eitaa logo
نوشته‌ها ☫
3.4هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
1.2هزار ویدیو
53 فایل
اینجا به یاری خدا از خانواده، زنان، سیاست، مبانی تمدن غرب و نقد اندیشه‌ها می‌نویسم. «اللهم اجْعَلنی مُجَدِّد دینک و مُحییَ شَریعَتِک» مریم اردویی طلبه سطح ۳، رشته مطالعات اسلامی زنان @ma_3461 ایتا اینستاگرام @maryam_ordouei
مشاهده در ایتا
دانلود
برای کاری رفتم ویراستی به این مطلب نزدیک یک سال پیش برخوردم. به نظرتون آقای پزشکیان هنوز همین تفکر را داره؟ @aghletarif
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این صحنه‌ی فوق‌العاده‌ای که توسط هم‌وطن بیرجندی در وسط طوفان شدید خلق شده و استقامت تک‌نفره‌ی این هم‌وطن غیور مانع از زمین خوردن این پرچم شده، من را به یاد متنی انداخت که مدتی پیش در مورد هسته‌ی سخت نظام و به عبارت دقیق‌تر اقلیت مصلح نوشتم. این مرد غیور برای من تمثیل اقلیت مصلح است که در هر شرایطی پای نظام می‌ایستد. متن مربوطه را می‌توانید در ادامه بخوانید. @aghletarif
هدایت شده از نوشته‌ها ☫
🔰هسته‌ی سخت یا اقلیت مصلح؟! «هسته‌ی سخت» واژه‌ای است که این روزها وارد ادبیات سیاسی کشور شده و بحث و گفتگو حول آن بالا گرفته است. واژه‌ای که که از یک منظر درست و از منظری دیگر نادرست است. نادرست است از آن رو که برخی این واژه را منحصر به قشری گرفته‌اند که نظام را وام‌دار خود می‌داند و از این رو انگشت تهدیدش را به روی نظام بالا گرفته و خط و نشان می‌کشد که اگر حواست به من نباشد من دیگر نیستم یا به تعبیر عده‌ای «من اسکولت نیستم». به طور قطع چنین نگاهی نه درست است و نه منطقی. اما منطق دیگری بر وجود چنین هسته‌ای صحه می‌گذارد اما نه با این عنوان بل‌که با عنوان «اقلیت مصلح». اجازه بدهید برای تبیین بهتر، مطلبی را از استاد صفائی حائری وام بگیرم: « هر جامعه‌ای از دو دسته اقلیت و یک اکثریت تشکیل می‌شود: یک اقلیت صالح و مصلح؛ یعنی اقلیتی که زود ساخته می‌شوند و سازنده‌اند؛ و یک اقلیت فاسد و مفسد، اینها زود گند می‌گیرند و بعد گند را در خودشان حبس نمی‌کنند؛ بل‌که مفسدند. اکثریتی هم داریم که خز روی آب و سردرگمند. اینها یا تحت تأثیر این اقلیتند یا آن اقلیت. برای اینکه یک جامعه را اداره کنیم، لزومی ندارد روی اکثریت که به تعبیر روایت « همج رعاع» هستند کار شود. چون این اکثریت هم معلولند، هم زیادند و هم خسته‌کننده. درهای بزرگ را می‌شود با کلیدهای کوچکی باز کرد.» استاد صفائی در ادامه به شیوه‌ی تربیت رسول خدا صلی‌الله و علیه و آله اینگونه اشاره می‌کند: «رسول خدا کارش حساب شده بود و در مکه روی استعدادها کار کرد. در نتیجه سلمان و ابوذر و جعفر و مصعبی برآمدند که ابوذر، چراغ یک قبیله، جعفر مشعل حبشه و مصعب نور مدینه شد.» توجه به این اصل را در نگاه شهید بهشتی نیز می‌توان مشاهده کرد. ایشان در کتاب «سه گونه اسلام» خود با گروه‌بندی گروندگان به نهضت‌های مسلکی، آنها را به پنج دسته تقسیم می‌کنند. از این پنج دسته، گروه اول را جستجوگران راستین و حق‌جو عنوان می‌کنند که دل در گرو آرمان‌ها دارند و به عبارتی افرادی ایدئولوژیک و کیفی هستند که قوام و استخوان‌بندی یک نهضت به آنها وابسته است. گروه پنجم را اکثریت مردمی می‌دانند که معمولی‌اند و پیروان مذهب آرام. رابطه‌ی گروه پنجم با ایدئولوژی، رابطه‌ی تابعیتی است؛ یعنی در برابر جریان روز تسلیم هستند. در اینجا نقش گروه اول بسیار حیاتی و مهم است که هنر جذب افراد گروه پنجم را داشته باشد. به بیان دیگر «هسته‌ی سخت» گروهی است که در ایمان و هدف راسخ، زاینده و منشأ اثر باشد. برای اتصال اکثریت به نهضت و انقلاب نیاز به حلقه‌ی واسط «اقلیت مصلح» داریم که به قدری دارای توانمندی، آگاهی نسبت به زمانه و نگاه عمیق به مسائل باشند که توان جذب اکثریت را داشته باشند. افرادی که بدون عدول از ارزش‌ها و اصول انقلاب، قلوب را تصرف کنند و همانند سردار سلیمانی صدق و اخلاص در عمل داشته باشند. رهبر انقلاب نیز مسوولیت این گروه را «ضم اهل الفرقه» می‌دانند و می‌گویند: «کوشش کنید آنهایی که از جماعت کشور فاصله می‌گیرند را نزدیک کنید، منضم کنید. کسانی که میانه‌ی راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید...نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با منش ما کسانی که یک ایمان نیمه‌کاره‌ای دارند، به کلی از ایمان ببرند. نگذاریم کسانی که نیمه ارتباطی با نظام دارند از نظام منقطع شوند. عکس این عمل کنیم.» در واقع آن اقلیت مصلح، تکلیف‌شان در ایجاد پیوند قلوب با نظام مضاعف است. خودشان را مدیون نظام می‌دانند. در تلاشند تا دل‌های رمیده را آرام و روح‌های خسته از تنگای اقتصادی و ناکارآمدی برخی مسوولان را آرام کنند. آنها خودشان را بدهکار نظام می‌دانند نه اسکول و طلبکار نظام. @aghletarif
🔰مسوول شدید تا مورد سوال واقع شوید دیشب آقای جوکار نماینده‌ی یزد سخنران ویژه تجمع شبانه بود. وقتی پشت تریبون قرار گرفت، دائم از شهید رییسی و ویژگی‌های این شهید عزیز صحبت می‌کرد. بانویی با شروع سخنرانی پلاکارد به دست در صف اول نشست جایی که هم آقای نماینده مجلس مطالبه‌اش را که چرایی تعطیلی مجلس بود ببیند و هم دوربین‌ها خواسته‌‌اش را ثبت کنند. نیم ساعتی که از سخنرانی گذشت و او به پاسخ گره‌ ذهنی‌اش لابلای سخنان آقای نماینده نرسید، صدا بلند کرد و این بار سوالش را مستقیم از نماینده پرسید. آقای جوکار وقتی سماجت آن بانو را دید با لحنی نامناسب گفت: «من که می‌دونم اینا رو بهتون یاد دادن که بیاید اینجا بگید!» خانم جوان پاسخ داد: «کسی به ما یاد نداده، حرف خودمونه» آقای نماینده به حرف زدن ادامه داد و کماکان از مردم‌داری و محاسن شهید رییسی می‌گفت. این بار خانم دیگری صدا بلند کرد و از چرایی تعطیلی مجلس پرسید. نماینده همچنان در حال سخنرانی بود. یکی از آقایان فعال فرهنگی استان جلو آمد و شروع کردن با دو خانم صحبت کردن و متقاعد کردن آنها که ساکت باشند و وسط حرف نماینده حرفی نزنند چون اساعه‌ی ادب است. سخنرانی آقای نماینده که تمام شد در آخر صحبت با اشاره به صحبت‌های آن خانم گفت:« خانمی اینجا در مورد تعطیلی مجلس سوال داشتند، باید بگویم که اینها همه های و هوی فضای مجازی است. شما هم تحت تأثیر همین فضا دارید حرف می‌زنید. کی گفته که مجلس تعطیل است. همه نمایندگان در حال فعالیت هستند. کمیسیون‌ها فعالند. حتی هفت طرح در مورد مدیریت تنگه هرمز بارگذاری شده و در دست بررسی است. شما کجا خبر از این امور دارید که صحبت از تعطیلی مجلس می‌کنید. دشمنان می‌خواهند بین مردم و مسوولان اختلاف بیاندازند.» اگرچه آقای نماینده در آخر با اصرار آن دو خانم به سوالشان با اکراه پاسخ داد و جدای از آنکه پاسخ ایشان با مواضع برخی دیگر از نمایندگان مستقل مجلس که خواهان برگزاری صحن علنی مجلس هستند، هماهنگ نبود، نکته‌ی من نوع مواجهه‌ی آقای نماینده با سوال مردم است. یک مسوول باید بداند جایگاهی که در آن قرار گرفته، جایگاه مورد سوال واقع شدن است و او باید با نگاه خادمانه پاسخگوی سوالات مردم باشد حتی اگر آن سوال باب میلش نباشد یا حتی غلط باشد. اینکه هر سوال یا نقد مردم را به نقشه‌ی دشمن حواله دهیم یا تصور کنیم آنها دست نشانده‌ی کسی هستند و خودشان توان فهم مسائل را ندارند، نشان از عدم باور به نقش و جایگاه مردم در جمهوری اسلامی و حتی درک مفهوم مردم بعثت‌یافته دارد. خوب است مسؤولان یک بار بیانات رهبران انقلاب را با کلیدواژه‌ی بازخوانی کنند که بنده در اینجا به ذکر یک مورد آن بسنده می‌کنم. رهبر شهید:«مردم،همه چیز نظام اند..» در خانه اگر کس است یک حرف بس است. @aghletarif
متوجه شدید یک عده از پیام مهم سپاه پاسداران فقط روی اون بند آخر و فقط روی واژه‌ی مذاکره زوم کردند تا برای مذاکره مشروعیت بتراشند و از این رهگذر منتقدان مذاکره را ساکت کنند. در حالی‌که این پیام بسیااار حرف دارد. @aghletarif
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبت‌های اشرف خادم، همسایه‌ی بیت رهبری پی‌نوشت: نمی‌دونم چطوری می‌تونید سر میز مذاکره با این جنایتکاران بنشینید. @aghletarif
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر لاریجانی: دندان لق مذاکره را باید کند و انداخت دور پی‌نوشت: تا زمانی که عده‌ای به گفته‌ای دکتر خوش چشم هول مذاکره هستند و حاضرند زیر شبح تهدید پای میز مذاکره بروند و عده‌ای با تقطیع بیانات و حذف تقدم و تأخر سخنان رهبری در رابطه با مذاکره، بیانات رهبر شهید را تحریف می‌کنند، ما در برابر روند غلط مذاکره با شیطان سکوت نخواهیم کرد و همچنان مطالبه‌ی تحقق هر ده بند شروط رهبری را داریم. @aghletarif
شاید برخی این کانال پاسخ به شبهات را دنبال می‌کنند. به اسم پاسخ به شبهات با تقطیع بیانات رهبر انقلاب در حال تحریف منویات رهبر شهید هستند. حالا دیگران باید بیایند و به پاسخ به شبهه‌ی اینها ، پاسخ بدهند و رفع شبهه کنند. دوران عجیبی است. پاسخ به این پاسخ را در لینک‌های زیر بخوانید🤷‍♀ تقطیعات و تحریفات به اسم پاسخ به شبهات، بخش اول بخش دوم @aghletarif
جفری ساکس نظریه‌پرداز آمریکایی: نشانه‌ای از توافق وجود ندارد/ ترامپ در حال بازی دادن بازارها است /آمریکا یک دولت گانگستری است! @aghletarif
دیروز دعوت شده بودیم خونه باغ یکی از بستگان در روستای اسلامیه. از چند روز قبلش کلی طوفان شده بود و خیلی از زردآلوهای باغ ریخته بود روی زمین. زردآلوهای نازنین علاوه بر تجربه سقوط بی‌موقع از درخت، مستأجر هم داشتند و در دل خودشون حامل مقادیری جناب کرم بودند. خلاصه نه ظاهر زیبایی داشتند و نه باطن زیبا. مامان زن داداشم رفتن توی باغ و دو تا سطل از زردآلوهای بی‌زبون و حاوی مستأجر را جمع کردن و آوردن. ظاهر زردآلوها نشون می‌داد به لعنت خدا هم نمی‌ارزن. خلاصه عصر که داشتیم برمی‌گشتیم گفتم اینا که به درد خوردن نمی‌خوره بدید برم شاید بشه لواشک کرد. امروز تمامش رو ریختم تو سینک و تمیز حمامشون کردم. تک‌تکشون را جراحی و مستأجرشون را جواب کردم. ریختم توی قابلمه و جوشوندم. بعد از پختن و سرد شدن، رفتن داخل مخلوط کن و بعد وسط سینی پهنش شدن و رفتن آفتاب بگیرن تا به مسیری که براش خلق شدن برگردند. حکمت نوشت: موقع شستن زردآلوها به این فکر می‌کردم که چقدر سرنوشت ما آدم‌ها شبیه این زردآلوها می‌تونه باشه وقتی کرم گناه در باطنمون ریشه می‌کنه و درونمون سیاه و زشت می‌شه. گاهی برای برگشت به مسیری که براش خلق شدیم باید توبه کنیم و جنس این توبه گاهی همراه با تحمل یک مسیر سخت، تیغ داغ و گاهی تصفیه شدن در داغی ابتلائات و فتنه‌ها و اگر به آخرت بکشه گرمای آتش جهنمه. چه خوبه که با استغفار مدام نذاریم کارمون به جاهای باریک بکشه، به تیزی چاقو، به داغی آتش. امام کاظم علیه السلام: هیچ چیز نیست که چشمت ببیند مگر اینکه موعظه‌ای برای تو در آن است. @aghletarif