"دریغ از یک فریاد"
🔻معصومه شجاعی [هنرجوی اقالیم]
شب بود و تاریکی همه جا را زیر پر و بال خود گرفته بود. سکوت بود و دیگر هیچ. سایههایی در تاریکی شب یکی بعد از دیگری سیاهی شب را میشکافتند و جلو میرفتند.
- صبر کنید به مانع برخوردیم. دشمن اینجا تلههای انفجاری کار گذاشته باید خیلی مواظب باشید. با کوچکترین حرکت نابجا و تماس با این سیمها عملیات شناسایی لو میره متوجه شدید؟ همه آهسته گفتند: بله.
حالا دیگر حرکت این سایهها کند شده بود. آرام و بیصدا. نفسها در سینه حبس شده بود. اینجا مرز بین زندگی و مرگ به باریکی همین سیمهاست.
چیزی شعلهور شد و به تاریکی شب چنگ انداخت. سیم رابط تله بود. پای یکی از بچهها با آن برخورد کرده بود. همه در جای خود میخکوب شدند. دل توی دلشان نبود. همه وحشت کرده بودند. همین حالاست که عملیات شناسایی لو برود. آخر نور این شعلهها دستکمی از منور ندارد. منور که میدانی چیست همان ستاره شومی که وقتی آن را میبینی باید دراز بکشی، نباید نگاهش کنی؛ چون صورتت برق میزند، چشمانت سیاهی میرود، باید صبر کنی تا این ستاره شوم، خود افول کند.
بلافاصله با دستش سیم شعلهور را گرفت و به زیر خاک برد، حتی یک آخ هم نگفت خدایا چه میدیدم؟
- نترسید انشاءالله که دشمن متوجه این شعله نشد.
صدای آن بسیجی قهرمان بود که با صدای جزغاله شدن دستش از زیر خاک شنیده میشد. وقتی دستش را از زیر خاک بیرون آورد همه بچه ها دلشان ریش شد. بعضیها رویشان را برگرداندند و بعضی با دست جلوی چشمهایشان را گرفتند؛ چون حتی توان نگاه کردن به آن را هم نداشتند. فقط اسکلت دست باقی مانده بود که آن هم سیاه و سوخته بود؛ اما قلب بسیجی آرام گرفته بود؛ چون عملیات لو نرفته بود.
#داستانک
🌿⃟🦋@AGHALIM
✍️ اروپاییها از اینکه این جنگ بحران پناهندگی ایجاد نکرده خیلی تعجب کردند. راجع به این موضوع نادرشاه یه جمله قشنگ داره.
🔻 وقتی جنگل آتیش میگیره درختا فرار نمیکنن، حیوونها فرار میکنن.
ما اینجا ریشه در خاک داریم.
_
#جنگ #پناهندگی
#نادرشاه
#وطن
#تهاجم_امپریالیستی
#مقاومت_میهنی
🌿⃟🦋@AGHALIM
💠گزارش تصویری
نخستین ورکشاپ رایگان بازيگري
موسسه فرهنگی هنری اقالیم احساس
با حضور استادان عرصه بازیگری کشور
جمعه ۲۱ تیرماه ۱۴۰۳ سالن بعثت فرهنگسرای جوان
موسسه فرهنگی هنری اقالیم احساس
https://eitaa.com/joinchat/13960033C9eee94896f
🔻🔹 بیشکیبترین نهضت جهانی عشق
برای مقاومت ملی در برابر تجاوز امپریالیستی
تو بیشکیبی
بیشکیبترین نهضت جهانی عشق
تو بیرقیبی
بیرقیبترین بهانهی عشق
تو با تمام زبانهای زنده مانوسی
تو غمگنانهترین شعر
عاشقانهترین مرگ
وشادمانهترین لحظههای پروازی
در اشتیاق بهاران
تو یک سر آغازی
برای توست کنون امتداد حسرت آهم
که میوزی آرام
بر کرانههای نگاهم
چگونه باز نخواهم
تو را که فرصت این دل برای آشوبی؟
چگونه دوست ندارم؟
تو را که اینهمه خوبی
تو را که سرخترین سرزمین سمت غروبی
مجتبی مهدوی
#وطن
#مقاومت
🌿⃟🦋@AGHALIM