان مثل آقای رئیسی نبودند، یعنی آقای رئیسی فرسنگها از رفتار و منش بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی از حیث ادبِ مواجهه با مردم فاصله داشت. همیشه گفتهام که اگر کسی قرار است جای آقای رئیسی را بگیرد باید بخواهد و ادعا کند که من راه آقای رئیسی را ادامه میدهم، باید به این ادب متعهد باشد، این کار بسیار سخت است، چون باید در ذات آن شخص تهنشین شده باشد، اگر بخواهد ادای ادب را دربیاورد و وانمود کند که مودب است، هم مردم میفهمند و هم خودش اذیت میشود، این ادب باید یک جوشش درونی باشد، این اخلاص، فروتنی و عاشقانه مردم را دوستداشتن باید نهادینه شده باشد و من میگویم آقای رئیسی علاوه بر همه گفتمانهایی که وارد ادبیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه ما کرد، یک گفتمان هم وارد ادبیات خدمت به مردم کرد و آن خدمتگزار باادب است؛ مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی باید از این به بعد، علاوه برکارآمدی، برنامهداشتن، توانمندی، تیم متخصص و هر چیزی که ممکن است به کارآمدی آن شخص کمک کند، باید ادبِ خدمت را هم یاد بگیرند، چون آقای رئیسی ادب خدمت را وارد گفتمان مسئولان جمهوری اسلامی کرد.
🔹در ۱۵، ۱۶ سفر خارجی و همچنین سفرهای زیاد داخلی که با آقای رئیسی همراه بودم و در دو سال اول ریاست جمهوری ایشان، تنها خبرنگارشان بودم و باید همه این سفرها را پوشش رسانهای میدادم و شاید یکی از دلایلی که آقای رئیسی را بیشتر از هر کس دیگری نسبت به سایر ریاست جمهوریها میشناسم، همین سفرهای دائم و مکرر بود.
🔸ادامه دارد...
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
⚡✈️ سرانجام پرواز «مشهد» از فرودگاه لارستان راهاندازی شد
🔹به گزارش روابط عمومی اداره کل فرودگاه بینالمللی آیتالله آیتاللهی لارستان، سرپرست این اداره کل از برقراری پرواز مشهد مقدس از فرودگاه لارستان خبر داد.
🔹رفیعی در اینباره گفت: در پی درخواستهای مکرر مردم در برقراری پرواز مشهد مقدس و با پیگیریها و رایزنیهای متعدد اداره کل فرودگاه و با تلاش مجدانه دکتر بروجردی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی، اولین پرواز به مشهد مقدس در روز پنجشنبه ٢۴ خردادماه سال جاری توسط شرکت هواپیمایی تابان برقرار گردید.
🔹وی در پایان ضمن ابراز امیدواری از تداوم و برقراری پرواز در مسیرهای جدید از مردم بزرگوار دعوت کرد تا با حمایت و استقبال از پروازهای این فرودگاه شاهد افزایش خدمترسانی به مردم شریف لارستان باشیم.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
🎨🖼️ آموزشگاه آزاد هنرهای تجسمی «ریباس»
برای تابستان ۱۴۰۳ در دورههای زیر هنرجو میپذیرد:
🔹طراحی پوستر مقدماتی/ مدرس: احمد نبیزاده
🔹تصویرسازی مقدماتی/ مدرس: مهناز ابراهیمی
🔹طراحی فیگور/ مدرس: محسن حسینی
🔹خط نستعلیق، شکسته نستعلیق/ مدرس: مریم پیرغیبی
🔹فتوشاپ برای نقاشی دیجیتال/ مدرس: فاطمه یادگاریفرد
🔹خط تحریر/ مدرس: موهبت پیرغیبی
🔹طراحی لباس/ مدرس: امیر کامجو
🔹چاپدستی مقدماتی/ مدرس: الهه پیرغیبی
✅ویژه ردهی سنی ۱۳ سال به بالا
📞برای کسب اطلاعات بیشتر با شمارهی ۰۹۳۹۶۲۹۶۲۷۷ تماس حاصل فرمایید
🔗instagram.com/ribas.atelier
#آگهی_ویژه #آفتاب_لارستان
🗣️ بخش دوم گفتوگوی اختصاصی آفتاب لارستان با «امیر شایانمهر»، خبرنگارِ لاریِ رئیسجمهور و حاضر در محل سانحه بالگرد:
📢💠 من تنها خبرنگار حاضر در محل حادثه بالگرد بودم/ شهادت میدهم که هیچ چیز را از مردم مخفی نکردم/ درمورد این حادثه «سوالات بیپاسخ» بله اما «ابهامی» نداریم/ در آن لحظات فرماندار لارستان با من تماسِ روحیهبخشی گرفت
🔸به گزارش آفتاب لارستان، «امیر شایانمهر» خبرنگارِ لاریِ ابراهیم رئیسی، رئیس جمهورِ فقید کشورمان که گزارشهای لحظه به لحظه وی از روز سانحه بالگرد در رسانههایِ مختلفِ داخلی و خارجی بازتاب گستردهای داشت، در بخش دومِ گفتوگوی اختصاصی خود با آفتاب لارستان، اظهار داشت:
🔹دلیل اینکه در سفر تبریز با بالگرد نرفتیم و از راه زمینی حرکت کردیم این بود که من باید برنامه رئیس جمهور در افتتاح سد را برای خبر نیمروزِ ساعت ۲ بعدازظهر آماده و گزارشش را تدوین میکردم، این اواخر به فرمول، ساختار و ساز و کاری رسیده بودیم که گزارشها را در همان محل برنامه تدوین کنیم و آن را از طریق نرمافزارهای پیامرسان و... برای مرکز بفرستیم تا پخش شود.
🔹برنامه آقای رئیسی تقریبا تا ساعت ۱۲:۳۰ روز یکشنبه، ۳۰ اردیبهشت طول کشید و ما از همان ابتدای برنامه، کارهای تدوین را هم انجام میدادیم تا زمان برای نهایی کردن گزارش و ارسال آن کم نیاوریم، ساعت ۱۲:۳۰ که صحبتهای آقای رئیسی تمام شد، بلافاصله نریشنهای مربوط به صحبتها و بخشهایی که باید با صدای رئیس جمهور در قالب گزارش پخش میشد را انتخاب کردیم و اینها زمان میبرد، ما باید تا ساعت یک و نیمِ بعدازظهر گزارش را آماده و ارسال میکردیم تا به خبر ساعت ۱۴ میرسید، ضمن اینکه بیم این را هم داشتیم که اگر با بالگرد سفر کنیم ممکن است دسترسیمان به اینترنت و حتی آنتنِ موبایل کم و خللی در آن ایجاد شود و عملا امکان ارسال گزارش وجود نداشت، به همین دلیل با هماهنگیهایی که انجام دادیم مقرر شد که ما در همان محل بمانیم و گزارشمان را تکمیل کنیم و بعد به اتفاق چند تن از کارمندان نهاد که آنها هم به دلایلی در آنجا مانده بودند، به صورت زمینی به سمت تبریز بیاییم و قاعدتا مسیری که میخواستیم طی کنیم حدود چهار ساعت و نیم راه بود و عملا به برنامه بعدی آقای رئیسی نمیرسیدیم و قرار شد برنامه بعدیِ ایشان که افتتاح بخشی از پالایشگاه تبریز بود را خبرنگاران مرکز استان آذربایجان شرقی پوشش دهند.
🔹دلیل دیگری که باعث شد ما همراه با بالگرد نرویم این بود که بالگردها تقریبا پر شده بودند و معمولا همراهان رئیس جمهور در این سفرها، به ویژه در سفرهای برگشت، بیشتر است، یعنی ما حتی در سفر خارجی یا داخلی، رفتنمان تعداد کمتری هستیم، اما در بازگشت بیشتریم، به این دلیل که برخی از افراد قبل از سفر به عنوان پیشرو در منطقه مستقر میشوند و وقتی برنامه تمام میشود آنها هم انتظار دارند که برگردند. این سفر هم همینطور بود، برخی از وزرا و همراهان رئیس جمهور و مدیران میانی، بعضا، قبل از آن روز آمده بودند و تمایل داشتند که با همراهان رئیس جمهور برگردند، به هر حال فضایی برای اینکه ما برگردیم نبود و این هم دلیل دومی بود که ما تصمیم گرفتیم زمینی برگردیم. بلافاصله پس از اینکه گزارشمان را ارسال کردیم، به سمت تبریز حرکت کردیم، چون ساعت ۷ هم از تبریز به سمت تهران پرواز داشتیم و باید به نحوی خودمان را میرساندیم که ساعت ۶ در فرودگاه تبریز و آماده برگشتن به سمت تهران باشیم.
🔹ساعت ۲:۳۰ (بعد از ظهر) بود که مطلع شدیم اتفاقی برای یکی از بالگردها افتاده است، اول اطلاع چندانی نداشتیم که برای کدام بالگرد و چه اتفاقی افتاده است، اما همین مسئله ما را نگران کرد و با همه دوستانی که در ون سوار بودیم به این نتیجه رسیدیم که پرواز برگشت به تهران را بیخیال شویم و خودمان را به محلی که حدس میزدیم سانحه اتفاق افتاده است برسانیم.
با ارتباطاتی که با محافظان رئیس جمهور داشتیم، آنها لوکیشن محل را برایمان فرستادند و ما عازم آن منطقه شدیم؛ هنوز ساعت ۴ بعدازظهر نشده بود که خودمان را به محل حادثه رساندیم و از آن لحظه به بعد که یک ساعت و خوردهای از مفقود شدن بالگرد رئیس جمهور میگذشت وارد منطقه شدیم و باقی ماجرا هم همه میدانند که مسئولیتِ خبررسانیِ چنین اتفاق بزرگی که حالا حالاها در تجربه و عمرِ کاریِ هیچ خبرنگاری ممکن است تکرار نشود، به من سپرده شد و اصلا حق انتخابی هم وجود نداشت، چون تنها خبرنگاری که در محل حاضر بود، من بودم و امکاناتِ ارسال تصویر و ارتباط زنده هم داشتیم؛ بنابراین شروع به اطلاعرسانی کردیم تا فردای روز حادثه که آن خبر تلخ منتشر شد.
🔹سعی کردم در گزارشی که به اسم «روایت سانحه» منتشر شد و حتی تلاش کردیم در عنوانگذاری این گزارش هم هیچ سوگیری یا قضاوتی نداشته باشیم و حتی با اسم «روایت» هم موافق نبودم و میخواستم اسم آن را «بازگویی سانحه» بگذارم، یعنی ماجرایی را بازگویی میکردم، اما از نظر آوایی به این نتیجه رسیدیم که «روایت سانحه» اسم بهتری است و همانطور که از اسم این مستند برمیآید سعی کردم فقط هرآنچه که مطمئن بودم و هر اطلاعاتی که برایم موثق شده بود را در گزارش بیاورم، تلاش کردم به چند ابهام جواب دهم، به عنوان نمونه به ابهامات و سوالاتی که چرا رئیس جمهور به صورت زمینی برنگشت، چرا پرواز در آن آب و هوا انجام شد و چرا ادعایی که میشود مبنی بر اینکه آقای آل هاشم (امام جمعه تبریز) تماس را پاسخ داده است جواب دهم، اما یک سری ابهامات هم هنوز وجود دارد و برای همه ما سوال است که چرا آقای آل هاشم گوشیِ تلفنِ همراهِ خلبان را پاسخ داده است، چرا آقای آل هاشم صحنه سقوط بالگرد را ندیده یا برای کسی بازگویی نکرده است و اساسا چه اتفاقی برای بالگرد افتاده است، اینها سوالاتی است که هنوز پاسخی برایشان نداریم و به نظرم این واژه که بگوییم «ابهام» وجود دارد درست نیست، ما الآن ابهامی نداریم، یعنی چیز مبهمی وجود ندارد و سوالات بیپاسخی داریم که شاید نتوانیم برایشان پاسخی پیدا کنیم، اما چیز مبهمی در ماجرا وجود ندارد، ابهام از سرپوش گذاشتن از انتشار برخی از اطلاعات میآید، یا از چیزهایی که ممکن است یک برداشتِ غلط ایجاد کند.
🔹من هر اطلاعاتی که به دستم رسید را عینا منتشر کردم و هیچ سانسور و حذف، تعدیل و لاپوشانیای در انتشار اخبار نبود، چون اساسا کسی با من کاری نداشت، من شب تا صبح با رسانههای مختلف، از جمله شبکه خبر، شبکه افق، شبکه دو و رادیوها و شبکههایِ مختلفِ استانی ارتباط داشتم و هیچکس در طول این ارتباطاتِ مکرری که تقریبا هر پنج دقیقه یک بار از زمان حادثه تا زمان پیدا شدن بالگرد داشتم، به من نگفت که چه بگویم و چه نگویم، شهادت میدهم که هیچچیز را از مردم مخفی نکردم، هر اطلاعاتی که از هر جایی به دست میآوردم را با مردم در میان میگذاشتم و واقعا خود ما هم تا ساعت ۴، ۵ صبح نمیدانستیم که چه اتفاقی برای بالگرد افتاده است، ضمن اینکه شواهد، قرائن و اطلاعات و صحبتهایی که با آقای آل هاشم شده بود و پاسخ تماسی که داده شده بود همه ما را امیدوار کرده بود که شاید اتفاقی در حد فرود اضطراری یا فرود سخت یا چیزی شبیه این رخ داده است و اگر هم اتفاقی افتاده در حد جراحت و بیهوشی و این جور چیزهاست، یعنی هیچکس تصوری از این موضوع که اتفاق افتاده بود نداشت.
🔹اطلاعات جدیدی از ماجرا نداریم و هر آنچه تا الآن بوده را به مردم گفتهایم، حداقل خودِ من هر چیزی که بوده را گفتهام و مطمئن باشید که اگر اطلاعات جدیدی برسد آن را با مردم در میان میگذاریم، چون اساسا چیزی برای مخفی کردن وجود ندارد، من سعی کردهام فقط روایت را بازگو کنم و هر برداشت، تحلیل و قرائتی که افراد از این ماجرا دارند برای خودشان شریف و محترم است و میتوانند با دلیل و سند به مردم بگویند، افکار عمومی هم باهوش است و اگر کسی دلیل مُتقَنی بیاورد و تحلیل درستی کند میپذیرد، ولی من تا الآن هیچ تحلیلِ درستی ندیدهام و بعضی از این دلایل، تحلیلها و روایتها، به شدت نادرست، مغرضانه و چرت و نظرات آبدوخیاری و خیلی کشککی و تحریف واقعیت بودند و متاسفانه برخی از مردم هم این تحلیلها را پذیرفتهاند و به نظر من، مردم و افکار عمومی نیازمند تقویت و ارتقای سواد رسانهای هستند تا خیلی سریع فریب اینگونه شامورتیبازیها (حقهبازیها) را نخورند.
🔹تقریبا ساعت ۵، ۵:۳۰ صبح اولین نشانهها و نگرانیهای شدید وارد اتاق مدیریت ستاد بحران شد که شاید همه سرنشینان بالگرد جان خود را از دست داده باشند، لحظات بسیار سختی بر ما گذشت، من اشک، آه و گریه زیادی از مسئولان و آدمهایی را دیدم که هیچوقت آنها را در این موقعیت و شرایط ندیده بودم، در آنجا همه مثل هم بودیم، یعنی وزیر بهداشت در بغل من گریه میکرد و وزیر راه و شهرسازی در بغل وزیر فرهنگ، در آنجا فرقی بین یک مقام بلندپایه و یک خبرنگار ساده تلویزیونی وجود نداشت، همه ما در آن لحظه یک نقطه اشتراک داشتیم و آن هم افسوس، اندوه و غمِ از دست دادن رئیس جمهور و همراهانش بود که برای همه ما، لحظه به لحظه، خاطره ساخته بودند. لحظات بسیار سختی بود، ابتدا شوک اولیه ناشی از این خبر به مجموعه وارد شد، اما بعد باید کاری که از شب گذشته انجام داده بودیم را تکمیل میکردیم و آن انتقال پیکرها با خودرو از محل سانحه بود. ما همراه با اجساد به تبریز برگشتیم و برای غسل و آمادهسازی اجساد، به صورت مستقیم به وادیالرحمه تبریز رفتیم و درگیر مراسم تشییع و برگزاری جلسات و اطلاعرسانی راجع به این ماجرا شدیم.