من میدونم وقتی برم، دیگه محاله برگردم. برای همینه که تا آخرین لحظه همهی تلاشمو میکنم.
یه کلمه در عربی هست؛ به اسم “القتار”
به معنای دردی که نه میگذاری بیرون بریزد.
نه میتوانی نگهش داری.
حسی که گلو را می سوزاند و
قلب را از داخل آهسته خرد می کند.
- اگر او توانسته مرا فراموش کند، من هم میتوانم.
+ میبینی، هنوز دوستش داری.
- از کجا معلوم؟
+ هنوز میخواهی کارهایی را بکنی که او کرده.
-داستایوفسکی.
«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف سادهیِ تو، تا صبح لبخند زدم.»
-لاادری.
راستش من خیلی کار دارم هنوز
خیلی چیزهاهم برای
از دست دادن دارم
ولی اگه بهم بگن همین
الان میتونی چشماتو ببندی و
دیگه بیدار نشی با
آرامش تمام چشمامو میبندم.
سیگارشو خاموش کرد و گفت :
"خب قانون اول؛
لطفا وقتی بحثمون میشه یادت نره چقدر همو دوست داریم."
سیگارشو خاموش کرد و گفت :
"خب قانون اول؛
لطفا وقتی بحثمون میشه یادت نره چقدر همو دوست داریم."