🔴رفاقت با بچهها، راهِ آموزش واقعی!
🍃شما باید با بچهها و دانشآموزان رفیق بشوید. غیر از رفاقت هیچ چارهای نیست. اگر توانستید رفیق شوید، میتوانید کار کنید و اگر نتوانستید رفیق شوید، نمیتوانید کار کنید.
🍃وقتی رفیق شدید و محبت آمد، آموزشهای ساندویچی بدهید. البته کم، نه زیاد! آنها را مقدس بار نیاورید؛ بلکه با آنها تفریح کنید و لابهلای آن یک تذکر کوچک هم بدهید...
🍃شما به آنها کار نداشته باشید؛ چون اگر بفهمند که میخواهید بسازیدشان، زیر بار نمیروند. بنای ساختن آنها را نداشته باشید. باید خودش احساس کند که دارد میرود، نه اینکه احساس کند شما داری او را میبری.
🍃انسان ضد این معناست که بخواهند او را بسازند. هر کس بو ببرد که میخواهید او را بسازید، فاصله میگیرد، مگر اینکه نانش در این کار باشد.
🍃از کجا میگویم که اگر بو ببرد، نتیجۀ معکوس میدهد؟ از شناخت ماهیت انسان میگویم. «لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً». یعنی انسان نسبت به اینکه او را بسازند، حساس است و موضع میگیرد. اگر بو ببرد که میخواهید در او تصرف کنید، از شما فاصله میگیرد. بچههای شما اینطورند.
✍ #آیت_الله_حائری_شیرازی | راه رشد، جلد۱، صفحه ۲۲۱ و ۲۲۲
#ارتباط_موثر
@aghletarif
«در کیفم عکس هندی داشتم استرس و نگرانی همه وجودم را گرفته بود بچههای انتظامات مدرسه کیف ها را میگشتند نوبت کیف من رسید، گشتند و عکس را پیدا کردند. کلاس اول دبیرستان بودم داشتند من و عکسم را میبردند دفتر، که خانم فلسفی رسید و وساطت کرد. من را برد داخل دفتر پرورشی به بچهها گفت که خودش با مدیر صحبت میکند. شروع کرد به صحبت کردن گفت: «عزیز من جانم اینها چیست؟ اصلاً ارزش ندارد که آبروی خودت را به خاطر عکس بریزی ما مسلمانیم و الگوی ما حضرت زهرا است. ایشان اصلاً این طور چیزها را نمیپسندند ارزش انسان خیلی بیشتر از این چیزهاست. از آن روز خط زندگی من عوض شد. خانم فلسفی آبروی من را خرید. اگر میرفتم دفتر پدر و مادرم را در جریان میگذاشتند و انضباطم را کم میکردند؛ خیلی برایم بد میشد. حرفها و محبت ایشان روی من تأثیر گذاشت.»
سالهای اول خدمتم و زمان جنگ در مدارس یکی از معضلات فرهنگی همین عکسها بود. آن روزها فیلم و ویدئو و ماهواره نبود؛ عکس بازیگرهای هندی و عکسهای غیراخلاقی بین بچهها پخش میکردند. آوردن این چیزها به مدرسه ممنوع بود. هفتهای یک بار به صورت اتفاقی مدیر و معاون با کمک دانشآموزان انتظامات کیف بچهها را میگشتند. من در این کار همراهیشان نمیکردم...
بخشی از کتاب «سلوی» خاطرات شفاهی خانم فلسفی معلم پرورشی دههی شصت را خواندید. کسیکه در سالهای کودکی به علت ایرانی بودن پدرش از کربلا اخراج میشود و به اهواز میآید. تجاوز عراق به خاک ایران مسبب مهاجرت دیگرش به یزد میشود.
کتاب گنجینهای پر از خاطرات و تجربیات ارزشمند است و بهترین هدیه برای روز معلم.
@aghletarif
نوشتهها
🔴رفاقت با بچهها، راهِ آموزش واقعی! 🍃شما باید با بچهها و دانشآموزان رفیق بشوید. غیر از رفاقت هیچ
شیوهی تربیتی خانم فلسفی که من در این کتاب خواندم دقیقا شبیه این متنه. مثلا زنگهای تفریح صبحانهش رو با دختران در حیاط مدرسه میخورده و باهاشون والیبال بازی میکرده، واقعا رفاقت شرط اول تربیت و اثرگذاریه.
هدایت شده از استاد عابدینی
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 #کلیپ_تصویری
🔶 میهمان خانه پدری
🔸 روایتی دلنشین از امام صادق (علیهالسلام)
◽️ با بیان #استاد_عابدینی
◽️ ماهمبارکرمضان-۱۴۰۱
🏴 ایام شهادت امام صادق (علیهالسلام) تسلیت باد.
✅مرکزتنظیمونشرآثاراستادعابدینی
🌐 TAMHIS.IR | @Abedini
هدایت شده از آکادمی سواد رسانهای گرالیت
مجتمع بندری شهید رجایی بندرعباس از مهمترین بنادر ایران به شمار میرود، تخلیه و بارگیری سالانه حدود ۱۰۰ میلیون تن کالا، به تنهایی بیش از ۵۵ درصد صادرات و واردات و ۷۰ درصد ترانزیت بنادر کشور را برعهده دارد. همچنین تخلیه ۹۰ درصد بارگیری کالاهای کانتینری کشور در این مجتمع انجام میگیرد.
قلب اصلی تجارت خارجی ایران...
اهمیت بندر شهید رجایی:
۸۵٪ عملیات کانتینری، ۷۰٪ ترانزیت کالا، ۵۸٪ عملیات غیر نفتی و ۴۳٪ عملیات نفتی در بندر شهید رجایی انجام میشه.
دسترسی به تنگه هرمز و وصل کردن کریدور شمال به جنوب
افراد دارای گروه خونی -o در گیلان، تهران، یزد، همدان، کرمان، خراسان شمالی و اصفهان خون بدهند
سخنگوی سازمان انتقال خون ایران:
🔹شبکه ملی خونرسانی با استفاده از ذخایر استانهای همجوار استان هرمزگان به سرعت برای تامین خون مورد نیاز حادثه دیدگان بندر شهید رجایی اقدام کرده است.
🔹در پی وقوع حادثه، سازمان انتقال خون ایران با فعال کردن شبکه ملی خونرسانی، ارسال خون و فراورده های آن را از استانهای مختلف شروع کرد.
🔹به محض اطلاع از وقوع حادثه از استانهای گیلان، تهران، یزد، همدان، کرمان، خراسان شمالی و اصفهان ارسال خون به بندر عباس انجام شده است.
🔹سازمان انتقال خون از داوطلبان عزیز اهدای خون در استان هرمزگان که دارای گروه خونی O- هستند خواسته تا اهدای خون را در اولویت قرار دهند.
@TasnimNews
بزرگواران برای بندرعباس خون لازم هست، لطفا عزیزانی که میتوانند دریغ نکنند از این امر مهم که خودش نوعی جهاد محسوب میشه
20.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی یادمون میره چه مردمی داریم...
@aghletarif
هدایت شده از روایت پیشرفت ایران
❤️همسرانههای پیشرفت؛ معنای «معراج مرد از دامن زن» را فهمیدم (۲)
بخشی از خاطره دکتر بهاروند، پدر دانش سلولهای بنیادی ایران، از همسرشان دکتر فرزانه
🔸من و همسرم پروانه فرزانه، از اواخر شهریور سال 69 با ورود به رشتۀ زیستشناسی دانشگاه شیراز، با هم آشنا شدیم. خانمی جدّی، مؤمن و در عین حال شاگرد اول دورهمان بود. اواخر دوره کارشناسی با شناختی که از او به دست آورده بودم، خیلی به ایشان علاقهمند شدم و دوست داشتم با او ازدواج کنم؛ اما اصلا جرئت نمیکردم ابراز کنم، چون از خیلی جهات از من سَرتر بود. هنوز چند صباحی از قبولیام در کنکور کارشناسی ارشد و شروع درسها نگذشته بود که در پاییز سال 73، موضوع را با خود ایشان و خانوادهشان و خانواده خودم مطرح کردم؛ اما شرایط مهیا نشد.
🔸تنها راه را در استغاثه به حضرت زهرا(س) و امام رضا(ع) و نذر چهل روز روزه دیدم. بالاخره لطف خدا شامل حالم شد و ما را به هم رساند. پروانه یک سال بعد از من، یعنی سال 74، برای کارشناسی ارشد وارد دانشگاه تربیت مدرس شد و چندماه بعد از عروسیمان در سال 76 درسش را تمام کرد. چندماهی از شروع زندگی مشترکمان میگذشت که متأسفانه همسرم به بیماری غیرقابل درمان خودایمنی دچار شد و این قضیه به یکی از سختترین قصههای زندگی ما تبدیل شد.
🔆من بهخاطر ماهیت شغلم، معمولاً زیاد سفر میروم؛ بالاخره انجام تحقیقات مشترک و دیدن محققان ملی و بینالمللی و ایجاد تعاملات علمی با آنها در داخل و خارج از کشور، مستلزم سفرهای زیادی است. تمام این سفرها را تنها میرفتم. در این موارد نهتنها ایشان مانع نبود، بلکه همواره پشتیبانم هم بود؛ حتی یک بار جملهای گفت که همینطور متحیر ماندم و ندانستم باید چه بگویم جز شکر خدا و تشکر از او. گفت: «حسین، هر وقت تو قصد سفر علمی داری و من چمدونت را آماده میکنم، به یاد رزمندههایی میافتم که همسرانشون ساکهاشون رو میبستند و راهیِ جبههها میکردن. اینطور موقعها خیلی خوشحالم که تو رو راهیِ جبهۀ علم میکنم.» آن لحظه واقعاً شکر پروردگار را بجا آوردم و به بزرگیِ همسرم افتخار کردم.
🔸همسرم به لطف خدا، نهتنها پشتیبان روحی من بود؛ بلکه به لحاظ فکری و علمی نیز، در بسیاری از موارد کمکحالم بود. به جرئت میگویم که خیلی از تصمیمهای علمیام در پروژهها را با مشورت ایشان گرفتم. همسرم همۀ این ایام به من و خانواده انرژی میداد که راکد نمانیم و حرکت کنیم. حتی خودش هم با وجود بیماری سختی که داشت، تحصیلاتش را ادامه داد و از دانشگاه تربیت مدرس دکترای ایمنیشناسی گرفت؛ سال 85 با کسب درجه عالی از پایاننامه دکترایش دفاع کرد و عضو هیئت علمی مرکز ملی ذخایر ژنتیکی ایران شد.
🔻ایشان از سال 1386 مسئول تأسیس «بانک سلولهای انسانی و جانوری» شد و تا پایان حیات زمینیاش در سال 1399، به این کار مشغول بود. راهنماییهای عالمانه علمی و همچنین پشتیبانیهای مثالزدنی ایشان، نقش بسیار مهمی در روند دستیابی به دانش سلولهای بنیادی و توسعه آن در کشور داشت. این را به ضرس قاطع میگویم: «اگر پروانه از حقش نمیگذشت، من نمیتوانستم دانش سلولهای بنیادی را تولید و توسعه دهم.»
#مجله_سُها #شماره_اول
#همسرانههای_پیشرفت #دکتر_حسین_بهاروند
#دانشمند_سلولهای_بنیادی #دکتر_پروانه_فرزانه
#کتاب_سلولهای_بهاری #سریال_ذهن_زیبا
📍خوانندگان عزیز جهت تهیه شماره اول مجله «سُــها» به آیدی @soha_magiran پیام ارسال کنید.
📲 [لینک کانال بله]
🇮🇷 خانه هنر و رسانه پیشرفت| راوی پیشرفت ایران
@khaneh_pishraft