کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #آقای_عزیزمن #قسمت_هشتاد همه جا سکوت بود ..حتی صدای پای خودم رو روی پل
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#آقای_عزیزمن
#قسمت_هشتادویک
امیر حسام گفت : عزیز مادر منه ولی گلنار راست میگه جواب ندی هر دم به ثانیه می خواد همین کارو بکنه ..
شیوا گفت : نمی تونم ..ازم بر نمیاد ..آخه چی بگم ؟
با سرعت رفتم جلوشو بازوهاشو گرفتم و گفتم : هر چی فکر می کنین ؛؛با احترام بهش بگین ..
شیوا آروم راه افتاد ..
عزت الله خان رفته بود پایین تا عزیز رو دور کنه ..اما صدای اونا می اومد که هنوز از اینکه پسراش سر میز شام تنهاش گذاشته بودن شاکی بود ..
شیوا بالای پله ها یکم مکث کرد و روسرشو کشید جلوتر تا زخمش معلوم نباشه و از پله ها رفت پایین منو امیر حسام از همون بالای پله ها گوش ایستادیم ..
شیوا توی چهار چوب در ایستاد و در حالیکه صداش می لرزید و بغض کرده بود گفت : عزیز فقط یک جمله جوابتون رو میدم ..یادتون نره ..
مثل شما نفرین نمی کنم چون اهلش نیستم ..اما از خدا می خوام که روزی برسه که بدونی چقدر بهم بدی کردی و پشیمون باشی ولی دیر شده باشه و حتی نتونین توبه کنین ..
و برگشت بالا در حالیکه مثل بید می لرزید پرسید : خوب گفتم ؟ ...
امیر حسام نگاهی به من کرد و لبخندی زد و به شیوا گفت : کم بود ولی بد نبود ...
سه تایی برگشتیم به سالن ؛؛؛
گفتم : حالتون بهتر نیست ؟ اقلا یکم دلتون خالی شد ..
امیر حسام گفت : راست میگه زن داداش چقدر می خواین از عزیز بخورین ..من شاهدم چقدر حرف بار شما می کرد ..
ولی احمقانه فکر می کردم باید همینطور باشه ...
گفتم : چرا ؟ من نمی فهمم چرا اینطوری فکر می کردین ؟ ..شیوا پرستو رو که گریه می کرد بغل گرفت بغلش و گفت : امیر حسام تنها نیست عزت الله خان هم هر وقت بهش شکایت کردم گفت : همینه دیگه تو باید به حرف عزیز گوش کنی ..
گفتم : ای بابا یعنی آدم ظلم رو ببینه و حق به زور گو بده ؟
امیرحسام گفت : گلنار اگر تو جای زن داداش بودی چیکار می کردی ؟
گفتم : حالا که نیستم ...بهش فکر نکردم ولی می دونم که زیر بار زور نمیرم ..اگر شده بمیرم در مقابل ظلم سر خم نمی کنم ...
در همون موقع آقا برگشت و به امیر حسام گفت : تو برو پایین نزار بیشتر حرصی بشه ..همه اومدیم بالا بهش بر خورده .
داره گریه می کنه ...
امیر حسام به شوخی به من گفت : حاج خانم صلاح هست برم یا نه ؟
فکر کردم داره منو مسخره می کنه ...
چون نفهمیدم برای چی از من می پرسه گفتم : به من چه مربوط؟من نمی دونم ...
آقا گفت : نترس گلنار شوخی کرد ..اما مثل اینکه حالا همه چیز به تو مربوط میشه ...
و رو کرد به شیوا و امیر حسام و ادامه داد : هیچ دقت کردین آدم نا خود آگاه دلش می خواد نظر گلنار رو بدونه ..
امیر حسام گفت : از بس فضوله ..بعد میگه به من چه مربوط ..توی همه کار دخالت می کنه ....
خیلی بهم بر خورد و صورتم سرخ شد آخه لحنش جدی بود ...
ولی وقتی دیدم هر سه نفر به خنده افتادن دلم قرار گرفت و نفس راحتی کشیدم ..
اونشب شیوا و آقا رفتن به اتاق خودشون و منو بچه ها باز نزدیک بخاری خوابیدیم ..
این بار من قبل از اینکه برم توی رویا هایم خوابم برد ...
روز بعد از صدای خش ؛ خش پارو ی محمود آقا که ایوون رو از برف پاک می کرد بیدار شدم ..
هوا صاف شده بود و دیگه ابری توی آسمون نبود ...
روز عید بود و نیمه ی شعبان ؛؛
روزی که قرار بود توی اون خونه جشن باشه و زن جدید آقا رو بیارن ....یک خمیازه جلوی پنجره کشیدم و گفتم : انشالله اتفاق بدی نمی افته ...اگر امروز همه چیز به خوبی پیش رفت منم میرم خونه ی خودمون ...
آره کاش نیفته و من بتونم برم مادر و برادرامو حتی بابام رو ببینم دلم براشون خیلی تنگ شده ؛؛ حتما اونا هم برای من دلتنگ شدن ...
وقتی از اتاق رفتم بیرون که برم دستشویی احساس کردم پایین برو بیا هایی هست ؛؛ که اون موقع صبح غیر عادی به نظر می رسید و بوی پیاز داغ نشون می داد که شوکت خیلی زود دست بکار درست کردن ناهار شده و این علامت خوبی نبود ...
سریع آماده شدم و درِ اتاق رو از بیرون قفل کردم که یک وقت پرستو بیدار نشه و از پله ها بیفته و با سرعت رفتم ببینم چه خبره ..
شوکت خانم و عزیز سخت مشغول کار بودن ..
سلام کردم و گفتم : کمک نمی خواین ..
عزیز با تمسخر گفت : چه عجب؟ ؛ از کنارِ خانمت تکون خوردی ؟
بیا زود باش این ظرف ها رو بشور اینجا خالی بشه ..شوکت دست بجنبون ...گردو ها رو خرد کن ....
ادامه دارد...
@aghmiun
GICWmABOvJ8wstICAG2mHuNJuKtXbqCBAAAF-mc.mp3
زمان:
حجم:
11.5M
⭐️مطالبی درمورد علم روانشناسی
🔘دکترعلی قره داغی
❇️ مشاور خانواده وازدواج
@aghmiun
🔘انگیزشی
بهت افتخار میکنم اگه:
- اگر یک اتفاق دردناک مثل خیانت، بیماری، شکست در زندگیت رخ داده و کلی اذیت شدی، اما بازم انتخاب میکنی که تلاش کنی و بلند شی.
- اگر هر روز روی افزایش آگاهی و سواد فردی و رابطه ایت کار میکنی و سعی میکنی به فرد بهتری برای خودت و دیگران تبدیل بشی.
- اگر از ناحیه امنت بیرون اومدی و در حال ریسک کردن و روبه رو شدن با ترست هستی.
- اگر از یک رابطه عاطفی خانوادگی یا کاری سمی علی رغم رنجی که داره انتخاب کردی که کنار بکشی.
- اگر کم کم داری یاد میگیری که چطور خودتو دوست داشتی و خودتو در اولویت قرار بدی.
@aghmiun
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹برای مادرها، برای مادربزرگهایی که دیگه نداریمشون...
@aghmiun
Ali-Ghanbari [Solarmusic.ir]Ali-Ghanbari - Janam-Madar.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
Ali-Ghanbari - Janam-Madar
🎼 @aghmiun
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘تست خانگی آستیگمات
@aghmiun
هوای پاک امروز تهران
این عکس زیبا را از رشته کوه های البرز و برج میلاد تهران تقدیم مخاطبان گرامی کانال آنا وطن آغمیون می کنم .
هر روز که از این مسیر عبور میکنم یه موقع هایی برج میلاد بعلت کثیفی هوا قابل روئت نیست ،ولی امروز صبح خدا رو شکر هوای تهران خیلی تمیز و مطبوع هست.
و این عکس را بیادگار به آرشیو کانال مون تقدیم کردم.۱۴۰۲/۱۰/۵
کلاهبرداران چگونه با کپی کردن کارت بانک حساب مردم را خالی میکنند .
پست هشدار دهنده
@aghmiun
با عرض سلام و احترام
در مورد این عکس خواستم خاطر ها زنده بشه
واما در مورد مطلب بار گذاری شده در گروه ما شاگرد شما بودیم واز تجربیات شما اساتید استفاده میکردیم
بغل پاهایی که میزدی و به توپ کات میداد اونم با توپ پلاستیکی دو لایه
صاف کنج دروازه مینشست
حیف که زود گذشت
از تمجیدتان هم تشکر فراوان دارم
بنده به گرد پای شماها نمیرسم
خدا قوت
************************************
پی نوشت آقای کریم ساعدی عزیز
به پست قبلی
@aghmiun
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارسالی آقای علیرضا تندرو
@aghmiun