و من دریافتهام وقتی کسی تو را دوست دارد، نمیگذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی...
باران همیشه میبـارد
ولی مردم ستـاره را بیشتر دوست دارند،
نـامردی است آن همه اَشک را به یک چشـمک فروختن...
اِمروزم
از دست رفت
چون هـر روز
نیمی در اندیشه ديروز
نیمی در انديشه فـردا...
تو خانـهام بودی عزیزِ من
و من از دست دادمت؛
و کسی که وطـن ندارد، در تمام جنگها گلوله مـیخورد. ..