eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.4هزار دنبال‌کننده
14.4هزار عکس
16.5هزار ویدیو
110 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
عکس هایی از کوچه و پس کوچه های آغمیون
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹این خاطره ۲ دقیقه ای رو از دست ندید ♦️خاطره ای شنیدنی از نوجوان چهارده ساله دفاع مقدس ❤️وقتی جعبه مهمات باز کردم فقط گریه کردم.... 🇮🇷کانالهای نشریه عبرتهای عاشورا🇮🇷 @aghmiun ممنون از برادر گرامی ام خلیل کردی بابت این کلیپ ارزشمند شان گرامی می داریم یاد و نام و خاطر همه شهدای عزیز و خاصه شهدای گرانقدر روستای مان آغمیون را و درود می فرستیم به روان شادشان . 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این همون جاییه که غذاش از هزار تا رستوران درجه یک بهتره 🥰 @aghmiun 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 میدانید چه حکمتی هست غذای دست پخت مادرها خوشمزه هست؟ نه به ادویه اش هست ،نه به برنج ایرانی بودنش و نه به روغن حیوانی محلی بودنش...... فقط یک علت دارد آنهم عشق مادر هست چون غذا را با عشق می پزد این مزه خوب و طعم خوشایند و مدهوش کننده غذای مادر همان طعم عشق مادرانه هست که در غذا تبلور می یابد .......... به سلامتی تمام مادر های روی زمین دعا میکنیم ..... و به روح تمام مادر های سفر کرده روی زمین درود میفرستیم.....
حاکمی در قصر نشسته بود که از بیرون قصر صدای سیب فروش را شنید که فریاد میزد : “سیب بخرید! سیب !!!” حاکم بیرون را نگاه کرد و دید که مرد دهاتی، حاصلات باغش را بار الاغی نموده و روانه‌ای بازار است.حاکم میل و هوس سیب کرد و به وزیر دربارش گفت: ۵ سکه طلا از خزانه بردار و برایم سیب بیار! - وزیر ۵ سکه را از خزانه برداشت و به دستیارش گفت: -این ۴ سکه طلا را بگیر و سیب بیار! دستیار وزیر فرمانده قصر صدا زد و گفت: -این ۳ سکه طلا را بگیر و سیب بیار! فرمانده قصر افسر دروازه قصر را صدا زد و گفت: -این ۲ سکه طلا را بگیر و سیب بیار! افسر عسگر را صدا کرد و گفت: این ۱ سکه طلا را بگیر و سیب بیار! عسگر دنبال مرد دست فروش رفته و از یخنش گرفته گفت: های مرد دهاتی! چرا اینقدر سر صدا میکنی؟ خبر نداری که اینجا قصر حاکم است و با صدای دلخراش ات خواب جناب عالی را اشفته کرده ای.اکنون به من دستور داه تا تو را زندانی کنم. مردم باغدار به پاهای عسکر قصر افتاد و گفت: اشتباه کردم قربان! این بار الاغ حاصل‌ یک سال زحمت من است، این را بگیرید، ولی از خیر زندانی کردن من بگذرید! عسکر نصف بار سیب را برای خودش گرفت و نصف ديگر را برای افسر برده و گفت: -این هم این سیب ها با ۱ سکه طلا. افسر نیمی از ان سیب‌ها را به فرمانده قصر داده، گفت: این سیب ها به قیمت ۲ سکه طلا! فرمانده نیمی از سیب‌ها را برای خود برداشت و نیمی به دستیار وزیر داد و گفت: -این سیب ها به قیمت ۳ سکه طلا! دستیار وزیر، نیمی از سیب ها را برداشت و نزد وزیر رفته و گفت: -این سیب ها به قیمت ۴ سکه طلا! وزیر نیمی از سیب ها را برای خود برداشت و بدین ترتیب تنها پنج عدد سیب ماند و نزد حاکم رفت و گفت: - این هم ۵ عدد سیب به ارزش ۵ سکه طلا! حاکم پیش خود فکر کرده و پنداشت که مردم واقعا در قلمرو تحت حاکمیت او پولدار و مرفعه هستند. که کشاورزش پنج عدد سیب را به پنج سکه طلا می فروشد هر سیب یک سکه طلا و مردم هم یک عدد سیب را به یک سکه طلا میخرد! یعنی ثروتمندند پس بهتر است ماليات را افزايش دهم و خزانه قصر پرتر بسازم. در نتيجه مردم فقیر تر شدند و شریکان حلقه فساد قصر سرمایه دار تر @aghmiun
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طنز حسن ریوندی درباره قرار ملاقاتش با یک دختر در کافه ای در نیاوران 😂 @aghmiun