⚡✈️ سرانجام پرواز «مشهد» از فرودگاه لارستان راهاندازی شد
🔹به گزارش روابط عمومی اداره کل فرودگاه بینالمللی آیتالله آیتاللهی لارستان، سرپرست این اداره کل از برقراری پرواز مشهد مقدس از فرودگاه لارستان خبر داد.
🔹رفیعی در اینباره گفت: در پی درخواستهای مکرر مردم در برقراری پرواز مشهد مقدس و با پیگیریها و رایزنیهای متعدد اداره کل فرودگاه و با تلاش مجدانه دکتر بروجردی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی، اولین پرواز به مشهد مقدس در روز پنجشنبه ٢۴ خردادماه سال جاری توسط شرکت هواپیمایی تابان برقرار گردید.
🔹وی در پایان ضمن ابراز امیدواری از تداوم و برقراری پرواز در مسیرهای جدید از مردم بزرگوار دعوت کرد تا با حمایت و استقبال از پروازهای این فرودگاه شاهد افزایش خدمترسانی به مردم شریف لارستان باشیم.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
🎨🖼️ آموزشگاه آزاد هنرهای تجسمی «ریباس»
برای تابستان ۱۴۰۳ در دورههای زیر هنرجو میپذیرد:
🔹طراحی پوستر مقدماتی/ مدرس: احمد نبیزاده
🔹تصویرسازی مقدماتی/ مدرس: مهناز ابراهیمی
🔹طراحی فیگور/ مدرس: محسن حسینی
🔹خط نستعلیق، شکسته نستعلیق/ مدرس: مریم پیرغیبی
🔹فتوشاپ برای نقاشی دیجیتال/ مدرس: فاطمه یادگاریفرد
🔹خط تحریر/ مدرس: موهبت پیرغیبی
🔹طراحی لباس/ مدرس: امیر کامجو
🔹چاپدستی مقدماتی/ مدرس: الهه پیرغیبی
✅ویژه ردهی سنی ۱۳ سال به بالا
📞برای کسب اطلاعات بیشتر با شمارهی ۰۹۳۹۶۲۹۶۲۷۷ تماس حاصل فرمایید
🔗instagram.com/ribas.atelier
#آگهی_ویژه #آفتاب_لارستان
🗣️ بخش دوم گفتوگوی اختصاصی آفتاب لارستان با «امیر شایانمهر»، خبرنگارِ لاریِ رئیسجمهور و حاضر در محل سانحه بالگرد:
📢💠 من تنها خبرنگار حاضر در محل حادثه بالگرد بودم/ شهادت میدهم که هیچ چیز را از مردم مخفی نکردم/ درمورد این حادثه «سوالات بیپاسخ» بله اما «ابهامی» نداریم/ در آن لحظات فرماندار لارستان با من تماسِ روحیهبخشی گرفت
🔸به گزارش آفتاب لارستان، «امیر شایانمهر» خبرنگارِ لاریِ ابراهیم رئیسی، رئیس جمهورِ فقید کشورمان که گزارشهای لحظه به لحظه وی از روز سانحه بالگرد در رسانههایِ مختلفِ داخلی و خارجی بازتاب گستردهای داشت، در بخش دومِ گفتوگوی اختصاصی خود با آفتاب لارستان، اظهار داشت:
🔹دلیل اینکه در سفر تبریز با بالگرد نرفتیم و از راه زمینی حرکت کردیم این بود که من باید برنامه رئیس جمهور در افتتاح سد را برای خبر نیمروزِ ساعت ۲ بعدازظهر آماده و گزارشش را تدوین میکردم، این اواخر به فرمول، ساختار و ساز و کاری رسیده بودیم که گزارشها را در همان محل برنامه تدوین کنیم و آن را از طریق نرمافزارهای پیامرسان و... برای مرکز بفرستیم تا پخش شود.
🔹برنامه آقای رئیسی تقریبا تا ساعت ۱۲:۳۰ روز یکشنبه، ۳۰ اردیبهشت طول کشید و ما از همان ابتدای برنامه، کارهای تدوین را هم انجام میدادیم تا زمان برای نهایی کردن گزارش و ارسال آن کم نیاوریم، ساعت ۱۲:۳۰ که صحبتهای آقای رئیسی تمام شد، بلافاصله نریشنهای مربوط به صحبتها و بخشهایی که باید با صدای رئیس جمهور در قالب گزارش پخش میشد را انتخاب کردیم و اینها زمان میبرد، ما باید تا ساعت یک و نیمِ بعدازظهر گزارش را آماده و ارسال میکردیم تا به خبر ساعت ۱۴ میرسید، ضمن اینکه بیم این را هم داشتیم که اگر با بالگرد سفر کنیم ممکن است دسترسیمان به اینترنت و حتی آنتنِ موبایل کم و خللی در آن ایجاد شود و عملا امکان ارسال گزارش وجود نداشت، به همین دلیل با هماهنگیهایی که انجام دادیم مقرر شد که ما در همان محل بمانیم و گزارشمان را تکمیل کنیم و بعد به اتفاق چند تن از کارمندان نهاد که آنها هم به دلایلی در آنجا مانده بودند، به صورت زمینی به سمت تبریز بیاییم و قاعدتا مسیری که میخواستیم طی کنیم حدود چهار ساعت و نیم راه بود و عملا به برنامه بعدی آقای رئیسی نمیرسیدیم و قرار شد برنامه بعدیِ ایشان که افتتاح بخشی از پالایشگاه تبریز بود را خبرنگاران مرکز استان آذربایجان شرقی پوشش دهند.
🔹دلیل دیگری که باعث شد ما همراه با بالگرد نرویم این بود که بالگردها تقریبا پر شده بودند و معمولا همراهان رئیس جمهور در این سفرها، به ویژه در سفرهای برگشت، بیشتر است، یعنی ما حتی در سفر خارجی یا داخلی، رفتنمان تعداد کمتری هستیم، اما در بازگشت بیشتریم، به این دلیل که برخی از افراد قبل از سفر به عنوان پیشرو در منطقه مستقر میشوند و وقتی برنامه تمام میشود آنها هم انتظار دارند که برگردند. این سفر هم همینطور بود، برخی از وزرا و همراهان رئیس جمهور و مدیران میانی، بعضا، قبل از آن روز آمده بودند و تمایل داشتند که با همراهان رئیس جمهور برگردند، به هر حال فضایی برای اینکه ما برگردیم نبود و این هم دلیل دومی بود که ما تصمیم گرفتیم زمینی برگردیم. بلافاصله پس از اینکه گزارشمان را ارسال کردیم، به سمت تبریز حرکت کردیم، چون ساعت ۷ هم از تبریز به سمت تهران پرواز داشتیم و باید به نحوی خودمان را میرساندیم که ساعت ۶ در فرودگاه تبریز و آماده برگشتن به سمت تهران باشیم.
🔹ساعت ۲:۳۰ (بعد از ظهر) بود که مطلع شدیم اتفاقی برای یکی از بالگردها افتاده است، اول اطلاع چندانی نداشتیم که برای کدام بالگرد و چه اتفاقی افتاده است، اما همین مسئله ما را نگران کرد و با همه دوستانی که در ون سوار بودیم به این نتیجه رسیدیم که پرواز برگشت به تهران را بیخیال شویم و خودمان را به محلی که حدس میزدیم سانحه اتفاق افتاده است برسانیم.
با ارتباطاتی که با محافظان رئیس جمهور داشتیم، آنها لوکیشن محل را برایمان فرستادند و ما عازم آن منطقه شدیم؛ هنوز ساعت ۴ بعدازظهر نشده بود که خودمان را به محل حادثه رساندیم و از آن لحظه به بعد که یک ساعت و خوردهای از مفقود شدن بالگرد رئیس جمهور میگذشت وارد منطقه شدیم و باقی ماجرا هم همه میدانند که مسئولیتِ خبررسانیِ چنین اتفاق بزرگی که حالا حالاها در تجربه و عمرِ کاریِ هیچ خبرنگاری ممکن است تکرار نشود، به من سپرده شد و اصلا حق انتخابی هم وجود نداشت، چون تنها خبرنگاری که در محل حاضر بود، من بودم و امکاناتِ ارسال تصویر و ارتباط زنده هم داشتیم؛ بنابراین شروع به اطلاعرسانی کردیم تا فردای روز حادثه که آن خبر تلخ منتشر شد.
🔹سعی کردم در گزارشی که به اسم «روایت سانحه» منتشر شد و حتی تلاش کردیم در عنوانگذاری این گزارش هم هیچ سوگیری یا قضاوتی نداشته باشیم و حتی با اسم «روایت» هم موافق نبودم و میخواستم اسم آن را «بازگویی سانحه» بگذارم، یعنی ماجرایی را بازگویی میکردم، اما از نظر آوایی به این نتیجه رسیدیم که «روایت سانحه» اسم بهتری است و همانطور که از اسم این مستند برمیآید سعی کردم فقط هرآنچه که مطمئن بودم و هر اطلاعاتی که برایم موثق شده بود را در گزارش بیاورم، تلاش کردم به چند ابهام جواب دهم، به عنوان نمونه به ابهامات و سوالاتی که چرا رئیس جمهور به صورت زمینی برنگشت، چرا پرواز در آن آب و هوا انجام شد و چرا ادعایی که میشود مبنی بر اینکه آقای آل هاشم (امام جمعه تبریز) تماس را پاسخ داده است جواب دهم، اما یک سری ابهامات هم هنوز وجود دارد و برای همه ما سوال است که چرا آقای آل هاشم گوشیِ تلفنِ همراهِ خلبان را پاسخ داده است، چرا آقای آل هاشم صحنه سقوط بالگرد را ندیده یا برای کسی بازگویی نکرده است و اساسا چه اتفاقی برای بالگرد افتاده است، اینها سوالاتی است که هنوز پاسخی برایشان نداریم و به نظرم این واژه که بگوییم «ابهام» وجود دارد درست نیست، ما الآن ابهامی نداریم، یعنی چیز مبهمی وجود ندارد و سوالات بیپاسخی داریم که شاید نتوانیم برایشان پاسخی پیدا کنیم، اما چیز مبهمی در ماجرا وجود ندارد، ابهام از سرپوش گذاشتن از انتشار برخی از اطلاعات میآید، یا از چیزهایی که ممکن است یک برداشتِ غلط ایجاد کند.
🔹من هر اطلاعاتی که به دستم رسید را عینا منتشر کردم و هیچ سانسور و حذف، تعدیل و لاپوشانیای در انتشار اخبار نبود، چون اساسا کسی با من کاری نداشت، من شب تا صبح با رسانههای مختلف، از جمله شبکه خبر، شبکه افق، شبکه دو و رادیوها و شبکههایِ مختلفِ استانی ارتباط داشتم و هیچکس در طول این ارتباطاتِ مکرری که تقریبا هر پنج دقیقه یک بار از زمان حادثه تا زمان پیدا شدن بالگرد داشتم، به من نگفت که چه بگویم و چه نگویم، شهادت میدهم که هیچچیز را از مردم مخفی نکردم، هر اطلاعاتی که از هر جایی به دست میآوردم را با مردم در میان میگذاشتم و واقعا خود ما هم تا ساعت ۴، ۵ صبح نمیدانستیم که چه اتفاقی برای بالگرد افتاده است، ضمن اینکه شواهد، قرائن و اطلاعات و صحبتهایی که با آقای آل هاشم شده بود و پاسخ تماسی که داده شده بود همه ما را امیدوار کرده بود که شاید اتفاقی در حد فرود اضطراری یا فرود سخت یا چیزی شبیه این رخ داده است و اگر هم اتفاقی افتاده در حد جراحت و بیهوشی و این جور چیزهاست، یعنی هیچکس تصوری از این موضوع که اتفاق افتاده بود نداشت.
🔹اطلاعات جدیدی از ماجرا نداریم و هر آنچه تا الآن بوده را به مردم گفتهایم، حداقل خودِ من هر چیزی که بوده را گفتهام و مطمئن باشید که اگر اطلاعات جدیدی برسد آن را با مردم در میان میگذاریم، چون اساسا چیزی برای مخفی کردن وجود ندارد، من سعی کردهام فقط روایت را بازگو کنم و هر برداشت، تحلیل و قرائتی که افراد از این ماجرا دارند برای خودشان شریف و محترم است و میتوانند با دلیل و سند به مردم بگویند، افکار عمومی هم باهوش است و اگر کسی دلیل مُتقَنی بیاورد و تحلیل درستی کند میپذیرد، ولی من تا الآن هیچ تحلیلِ درستی ندیدهام و بعضی از این دلایل، تحلیلها و روایتها، به شدت نادرست، مغرضانه و چرت و نظرات آبدوخیاری و خیلی کشککی و تحریف واقعیت بودند و متاسفانه برخی از مردم هم این تحلیلها را پذیرفتهاند و به نظر من، مردم و افکار عمومی نیازمند تقویت و ارتقای سواد رسانهای هستند تا خیلی سریع فریب اینگونه شامورتیبازیها (حقهبازیها) را نخورند.
🔹تقریبا ساعت ۵، ۵:۳۰ صبح اولین نشانهها و نگرانیهای شدید وارد اتاق مدیریت ستاد بحران شد که شاید همه سرنشینان بالگرد جان خود را از دست داده باشند، لحظات بسیار سختی بر ما گذشت، من اشک، آه و گریه زیادی از مسئولان و آدمهایی را دیدم که هیچوقت آنها را در این موقعیت و شرایط ندیده بودم، در آنجا همه مثل هم بودیم، یعنی وزیر بهداشت در بغل من گریه میکرد و وزیر راه و شهرسازی در بغل وزیر فرهنگ، در آنجا فرقی بین یک مقام بلندپایه و یک خبرنگار ساده تلویزیونی وجود نداشت، همه ما در آن لحظه یک نقطه اشتراک داشتیم و آن هم افسوس، اندوه و غمِ از دست دادن رئیس جمهور و همراهانش بود که برای همه ما، لحظه به لحظه، خاطره ساخته بودند. لحظات بسیار سختی بود، ابتدا شوک اولیه ناشی از این خبر به مجموعه وارد شد، اما بعد باید کاری که از شب گذشته انجام داده بودیم را تکمیل میکردیم و آن انتقال پیکرها با خودرو از محل سانحه بود. ما همراه با اجساد به تبریز برگشتیم و برای غسل و آمادهسازی اجساد، به صورت مستقیم به وادیالرحمه تبریز رفتیم و درگیر مراسم تشییع و برگزاری جلسات و اطلاعرسانی راجع به این ماجرا شدیم.
🔹همین درگیرِ کار شدن باعث شد که هنوز متوجه نشویم چه غم بزرگی برایمان اتفاق افتاده است و چه فاجعه بزرگی را تجربه میکنیم، همین درگیری باعث شد که کمی به خودمان مسلط شویم، اما بعد از آن هر چه گذشت باعث شد که عمق فاجعه را بیشتر درک کنیم و هنوز هم وقتی یاد خاطراتی که با آقای رئیسی داشتم میافتم برایم دردناک است؛ همیشه این را میگویم که آقای رئیسی را به عنوان فرزندِ یک مادر، همسرِ یک زن، پدرِ دو دختر و پدربزرگِ چند نوه و یک آدم خدمتگزار به مردم ایران دوست داشتم و این دوستداشتن باعث شده است که غم از دست دادنش برایم خیلی سنگین باشد و روزهایِ دردناکی را سپری کنم.
🔹در آن زمان (سقوط بالگرد) خیلی فرصت نشد که به خانواده و دوستانم اطلاعرسانی کنم که حالم خوب است و بخش اعظمی از تماسهایی که در ساعات اولیه داشتم، علاوه بر رسانهها، شبکههای مختلف و کانالهای رادیو و تلویزیون که میخواستند از من اطلاع بگیرند، از طرف دوستانم بود؛ فرماندار ویژه لارستان هم در آن بحبوحه به من زنگ زد و من این بار تماسهای شمارههایی که در گوشیام داشتم و سیو کرده بودم و میدانستم که از دوستان هستند و نگرانند را اگر فرصت نمیشد پاسخ نمیدادم یا در حد یک پیامک به آنها جواب میدادم که امکان پاسخگویی ندارم، اما شماره فرماندار لارستان را نداشتم و به تصور اینکه ممکن است از رسانهای باشد که من شماره آن را ندارم، تماس را جواب دادم و ایشان بسیار دوستانه با من صحبت کردند، یک سری اطلاعات از من گرفتند و برای من در آن شرایط روحیه بخش بود که فرماندار زادگاهم به من زنگ زده است، هم نگران حالم بود و هم میخواست از ماجرا اطلاعاتی داشته باشد که به هر حال تماس کوتاهی با ایشان در همان بحبوحه بحران فراهم شد.
🔹از روز سانحه که از ساعت ۴ صبح بیدار شده بودم تا فردای روز سانحه، حدود ساعت ۴ بعدازظهر نخوابیده بودم، یک فرصت نیمساعت، ۴۰ دقیقهای پیدا کردم و در همین مدت خوابیدم و دوباره بیدار شدم و کار کردم و شب حدود ساعت ۱۲:۳۰ خوابیدم و صبح ساعت ۵ بیدار شدم، اصلا نمیتوانستم بخوابم و حس میکردم باید کاری که شروع کردهایم را تمام کنیم، به صدا و سیما رفتیم و ارتباطهای مختلفی برقرار کردیم، در برنامهها حاضر شدیم و این شروع تحقیقات و جمعآوری اطلاعات و دادهها برای تهیه مستند «روایت سانحه» بود.
🔹آن موقع نمیدانستم که حتی بیبیسیِ فارسی به استناد من خبر منتشر کرده است و بسیاری از رسانهها، منبع خبریشان را من اعلام کرده بودند، چون من تنها کسی بودم که از محل سانحه به صورت دائم، اطلاع میدادم و همانطور که گفتم از نظر روحی، بیخوابی و... فشارهایی وجود داشت، البته به دلیل اینکه سه سال با آقای رئیسی کار میکردم و سفرهای زیادی با ایشان رفته بودم، در آن سفرها هم بیشتر از یک ساعت، یک ساعت و نیم بیشتر نمیتوانستیم بخوابیم و کلا برنامه آقای رئیسی فشرده، متعدد و پرکار بود، این موضوع را پذیرفته بودیم، چون میدانستیم در کنار رئیس جمهوری کار میکنیم که او هم چیزی فراتر از ما ندارد، یعنی اگر بیخوابی و کار زیاد برای ما هست برای او هم هست و اینها به ما انرژیای میداد که همه ما یک هدف داریم و آن هم خدمت به مردم است، ما به این جور کار کردن عادت داشتیم.
🔹از نظر روحی تا صبح امیدوار بودم که آقای رئیسی را زنده پیدا خواهیم کرد و حتی خودم را آماده کرده بودم برای اینکه بعد از ۱۶، ۱۷ ساعت که خبری از ایشان نداریم، وقتی آقای رئیسی را ببینیم اولین سوالی که باید از ایشان بپرسیم، چیست، حتی به این فکر کرده بودیم که اگر جراحتی داشته باشد آیا از نظر رسانهای درست است که آن را پخش کنیم با نه، تمام شب تا صبح را به این چیزها فکر میکردم، اصلا یک لحظه به این فکر نکردم که ممکن است آن اتفاق برای آقای رئیسی افتاده باشد، به هر احتمالِ دیگری فکر میکردم، غیر از این موضوع، اما به هر حال، سرنوشت جور دیگری رقم خورده بود و علیرغم همه امیدهایی که خودم داشتم و امیدواریهایی که به مردم دادم، نشد آن چیزی که باید میشد.
🔸ادامه دارد...
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
📢🎬 مستندی درباره «سینهزنی سنتی گراشی» کلاکت خورد
🔹امین حیدری که سال گذشته مستند کوتاه «بوشهری-گراشی» را دربارهی راهاندازی این نوع سینهزنی در گراش ساخته بود، امسال مستند «سنتی، گراشی» را دربارهی سینهزنی سنتی کارگردانی میکند.
🔹 نویسندگی این مستند را مجتبی بنیاسدی به عهده دارد. امیرحسین جمالی، تهیه کننده؛ افسانه رزاقپور، فیلمبردار؛ محمدهادی فتاحی، تدوینگر؛ و سهیلا نوروزپور عکاس این فیلم است.
🔹 امین حیدری در مورد این فیلم میگوید: «هدف من از ساخت مستندهای محرمی، ثبت پیشینه و آشنایی بیشتر با سبکهای عزاداری در گراش است؛ گراشی که به هر جایش نگاه کنید، چه در فرهنگ و چه در تاریخ و رسم و رسوماتش، میتوان از آن مستند ساخت.»
🔹 حیدری در مورد تولید این فیلم نیز میگوید: «این مستند را با تجهیزات و بودجه اندک شخصی میسازیم. از گروه رسانهای حنین نیز تشکر میکنم که تصاویری را برای تکمیل پروژه در اختیار ما قرار دادند.
🔹 این کارگردان جوان در مورد مشکلات ساختن فیلم نیز میگوید: «ما در این کار، کمی برای هماهنگی لوکیشنها و اجازه فیلمبرداری اذیت شدیم. درخواست من از مردم شهر این است که راه را برای فعالیت جوانان در این عرصه هموار سازند و همکاری لازم را داشته باشند تا بتوانیم جایجای گراش را ثبت و پخش کنیم.»
🔹 او از سجاد فتحی، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گراش؛ و مسعود غفوری، مهدی وفائیفرد، حجت عالمی، مصطفی آیینهافروز، عبدلله کاظماف و دیگر کسانی که در ساخت این فیلم با او همکاری دارند، تشکر میکند.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
🗣️ رئیس علومپزشکی لارستان در جویم:
📢🏨 ساخت بیمارستان جویم پس از ۱۷ سال در دولت آیتالله رئیسی آغاز شد
🔹پروژه بیمارستان جویم پس از قریب به ۱۷سال در دولت آیتالله رئیسی شروع گردید. استفاده از ظرفیت مشارکتهای اجتماعی، زمان بهرهبرداری این پروژه بزرگ را چندین سال به جلو میاندازد.
🔹از فرماندار جویم درخواست میکنیم درخصوص مصوبه سفر استاندار در مورد اجرای محوطه سازی بیمارستان پیگیری کنند.
🔹 اخذ چارت شبکه بهداشت و درمان شهرستان جویم با پیگیریهای علوم پزشکی لارستان و نامه مستقیم وزیر بهداشت به سازمان اداری استخدامی کشور صورت گرفته است.
🔹 بهروزرسانی پرداخت مطالبات کادر بهداشتی، از دستاوردهای مهم مجموعه دانشکده در انتهای سال ۱۴۰۲ بود.
🔹با مشارکت دانشکده و خیرین، بهزودی شاهد بهسازی مرکز جامع سلامت بلغان خواهیم بود.
🔹با توجه به اخذ کد ماده ۲۳، موانع اتمام پروژه اورژانس ۱۱۵ شهری جویم با همکاری مسئولین شهری مرتفع گردد.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
📸🕯️ مراسم وداع با پلیس درگذشته فرودگاه لارستان
🔹به گزارش روابط عمومی فرمانداری ویژه لارستان، مراسم تشییع و وداع با پیکر زنده یاد استواردوم «تورج شیخی» از پرسنل خدوم پلیس فرودگاه بینالمللی آیتالله آیتاللهی لارستان، امروز با حضور امام جمعه لارستان، فرماندار ویژه لارستان، اعضای شورای تامین شهرستان، فرماندهان و افسران نظامی و انتظامی و مسئولین شهرستان در محل فرماندهی انتظامی لارستان برگزار شد.
🔹مرحوم استوار دوم "تورج شیخی" روز گذشته در مسیر بستک به لارستان به علت سانحه رانندگی دارفانی را وداع گفت.
🔹گفتنی است پیکر این مرحوم پس از وداع، برای خاکسپاری به زادگاهش در شهرستان بروجرد از توابع استان لرستان منتقل شد.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/F9d4QVRTcN0L8auslzbKgs
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1