9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹این خاطره ۲ دقیقه ای رو از دست ندید
♦️خاطره ای شنیدنی از نوجوان چهارده ساله دفاع مقدس
❤️وقتی جعبه مهمات باز کردم فقط گریه کردم....
🇮🇷کانالهای نشریه عبرتهای عاشورا🇮🇷
@aghmiun
ممنون از برادر گرامی ام خلیل کردی
بابت این کلیپ ارزشمند شان
گرامی می داریم یاد و نام و خاطر همه شهدای عزیز و خاصه شهدای گرانقدر روستای مان آغمیون را و درود می فرستیم به روان شادشان .
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این همون جاییه که غذاش از هزار تا رستوران درجه یک بهتره 🥰
@aghmiun
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
میدانید چه حکمتی هست غذای دست پخت مادرها خوشمزه هست؟
نه به ادویه اش هست ،نه به برنج ایرانی بودنش و نه به روغن حیوانی محلی بودنش......
فقط یک علت دارد
آنهم عشق مادر هست
چون غذا را با عشق می پزد
این مزه خوب و طعم خوشایند و مدهوش کننده غذای مادر همان طعم عشق مادرانه هست که در غذا تبلور می یابد ..........
به سلامتی تمام مادر های روی زمین
دعا میکنیم .....
و به روح تمام مادر های سفر کرده روی زمین درود میفرستیم.....
حاکمی در قصر نشسته بود که از بیرون قصر صدای سیب فروش را شنید که فریاد میزد :
“سیب بخرید! سیب !!!”
حاکم بیرون را نگاه کرد و دید که مرد دهاتی، حاصلات باغش را بار الاغی نموده و روانهای بازار است.حاکم میل و هوس سیب کرد و به وزیر دربارش گفت:
۵ سکه طلا از خزانه بردار و برایم سیب بیار!
- وزیر ۵ سکه را از خزانه برداشت و به دستیارش گفت:
-این ۴ سکه طلا را بگیر و سیب بیار!
دستیار وزیر فرمانده قصر صدا زد و گفت:
-این ۳ سکه طلا را بگیر و سیب بیار!
فرمانده قصر افسر دروازه قصر را صدا زد و گفت:
-این ۲ سکه طلا را بگیر و سیب بیار!
افسر عسگر را صدا کرد و گفت:
این ۱ سکه طلا را بگیر و سیب بیار!
عسگر دنبال مرد دست فروش رفته و از یخنش گرفته گفت:
های مرد دهاتی! چرا اینقدر سر صدا میکنی؟ خبر نداری که اینجا قصر حاکم است و با صدای دلخراش ات خواب جناب عالی را اشفته کرده ای.اکنون به من دستور داه تا تو را زندانی کنم.
مردم باغدار به پاهای عسکر قصر افتاد و گفت:
اشتباه کردم قربان!
این بار الاغ حاصل یک سال زحمت من است، این را بگیرید، ولی از خیر زندانی کردن من بگذرید!
عسکر نصف بار سیب را برای خودش گرفت
و نصف ديگر را برای افسر برده و گفت:
-این هم این سیب ها با ۱ سکه طلا.
افسر نیمی از ان سیبها را به فرمانده قصر داده، گفت:
این سیب ها به قیمت ۲ سکه طلا!
فرمانده نیمی از سیبها را برای خود برداشت و نیمی به دستیار وزیر داد و گفت:
-این سیب ها به قیمت ۳ سکه طلا!
دستیار وزیر، نیمی از سیب ها را برداشت و نزد وزیر رفته و گفت:
-این سیب ها به قیمت ۴ سکه طلا!
وزیر نیمی از سیب ها را برای خود برداشت و بدین ترتیب تنها پنج عدد سیب ماند و نزد حاکم رفت و گفت:
- این هم ۵ عدد سیب به ارزش ۵ سکه طلا!
حاکم پیش خود فکر کرده و پنداشت که مردم واقعا در قلمرو تحت حاکمیت او پولدار و مرفعه هستند. که کشاورزش پنج عدد سیب را به پنج سکه طلا می فروشد هر سیب یک سکه طلا
و مردم هم یک عدد سیب را به یک سکه طلا میخرد! یعنی ثروتمندند
پس بهتر است ماليات را افزايش دهم و خزانه قصر پرتر بسازم.
در نتيجه مردم فقیر تر شدند و شریکان حلقه فساد قصر سرمایه دار تر
@aghmiun
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طنز حسن ریوندی درباره قرار ملاقاتش با یک دختر در کافه ای در نیاوران 😂
@aghmiun