eitaa logo
احادیث زندگی
3.8هزار دنبال‌کننده
6.7هزار عکس
5.1هزار ویدیو
8 فایل
تبلیغ، ارسال سوژه و ارتباط با مدیر👇 @admin40 کانال های ما در سروش👇 https://splus.ir/bohloool https://splus.ir/ahadiis کانال های دیگه ما در ایتا👇 @bohlool @emptyy
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️ 🦋My love for you is unconditional and eternal 🐛عشق من به تو بدون قید و شرط و همیشگی است 🦋I love you 🐛عاشقت ام 🦋You complete me 🐛تو من را کامل میکنی 🦋You mean the world to me 🐛تو برام یک دنیا ارزش داری 🦋You are my strength 🐛تو قدرت حرکت منی 🦋You are my reason for living 🐛تو دلیل من برای زندگی هستی 🦋Oh darling! 🐛اوه؛ عزیزم 🦋I cannot stop thinking about you 🐛نمیتونم از فکرت بیام بیرون/ همه اش به تو فکر میکنم ❤️ 🦋 @Sevenplay 🦋 ██████████
Do انجام دادن Spoil از بین بردن/ خراب کردن What چه/ آنچه Have داشتن By توسط/ بوسیله Desiring تمایل داشتن/ حرص داشتن Remember به یاد داشتن That که/ آن Now اکنون/ حالا Was بود/ گذشته‌ی "است". Once یک بار/ روزی/ موقعی در گذشته Among در میان/ در خلال Things چیزها Only فقط/ تنها Hope امید داشتن For برای/ به منظور 🆔🆔 @Sevenplay
🎓 افعال حرکتی : 👇👇 🌾walk ➡️ راه رفتن 🌾run ➡️ دویدن 📌 tiptoe ➡️ روی نوک پا راه رفتن 📌 crawl ➡️ چهاردست و پا رفتن 🌾lift ➡️ بلند کردن 🌾bend ➡️ خم شدن 📌 dive ➡️ شیرجه زدن 📌 jump ➡️ پریدن 🌾crouch ➡️ (قوز کردن(ازترس،سرما 🌾squat ➡️ چمباتمه زدن 📌 lean ➡️ تکیه دادن 📌 kneel ➡️ زانو زدن 🌾push ➡️ هل دادن 🌾pull ➡️ کشیدن 🌹ما را به دوستان خوبتون معرفي كنيد🌹 🆔🆔 @Sevenplay
🌷 🌷 💝fellow citizen.............✅هم شهری✅ 💝fellow countryman.....✅هم وطن✅ 💝fellow passenger.......✅هم سفر✅ 💝fellow traveller...........✅هم سفر✅ 💝fellow player...............✅هم بازی✅ 💝fellow student.............✅هم شاگردی✅ 💝fellow worker..............✅همکار✅ ☃☃ @Sevenplay
📌 🅾 👱🏻‍♀️ Is that your sister? 🔴اين خواهرته؟ 👧🏻 Yeah, that's Jennifer. She's 15. 🔵بله،اين جنيفره. اون ١٥ سالشه. 👱🏻‍♀️ Is she like you? 🔴آيا اون شبيه تو است (خصوصيات اخلاقي)؟ 👧🏻 Yes, in some ways. She's very funny. And she's friendly, like me. 🔵بله تو بعضي چیزها. اون خيلي با مزه است. و خيلي خودموني و مهربونه مثل من. 👱🏻‍♀️ That's good. 🔴خوبه. 👧🏻 But we're really different in some ways. 🔵اما ما واقعا تو بعضی چیزها متفاوتيم. 👱🏻‍♀️ How are you different? 🔴چطوری شما متفاوتيد؟ 👧🏻 Well, she's very patient. I'm not patient at all. 🔵خب، اون خيلي صبوره. من اصلا صبور نيستم 🆎🆎 @Sevenplay
جملات براي ابراز مخالفت در انگليسي No نه No Way راه نداره Bad idea ايده بديه Forget it فراموشش کن Go to hell برو به جهنم I disagree. من مخالفم I sure as hell hope not. من به هيچ وجه اميد ندارم It's not going to happen. اين اتفاق نمي افته I’m sorry, but I don’t agree. متاسفم اما موافق 🆔🆔 @Sevenplay
Do you have any children?  💝دو. یو. هو. انی. چیلدرن؟  بچه دارید؟ . Yes, we have two children یس. وی. هو. تو. چیلدرن .  بله دوتا بچه داریم .   .                   . No we don’t have any children. 💖نو. وی. دونت. هو. انی. چیلدرن   نه بچه نداریم . Are they with you? 💝آر. دی. ویت. یو؟      آنها با شما هستند؟ . No they are in Iran 💝نو. دی. آر. این. ایرن نه آنها در ایران هستند.                                      Yes, they are with us on holiday. 💖یس. دی. آر. ویت. آس. آن. هالیدی     بله آنها باما هستند،تعطیلات را میگذرانند. I hope to see you again.   آی. هوپ. تو. سی.یو. اگن امیدوارم دوباره شما رو ببینم Me too 💝می . تو من هم همین طور 🆔🆔 @Sevenplay
☎️ . 💘It's getting dark ! 💝ایتس گتینگ دارک 💖داره تاریک میشه ! . 💞It's getting cold ! 💝ایتس گتینگ کُلد 💖داره سرد میشه ! . 💕It's getting old 💝ایتس گتینگ اُلد 💖داره پیر/قدیمی میشه 〰〰〰〰😇😇〰〰〰〰 🆔🆔 @Sevenplay
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ســـلام 🌸 صبح زیباتون بخیر🌸 امـیدوارم دراین روز زیبـا 🌸 روزگارتون پراز عشق و امیـد.. دنیاتون پر از محبت و دوستی🌸  رزقتون پر از خیر و برکـت  لحظه هاتون پراز شور و شادی عـشق هاتـون پـراز صفا و  پاکی 🌸 و زندگیتون پراز آرامش و موففیت باشه ان شاءالله شنبه تون پراز خیر و خوبی 🌸
‍‍ ♻️نکات ساده اما مهم ❇️ اگر " All "بر شيء دلالت کند، فعل آن مفرد ؛ و اگر بر شخص دلالت کند فعلش جمع است. 1️⃣ All is ready. ✅ همه چيزاماده است. 2️⃣ All were absent yesterday. ✅ ديروزهمه غايب بودند . 🆔 @sevenplay
🔸❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️🔸 تاکسی گرفتن جملات کاربردی برای گرفتن تاکسی در زبان انگلیسی آموزش زبان بصورت حرفه ای😍😍 🆎🆎 @Sevenplay
اروم از کنارآقا و ننم بلند شدم که برم دست به آب. چشمم افتاد به نور زردی که از ته حیاط معلوم بود ،اولش ترسیدم فکر کردم تو خاب و بیداری هستم چند بارپلک زدم ولی نه درست میدیدم ،رفتم نزدیک همون چاه .زمزمه ای به گوشم خورد _منو آزاد کن ،آقاجانت منم ،تو روخدا جاخوردم نمیدونستم از ترس چکار کنم ، با چشمای خودم دیدم که پدرم تو اون چاه گیرافتاده و صدام میکنه نمیدونستم چکار کنم برگشتم سمت اتاق، پدرم هنوز زیر پتو خابیده بود .پس این کیی بود؟ دست انداختم که روکش چاهو کنار بزنم ولی از پشت یکی منو کشید و انداخت کنار .نفسام تنگ شده بود. با ترس به کسی که منو پرت کرده بود کنار نگاه کردم .زبونم بند اومده بود ،یهو دست انداخت به گوشه ی لباسمو بلندم کرد....👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3078488073C188d7a5343 این داستان وجذاب رو دنبال کنید از شدت هیجان مو به تنتون سیخ میشه😰😥🔞