⃟🌸تقویم فرهنگی_هنری ⃟🌸
۹ شهریور سالروز درگذشت صمد بهرنگی
( زاده ۲ تیر ۱۳۱۸ تبریز -- درگذشته ۹ شهریور ۱۳۴۷ ارسباران ) نویسنده و مترجم
او در خانوادهای تهیدست زاده شد و پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز رفت و خرداد ۱۳۳۶ از آنجا فارغالتحصیل شد.
از مهر همان سال که ۱۸ ساله بود، آموزگار شد و تا پایان عمرکوتاهش، در آذرشهر، ماماغان، قندجهان، گوگان و آخیرجان در استان آذربایجان شرقی که آن زمان روستا بودند تدریس کرد.
در مهر ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به دوره شبانه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز رفت و همزمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱ و دریافت گواهینامه ادامه داد.
او در ۱۹ سالگی اولین داستانش با نام عادت را نوشت. یک سال بعد داستان تلخون که برگرفته از داستانهای آذربایجان بود با نام مستعار «ص. قارانقوش» در کتاب هفته منتشر شد و این روند "بینام" تا ۱۳۴۲ و داستانهای دیگر ادامه یافت.
بعدها از او مقالاتی در روزنامه «مهد آزادی» توفیق و ... بهچاپ رسید البته با امضاهای متعدد و اسامی مستعار فراوان از جمله داریوش نواب مرغی، چنگیز مرآتی، بابک، افشین پرویزی و باتمیش و ...
وی ترجمههایی نیز از انگلیسی و ترکی استانبولی بهفارسی و از فارسی به آذری (از جمله ترجمه شعرهایی از اخوان ثالث، شاملو، فروغ فرخزاد و نیمایوشیج) انجام داد. تحقیقاتی نیز در جمعآوری فولکلور آذربایجان و نیز در مسائل تربیتی از او منتشر شدهاست.
او در سال ۱۳۴۱ بهجرم بیان سخنهای ناخوشایند در دفتر دبیرستان و بین دبیران، اخراج و به دبستان انتقال یافت.
در سال ۱۳۴۲ کتاب الفبای آذری برای مدارس آذربایجان را نوشت که این کتاب به پیشنهاد جلال آلاحمد برای چاپ به کمیته پیکار جهانی با بیسوادی فرستاده شد اما او با تغییراتی که قرار بود آن کمیته در کتاب ایجاد کند با قاطعیت مخالفت کرد و کتاب را پس گرفت و باعث خشم و کینه عوامل ذینفع در چاپ کتاب شد.
سال ۱۳۴۳ همراه بود با تحت تعقیب قرارگرفتن وی بهخاطر چاپ کتاب «پاره پاره» و صدور کیفرخواست از سوی دادستانی ارتش یکم تبریز و سپس صدور حکم تعلیق از خدمت بهمدت ۶ ماه. در این سال وی با نام مستعار افشین پرویزی کتاب انشاء ساده را برای کودکان دبستانی نوشت. در آبان همین سال حکم تعلیق وی لغو شد و بهسر کلاس بازگشت. سالهای میانی دهه ۴۰ مصادف بود با دستگیری تعدادی از نزدیکانش که موجب شرکت او در اعتصابات دانشجویی شد.
او در شیوه آموزشی و مضمون قصههای خود تلاش میکرد روح اعتراض بهحکومت را در دانش آموزان پرورش دهد.
صمد بهرنگی در ۹ شهریور سال ۱۳۴۷ در رود ارس و در ساحل روستای شامگوالیک غرق شد و پیکرش را ۱۲ شهریور در چند کیلومتری محل غرق شدنش از آب گرفتند.
جلال ألاحمد اين مرگ را به ساواك نسبت داد كه بعد آن را شايعهسازى دانست. صمد را در گورستان امامیه تبریز بهخاک سپردند.
حدود یک ماه قبل از مرگش، کتاب ماهی سیاه کوچولو از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ شد و مورد اقبال مردم ایران و جهان قرارگرفت.
@Aghalim
⃟🌸 #موسسه #فرهنگی_هنری
#اقالیم_احساس ⃟🌸
هدایت شده از مؤسسه اقالیم احساس
آغاز دوره جدید آموزش
💢نقاشی روی شیشه( ویترای)💢
🌈برگزاری جلسه معارفه ویترای
یکشنبه 9 شهریور ساعت 19
💠شرکت در جلسه معارفه برای علاقه مندان آزاد و رایگان می باشد💠
✍️ #آموزشگاه_فرهنگی_هنری_اقاليم_احساس🌸
💠@AGHALIM
🌹پیروزی پرغرور و افتخارآمیز ایران
در عرصه جهانی
تیم ملی والیبال جوانان ایران پس از شکست امریکا و ایتالیا برای دومین بار پیاپی قهرمان جهان شد.
🔻اقالیم احساس این سرفرازی را به همه هموطنان شادباش میگوید.
✍️ #آموزشگاه_فرهنگی_هنری_اقاليم_احساس🌸
💠@AGHALIM
🔹🔻گزارش نشست کانون داستان اقالیم [ پنجشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴]
در آخرین نشست کانون داستان ابتدا آقای علیرضا شهبازی درباره «عناصر داستان» سخنانی بیان کرده و به بیان نکاتی درباره تفاوت داستان و قصه پرداخت.
در ادامهی این بحث از نگاه خانم بختیاریزاده داستان دارای جزئیاتی است که چگونگی وضعیتی که باعث ایجاد یک موقعیت میشود را نشان میدهد. وی همچنین افزود که "روابط علّی و معلولی" و " زاویهدید" از مهمترین عناصر داستان هستند. و زاویهدید مطلوب، زاویهدیدی است که شاهد روایت باشد و ایجاد مفاهمه کند.
در ادامه آقای میثم افشار نیز به تفاوت داستان و قصه پرداخت و اشاره کرد،که قصه زمان تقویمی و خطی دارد درحالی که داستان میتواند با شیوههای خاصی از اواسط یا اواخرِ خط زمانِ یک روایت شروع کند و با زمانپریشی روایت را ادامه دهد. او در ادامه افزود که قصه، گذرا، سطحی، کلی، نقلی و دارای ابعاد شخصیتی مبهم است ولی داستان، عمیق، جزئی، نمایشی و دارای ابعاد شخصیتی گسترده است.
در ادامهی جلسه، داستان «صداهایی که گم شدند» از نویسندهی اهل اراک، خانم مینا عبدی خوانده و بررسی شد.
این داستان علی رغم نیاز به ویرایشهای صوری و محتوایی، دارای طرح اولیه و ایدهی مطلوبی است. اما داستان که در ژانر معمایی-وحشت است به خوبی نتوانسته ازپس انتقال احساس هیجان به مخاطب بربیاید.
داستان ضعف روایتکننده و زاویهدید دارد. استفاده و کمک نابجای راوی از ضبط صوت و دفترچه یادداشت برای روایت داستان سبب ناموفق شدن نویسنده در ایجاد تعلیق شده است.
مهمترین مختصات ژانر معمایی، گره در داستان است که نویسنده باید با گذاشتن نشانههایی مناسب که دارای جنبههای زیباشناسانه باشد، مخاطب را وادار به کشف و گرهافکنی کند که این امر باعث تعلیق در داستان میشود.
درنهایت برخی آثار آلن پو، چخوف و موکاسان که مناسب با این ژانر است معرفی شد.
انجمن داستان اقالیم هر هفته پنجشنبهها در ساعت ۱۷:۳۰ در ساختمان اقالیم احساس برگزار میشود.گ و شرکت در آن برای همگان آزاد است.
🖊 نویسنده گزارش:علیرضا سلیمانی
#اقالیم_احساس
#کانون_داستان_اقالیم
#موسسه_فرهنگی_هنری_اقالیم_احساس
@AGHALIM
🔹🔻گزارش تصویری نشست کانون داستان اقالیم با حضور جمعی از داستاننویسان و منتقدان ادبیات داستانی
[ پنجشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴]
✍️ #آموزشگاه_فرهنگی_هنری_اقاليم_احساس🌸
💠@AGHALIM