هدایت شده از تا انتهایِ افق
تجربههای جهانی
قسمت چهارم
از قسمتهای بسیار جدی تلاش اسرائیل و آمریکا و دنبالههای اینها هزینه کردن بودجههای نجومی برای سیاهنمایی حکومت ایران برای مردم ایران و برای کشورهای منطقه و برای جهان! بود. حکومتی که دست خود مردم هست. یعنی بخشی از خود مردم ایران حکومت را در دست دارند.
تلاششان هم بارها نتیجه داده. کشورهای مسلمان نگاه بسیار منفی به ایران و دین مردم ایران داشتند. و ما نمیدانستیم! و شاید باورش سخت باشد اما برای آنها سالیان سال اینطور فضاسازی کرده بودند که ایران و آمریکا و اسرائیل دستشان در یک کاسه هست و همه چیز نمایشی است! باورش سخت است... ما هم تازه فهمیدیم یک عمر جوانان این کشورها چه تصوراتی از ما داشتند... اولین بار من در فرانسه وقتی با جوانان سوری مواجه شدم، متوجه شدت اطلاعات غلط آنان شدم. (که پس از جنگ مجبور به مهاجرت شده بودند)
ما از این داستان هم غفلت عمیق داشتیم...
یعنی خبر نداشتیم با مردم این کشورها دارند چه میکنند. و مردم خودمان هم که...
اما این هم دست خوش تحول و تغییر شد...
هرچه شدت نفرت و خشم را بالا بردند، این دو جنگ اخیر، آن را خنثی کرد...
جنگ اول برخی را تغییر داد. فضای جهانی را هم. فضای مردم منطقه را هم.
اما این جنگ دوم، اصلا دنیا را زیرو رو کرد...
کسانی که فهمیده بودند اسلام چیز بدی نیست. مسلمانان آدمهای بدی نیستند و گرایش پیدا کردند به قرآن!
در مرحله بعد فهمیدند ایران هم کشور بدی نیست. مردمان ایران هم بد نیستند. و حکومت ایران هم بد نیست و دقیقا برعکس اینها از هر نظر الان بهترین هستند روی این کره خاکی... و این کار خدا بود. هزینهای که دادیم فوق العاده سنگین بود... اما این تغییر رویکرد و نوع نگاه، هرگز با ده سال کار فرهنگی ما هم به نتیجه نمیرسید و این خونها و این مقاومتها و این در سمت درست ایستادنها کاری کرد که ایران از راه قلبها وارد شود و تمام توطئهها را خنثی کند...
حتی کار به اینجا هم ختم نشد، و با رفتاری که برخی فارسیزبانان در سراسر جهان از خود نشان دادند، حتی این هم برای دنیا کامل جا افتاد که ایرانیها دو گروه هستند. و قدرت تفکیک پیدا کردند و توانستند تشخیص بدهند کدام طرف درست ایستادهاند، کدام نه.
یعنی این هم در توان ما نبود که جا بیندازیم، اما تقدیرات الهی کار خودش را کرد...
@ninfrance
هدایت شده از تا انتهایِ افق
تجربههای جهانی
قسمت پنجم
مفصل تر باید توضیح دهم و خواهم داد ان شالله.
ولی کار امروز به جایی رسیده که تشییع میلیونی رهبر ایرانی شیعه در عراق عربی، جهان را شوکه کرده...
میگفتند: اینها میگفتند: رهبر ما رهبر شیعیان جهان است و ما مسخره میکردیم. حالا میبینیم رهبر مسلمانان جهان بوده و ما جدی نگرفتیم... و حالا هم محبوب همهٔ آزادگان جهان شده...
البته واقعیت این است که آن تبلیغات شوم کار خودش را کرده بود و این شکافها و باورهای غلط شکل گرفته بود. اما از الطاف خفیه این جنگ و این شهادت مردانه و خانوادگی... تکان خوردن کل مردمان مرد این سرزمینها بود که خودشان با حقیقت مواجه شوند و بفهمند که به ایشان یک عمر دروغ گفته بودند و حقیقت چیز دیگری بود...
دیروز در مجلسی در هلند شرکت کردم. که بزرگداشت مقام رهبر فرزانه شهید بود.
شرکت کنندگان عراقی، افغان، ترک و ایرانی بودند...
از هر کدام یک سخنران آمد و سخنرانی کرد...
سخنران عراقی و ترک، با یک صلابتی سخنرانی میکردند و میگفتند: ایران و این آقا همه ما مسلمانان را سربلند کرد. عزت از دست رفته را به ما برگرداند. ما خیلی سعادت داشتیم که در عصر حضور ایشان در این دنیا به دنیا آمدیم. ما همه دیگر یکی هستیم. او نمرده. او زندهتر از همه ماست. بخاطر اینکه میبینید چه طور همه دلها را هر روز زندهتر میکند.
چقدر آدم با مجاهدت و مقاومت و شهادت خاص ایشان، مسلمان و شیعه شدند....
و بعد فریاد زد که امروز همه ما گوش به فرمان جانشین ایشان، سید مجتبی هستیم و بلند فریاد میزدند: لبیک یا خامنهای...
من تا به حال چنین چیزی ندیده بودم... آن آقای ترکیهای که خود شیعه شده بود و آن آقای عراقی، این طور رهبر ایران را رهبر خود بدانند.
دیگر مرز جغرافیایی بیمعنا شده و همهٔ کسانی که به ماهیت واقعی این شیاطین انس پی بردهاند، بیدار شدهاند و اصلا نگاهشان دیگر نه غزه نه لبنان برس به داد کشور خودمان نیست...
کامل همه فهمیدهاند به قول حضرت امام دنیا دو قسمت است: مستضعفین، مستکبرین.
حالا هرجای جهان باشد.
هرجا مستضعفی هست، یعنی ما هستیم. و هرجا مستکبر هست، یعنی دشمن بشریت است و باید با او تا نابودیاش مبارزه کرد.
لذا دیگر این شعارهای بخاطر جنوب لبنان جنوب ایران را فلان... خریدار ندارد...
دیگر این سبک توطئهها زود تشخیص داده میشود...
دیگر خیلی واضح شده که چقدر جنوب لبنان، سوریه، عراق، غزه، خود ما هستیم. و مرز جغرافیایی کلا بی معناست... چون برای دشمنِ بشریت، بی معناست...
@ninfrance
🔰اتحاد در کنار انتقاد
هنوز جوهر پیام اخیر امام جامعه خشک نشده و علی رغم تاکید ایشان بر اتحاد مقدس عدهای شروع کردند به طعنه زدن به منتقدان که «ساکت شوید دیدید آخرش رهبری از خودش هزینه کرد» این دوستان یا پیامهای امام را نخواندهاند یا اگر خواندهاند اتحاد مقدس بیشتر چشمشان را گرفته چون راحتتر میتوان پشت این اصل قایم شد تا زمین خوردن تشت رسوایی تفاهمنامه و نامعتبر بودن امضای رئیسجمهور آمریکا کمتر توی ذوق بزند.
خدمت این دوستان عارضم که این پیام در کنار اصل مهم اتحاد مقدس، دربردارندهی دو اصل مهم دیگر هم بود. اولین اصل مشهود در پیام تأکید بر اصل دشمنشناسی بود؛ اصلی که از قضا باید محور اتحاد بین مردم و مسوولان قرار گیرد. اینکه دشمن بدعهد، پلید، جنایتکار و غیرقابل اعتماد است و نقض تفاهمنامهای که رییسجمهور نسبت به تحقق مفاد آن تعهد داده بود، سندی محکم بر همین اصل است.
اتحاد مقدس که دومین اصل مورد تاکید در این پیام بود و از اصولیترین امور در این برهه برشمرده شد ریشه در همان اصل دشمنشناسی دارد؛ چراکه طبق فرمایش ایشان این اتحاد مقدس «خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیلهگر امریکایی» موضوعیت پیدا میکند فلذا برای تحقق این اتحاد باید اصل دشمنشناسی سرلوحهی تمام امور قرار گیرد. پرواضح است اگر با وجود چنین نقض عهدی باز کسانی بخواهند پایشان را لای در مذاکره با آمریکا بگذارند بیشک در مسیر اختلاف و وحدتشکنی قدم برداشتهاند.
اما اصل مهم بعدی، صحه گذاشتن بر اصل انتقاد بود که از قضا در فراز مربوط به این بخش از پیام، ضمن تذکر دو نکته به منتقدان، آنها را مورد عنایت ویژه خود قرار دادند و صفاتی معنادار را برای آنها برشمردند. از جمله این صفات عبارت بودند از:«اخلاص، خیرخواهی، اهتمام و نگرانیشان به علاوهی خودشان سرمایهای ارزشمندی برای نظام، فی نفسه مطلوب بودن نقدشان، بعضیشان پیشروان بصیرت، نقدشان موجب رونق و شکوفایی»
البته در کنار به کار بردن چنین الفاظی در ستایش منتقدان آنها را به دو نکته مهم توجه دادند تا نقدشان منشأ محرومیت از برکات و عنایات نگردد:«اولا ظلمی را بر بیگناهی روا ندارد» که این نکته باید در محتوای نقدها مورد توجه قرار گیرد. دوم «موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نگردد» که این نکته ناظر به ملاحظهی روشی در ارائهی نقدها است. به عبارتی نقد باید خالی از ادبیات خائنپنداری مسوولان باشد و بر پایهی استدلال و منطق صحیح و مستند صورت پذیرد.
خلاصه آنچه از این پیام قابل احصاء است وجود فاصلهای نجومی بین ادبیات امام جامعه در مواجهه با منتقدان با کسانی است که همواره منتقدان را با برچسب تندرو، افراطی، خوارجمسلک، همسو با اسراییل، جنگطلب و... مینواختند و یا خواهان اعزام آنها به جبهههای جنوب بودند. همچنین این پیام نشان داد دلسوزی، خیرخواهی و نقدهای علیالصولی منتقدان نسبت به مذاکره و مفاد تفاهمنامه همسو و منطبق بر منظومهی فکری امام جامعه بوده است. همچنین ثابت کرد برخی در مسیر نقد پای را فراتر از چارچوب اصولی انتقاد گذاشتهاند که همین امر منجر به دریافت دو تذکر برای صیانت از وحدت گردید.
@aghletarif
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زمانیکه در دل جنگ تحمیلی سوم بودیم لحظهای جریان عادی زندگی قطع نشد با اینکه دشمن زیرساخت میزد و به دکلهای برق و ...حمله میکرد. این تداوم جریان زندگی مرهون زحمات مجاهدانهی عزیزانی بود که بیچشمداشت پای در رکاب میکردند و جلوی توقف جریان عادی زندگی میایستادند. همین مجاهدتها خود تابآوری بیشتر میآفرید. سرمایهای که در هیچ کجای دنیا مثلش را نخواهیم یافت. اکنون که دوباره دشمن پلید و بدعهد نقض عهد کرده و جنگ را از سر گرفته و با زدن پل، جاده و زیرساخت مسیر انتقال نیازها و اتصال دلها را مسدود میکند باز مجاهدانی پای در رکاب کردهاند و زیر هرم گرما و رطوبت نفسگیر جنوب تاب میآورند تا تابآوری بیافریند. ندیدن این نعمتها در دل بحرانها، کفران نعمت است.
@aghletarif
امام خامنهای قبلتر یکی از ویژگیهای امام شهید را «قدرت خلق معانی از طریق ساخت واژگان و ایجاد گفتمان عمومی» بیان کردند. ویژگی که خود ایشان نیز از آن بیبهره نیستند. مثلا در پیام دیروز واژهی «پیشرو» را بجای «تندرو» خلق کردند. این خلق ادبیات هم به ارتقاء گفتمان انقلاب کمک شایانی میکند و هم راهبری به سمت خروج از ادبیات دشمنساخته است.
@aghletarif
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 پیشرویی در بصیرت لازمهی پشتیبانی از ولایت
این جملهی امام خمینی (ره) را کمتر کسی است که نشنیده باشد:«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد» حالا بیایید سراغ واژهی «پیشروان بصیرت» که توسط امام خامنهای در توصیف منتقدان خلق شد. بین آن کلام امام خمینی و این بیان امام خامنهای نسبتی مستقیم برقرار است. به این معنا که یک سرباز رشدیافته، مخلص و خیرخواه برای پشتیبانی از ولایت میبایست در بصیرت پیشرو باشد. یعنی قبل از اینکه امام بخواهد موضع بگیرد او آنقدر با منظومهی فکری امامش مأنوس باشد که با مطالبه و موضع درست راه را برای امر امام باز کند. اذهان را زودتر آمادهی پذیرش خواست امام کند. تبیین کند، گفتمان بسازد تا برای ولی بسط ید ایجاد شود. انسان بصیر پیشرو خودش را خرج امام میکند تا هزینهها از دوش امام برداشته و تیر و ترکش مخالفتهای احتمالی سینهی او را نشانه برود. پشتیبانی به معنای پشت امام سنگر گرفتن نیست بلکه سپر امام شدن است. همان کاری که امثال شهید رییسیها و سلیمانیها کردند.
معنای عینی «پیشروان بصیرت» همان سکانس معروف فیلم «غریب» است که وقتی از شهید بروجردی میخواهند برای حل یک اختلاف داخلی اسم امام را بیاورد، با عتاب میگوید: «ما باید خرج ولی شویم نه ولی خرج ما»
@aghletarif
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عراقچی: قبل از جنگ به تمام سناریوها فکر شده بود/ یک سناریو این بود که اگر رهبر را زدند چه کنیم؛ حتی کد داشت؛ کد ۱۱۰
پینوشت: از وقتی این صحبتهای آقای عراقچی را شنیدم ذهنم ریخته بهم. نمیدونم هدف از گفتن این حرفها چیه. اما چیزی که اذیتم میکنه اینه که اینقدر راحت در مورد سناریوی ترور رهبری به بحث نشستند در حالیکه باید به این فکر میکردند که چه کنیم تا بازدارندگی ایجاد بشه و دست دشمن به رهبر مملکت نرسه نه اینکه با خانوادهاش و به فرمودهی امام سید مجتبی به صورت غافلگیرانه به شهادت برسند. این حرف آقای عراقچی من را به یاد پاسخی انداخت که به خبرنگار خارجی در مورد ترور رهبری داد که اگر ایشون را ترور کنند، دوباره انتخاب میکنیم.
@aghletarif
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰مرگ با حجاب
ده دوازده سال پیش وقتی در اینستا شاهد شروع به کار افرادی بودم که با ظاهر محجبه رفتارهای خارج از عفاف داشتند، نوشتم « رضاخان نتوانست با چماق حجاب از سر همهی زنان بردارد بنابراین به سمت استحالهی حجاب رفتند» این حرف امروز بیشتر از قبل قابل درک است.
وصف بهتر این زنان را در کلام استاد صفایی حائری بخوانید: «اگر مجبور بشوى بهخاطر ترسى و يا عشقى، حجاب بگيرى، تازه خود حجاب تو مىشود بازى تو. و چادر تو مىشود مترى چندك و رنگش بايد فلان و گلهايش بايد بهمان باشند و اين است كه همان انحراف، در اين شكل جلوه مىكند.
و تو كه هنوز نقش خودت را عوض نكردهاى، در هر لباسى همان خواهى بود و همان بازىها را خواهى داشت و فقط با تنوعها خودت را فريب خواهى داد و به ريش ديگران خواهى خنديد.
راستى خانمى كه زندگى را جز اين نمىداند كه كار كند و حقوق بگيرد تا بتواند بهترينها را تهيه كند و در بهترينها از آن استفاده كند و نشان بدهد كسى كه تمامى عمرش و عمق زندگيش همين چند انگشت گرفتن و دوختن و پوشيدن و نمايش دادن و جالب بودن و در چشمها نشستن است، آيا مىتواند كه خودش را در لباس محبوس كند، و خودش را بپوشد؟
برای او پوشش يعنى مرگ، يعنى تمام شدن، يعنى پوچ شدن و به بنبست رسيدن، كه اينها جز سرگرمى و تنوع و لذت و نمايش و جالب بودن و در چشمها و دلها نشستن چيزى نمىخواهند، چون؛ خودشان را بيشتر از اين نمىبينند و بالاتر نرفتهاند!
کتاب روابط متکامل زن و مرد
@aghletarif
🔰 لیلی زمردیان و ارمیایی دوباره؟؟!
اواخر دههی هشتاد یا اوایل دهه نود بود که دختری به نام ارمیا در شبکهی بهایی من و تو مطرح شد که برای تست خوانندگی کاندید برنامهای با عنوان آکادمی گوگوش شده بود. تفاوتی که این خانم با بقیه داشت در نوع پوشش بود که مثلا با حجاب روی استیج حاضر میشد. خودش را مأخوذ به حیا نشان میداد. با نامحرمان دست نمیداد اما با لباس های تنگ و چسبان و مثلا پوشیده خوانندگی میکرد. این اولین پروژهی این شبکهی بهایی برای شکستن مرز عفاف و حیا زدایی بود. پوشیدن لباسهای بدننما و آرایش نسبتا غلیظ به بهانه داشتن استایل مناسب به هنگام خوانندگی که توسط دست اندرکاران مسابقه انتخاب و طراحی میشد، کاملا در تضاد با احکام دینی بود و مصداقی برای اسلام آمریکایی و انگلیسی که مدیران شبکه من و تو آن را دنبال میکردند. نکتهی قابل تأمل نسبت دادن او به شهر خمین بود. بعدتر معلوم شد که ارمیا عضو گروهک منافقین بوده است.
در مورد لیلی زمردیان هم گمانهزنیهایی مطرح است. اما آنچه بیشتر مورد تأمل است اینگونه پروموت شدن او خصوصا بعد از مهاجرت است. پروژهای که معلوم نیست چه دستانی پشت پرده دارد و چه نقشههایی برای زنان و دختران این سرزمین در سر میپرورانند. خلاصه که مراقب باشید.
@aghletarif