#داستان_آموزنده
🔆خاطرهای از اهتمام علامه طباطبایی به عزاداری امام حسین(ع)
⚡️آیت لله علوی بروجردی نقل کردند روزی به اتفاق پدرم و مرحوم علامه مدّاح که از تهران آمده بود به دیدار حضرت علامه طباطبایی رفتیم و پس از صرف چای ، علامه طباطبایی از آقای علّامه که مداحی می کردند ، درخواست کردند که روضه ای بخواند، او هم روضه حضرت علی اکبر(ع) را خواند و اشعار ایرج میرزا را در این زمینه می خواند و علامه هم استماع می کردند و متأثر بودند تا اینکه به این بیت رسید:
بعد از پسر دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانه مرغ پریده را
⚡️علامه طباطبایی در اینجا فرمودند: اَعِد. یعنی دوباره بخوان و او دوباره این بیت را خواند ، دوباره علامه فرمودند: اَعِد و تا چهار بار درخواست کردند که این بیت را دوباره بخواند و پس از اتمام روضه هم علامه در حالی که از شدت تأثر با دست به پای خود می زدند، این بیت را تکرار می کردند و آنگاه با حالی که شاید مخاطبشان ما هم نبودیم فرمودند: ای کاش ایرج میرزا این بیت شعر را به من می داد و من تفسیر المیزان را به او می دادم!
⚡️آیت الله علوی بروجردی می گوید: من در آن هنگام جوان و کنجکاو بودم و از این جمله ایشان تعجب کردم و گفتم آقا شما ایرج میرزا را می شناسید؟!
⚡️او شاعر هزل سرایی است! ایشان فرمودند : بله می شناسم و دیوان ایشان را دارم، مع ذلک من حاضرم تفسیر المیزان را با این یک بیت عوض کنم و سپس ادامه دادند که من حتی توهم این معنا را ندارم که کسی این شعر را برای حضرت علی اکبر(ع) بگوید و فردای قیامت امام حسین(ع) در حق او بی تفاوت باشد.
⚡️نجفی قدسی افزود: امروزه اهمیت تفسیر المیزان بر همگان روشن و مبرهن است و برترین تفسیر قرآن در عصر حاضر است و حتی حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند که این تفسیر تا قیامت باقی است و آنگاه می بینیم علامه طباطبایی (ره) چه عشقی و ارادتی به ساحت اهل بیت و مخصوصاً حضرت سیدالشهدا (ع) دارند که حاضرند بهترین اثر علمی خود را با یک بیت شعر که بیانگر علاقه وافر حضرت امام حسین (ع) به فرزندشان علی اکبر است، عوض کنند. به امید آنکه امام حسین (ع) به ایشان عنایت بفرمایند و این سیره در بزرگان برای همه ما باید الگو باشد که برای مجالس عزاداری حضرت خامس آل عبا و یاران دشت کربلا اهتمام جدی داشته باشیم
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
💐💐💐💐💐💐حدیث 1487
زمانی می رسد که قرآن را رها می کنند
132 - وَ قالَ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: يَأْتى عَلَى النَّاسِ زَمانٌ يَخْلُقُ الْقُرْآنُ فى قُلُوبِ الرِّجالِ، كَما تَخْلُقُ الثِّيابُ عَلَى الْأَبْدانِ
🆔 @ahadis_tollab
زمانى بر مردم مى آيد كه قرآن (و دستورات آن) در دل هاى مردم كهنه و فرسوده مى شود (به طوری که آن را رها مى كنند) همان طور كه لباسها بر بدن فرسوده مى شود (و آنها را بدور مى اندازند)
کتاب احادیث الطلاب ص 83
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
🆔 @ahadis_tollab
💢حکم توانایی نداشتن برای یادگیری نماز صحیح🧐
┘◄ مساله :
✍ انسان باید نماز را صحیح و بدون غلط بخواند و کسی که به هیچ وجه نمیتواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید به هر صورت که میتواند بخواند و احتیاط مستحب آن است که نماز را به جماعت بخواند.
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
ارتباط قلبی علامه امینی با امیرالمومنین!
حضرت والد [آیت الله ناصری] میفرمودند:
من جوان بودم، به حرم آقا اميرالمومنين عليه السلام وارد شدم، ديدم از اطرافِ ضريحِ مطهرِ آقا اميرالمومنين، صدای گريه مخصوصی میآيد، يک پيرمردی دارد آرام آرام و با يک سبک خاصی گريه میکنند.
نزديک شدم ديدم يک آقای روحانی برجسته هیکل مندی نشسته اند و دارند گريه میکنند. از يکی از آشناها پرسيدم:
ايشان کیستند؟ گفت:
ايشان علامه امینی صاحب کتاب ارزشمند الغدير هستند، هر روز می آيند اين جا مینشينند و برای مظلوميتِ آقا اميرالمومنين گريه میکنند!
ببينيد علامه امینی اول، کتاب الغدير را می نويسند، و به اندازه يک جمع بزرگِ پژوهشگر به تنهایی کار میکنند، شب و روز، سلامتی و اعصاب و زندگی شان را میگذارند برای اين هدف بلند!
الغدیر را که تمام میکنند، بعد هم اين جور ارتباط قلبی با آقا اميرالمومنين عليه السلام دارند ایشان آن چه را که نوشته اند باور دارند. لذا اين کتاب می شود، کتابی ماندگار!
.
به نقل از حجتالاسلام و المسلمین حاج شیخ جعفر ناصری.
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
💠 بالاترین سرمایه
🔸اخلاق پسندیده به طورعجیبی دیگران را جذب ميکند، حتی علّت اصلی اینکه بعضی از مسلکها ـ که به اندازه سر سوزنی از حقیقت بهره نبرده؛ بلکه در مقابل مسلک حقیقی اسلام پایه گذاری شدهاند ـ توانستهاند گروهها، جمعیتها و برخی از تودهها را به خودشان جذب کنند، همین مسأله حُسن اخلاق است.
🔽خداوند متعال به رسول گرامی صلی الله علیه وآله ميفرماید: «لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك» یعنی اگر آدم تندخو و خشنی بودی، مردم از اطراف تو پراکنده میشدند و هرگز نمیتوانستی آنان را جذب کنی. از این آیه شريفه استفاده میشود که جاذبه اخلاق از جاذبه حقیقت بیشتر است.
📚کتاب «اخلاق فاضل»، سلسله درسهای اخلاقی آیت الله فاضل لنکرانی
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
🔆خطاپوشی
💥آیةالله مروی (ره)، از علمای بزرگ دوره قاجاریه، روزی در مسجد با جوانی مواجه گردید که مدّعی بود برای درس طلبگی آمده است. آن عالم بزرگوار برای تفقّد حال او، وارد حجره اش شد و سپس برای وضو گرفتن، قبای خود را به دیوار آویزان نمود. ساعتی که درون جیب قبا بود نظر جوان را به خود جلب کرد و آن را ربود. شیخ پس از مراجعت و فهمیدن موضوع، کنار جوان نشست و از او خواست به سبب پاک بودنش برای وی دعایی کند به این مضمون که:
☘ خدا گوش های شدیداً سنگین شیخ را شفا بدهد، زیرا وی مضطرب بود مبادا صدای زنگ ساعتِ ربوده شده از درون جیب جوان به گوش آید و موجب رسوایی اش گردد.
🌾اتفاقاً این چنین شد و رنگ جوان پرید، اما ماجرای دعایش برای شیخ به یادش آمد و گفت: خدایا شکر تو که گوش های آقا نمی شنود وگرنه به کلی آبرویم می رفت؛ با این روش او متنبّه شد.
📚به نقل از: اخلاق و عرفان، تألیف ابوالفضل بهرام پور، با تلخیص
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
💠 شخصی از حضرت آیت الله العظمی #بهجت درخواست دستورالعملی داشت.
آقا که همیشه مشغول ذکر بودند، سر بلند کردند و فرمودند :
«تا میتوانید گناه نکنید» سپس سر به زیر انداختند و مجدّداً مشغول ذکر شدند.
🔸 بعد از چند لحظه سر بلند کردند و فرمودند: «اگر احیاناً گاهی مرتکب شدید سعی کنید گناهی که در آن حقّالناس است نباشد». باز سر به زیر انداخته و مشغول ذکر شدند.
🔸 و بعد از چند لحظه باز سر بلند کردند و برای سومین بار فرمودند: «اگر #گناه مرتکب شدید که در آن حقّالناس است سعی کنید در همین دنیا آن را تسویه کنید و برای #آخرت نگذارید که آن جا مشکل است.»
📚برگرفته از کتاب فریادگر توحید، ص ٢١٨
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
﷽ #توصیه
🔰مرحوم سید هاشم حداد ره:
عزیزان، بدانید برای نورانیت قلب، هفتاد مرتبه استغفار بعد از نماز عصر، بسیار مفید است.
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
✅ داستان کوتاه
🌷 اعجاز پیامبر (ص)
من با پیامبر (ص) بودم. سران قریش نزد او آمده و گفتند: اي محمـد! تو ادعاي بزرگی می کنی که هیـچ یک از پـدران و خاندانت نکرده اند. ما از تو معجزه می خواهیم. اگر پاسخ مثبت داده و انجـام دهی، می فهمیم که تـو پیـامبر و فرسـتاده خـدایی و اگر از انجـام آن سـر باز زنی، خـواهیم دانست سـاحر و دروغگویی.
رسول خدا (ص) فرمود: شما چه معجزه اي از من می خواهید؟
گفتند: از این درخت بخواه تا از ریشه کنده شده و پیش تو بایستد.
حضـرت فرمود: خداونـد بر هر کاری تواناست. اگر خداونـد این کار را بکنـد، آیا ایمان می آورید و به حق شـهادت می دهید؟
گفتند: آري.
پیـامبر فرمـود: مـن بـه زودي نشانتـان می دهم آنچه را که خواسته ایـد. ولی بهـتر از هر کسـی می دانم شـما به خیر و صـلاح بـر نخواهید گشت و مسـلمان نخواهید شد. زیرا در میان شـما کسی هست که کشته خواهد شد و در چاه بدر دفن خواهد شد. همچنین کسی هست که در جنگ احزاب شرکت خواهد کرد.
پیامبر خدا سپس به درخت اشاره کرد و فرمود: اي درخت! اگر به خـدا و روز قیامت ایمان داري و میدانی من پیامبر خـدا هستم، به فرمان خـدا ریشه هایت را از زمین درآورده و به فرمان خدا پیش روي من قرار بگیر.
سوگنـد به پیـامبري که خداونـد او را به حق مبعوث کرد، درخت با ریشه از زمین کنـده شـد و با صـداي شدیـد هماننـد به هم خوردن بال پرنـدگان یا به هم خوردن شاخه هاي درختان، جلو آمـد و پیش روي پیامبر(ص) ایسـتاد، طوري
که برخی از شـاخه هـاي بلنـد خود را بر روي پیامبر(ص) و بعضـی دیگر را روي من که در طرف راست پیغمـبر ایستاده بودم، انداخت.
وقتی سـران قریش این منظره را دیدنـد با کبر و غرورگفتنـد: به درخت فرمان بـده نصـفش جلوتر آیـد و نصف دیگر در جاي خود بماند.
رسول خـدا فرمان داد و نیمی از درخت با وضع شـگفت آور و صداي سـخت به پیامبر نزدیک شد، گویا می خواست دور آن حضرت بپیچد، دوباره سران قریش از روي کفر و سرکشی گفتند: فرمان بده این نصف بازگردد و به نصف دیگر ملحق شود و به صورت اول درآید.
پیامبر(ص) دستور داد و چنان شد که آنان می خواستند.
من گفتم: لا اله الا الله! اي رسول خـدا! من نخستین کسـی هسـتم که به تو ایمان آوردم، و نخستین فردي هسـتم که اقرار می کنم درخت با فرمان خدا براي تصدیق نبوت و بزرگداشت رسالت تو، آنچه را خواستی انجام داد.
ولی بزرگان قریش همگی گفتند: محمد ساحري است دروغگو که سحري شگفت آور دارد و بسیار با مهارت و استاد است.
سپس با اشاره به من به پیامبر (ص) گفتند: آیا رسالت تو را کسی جز امثال این علی (ع) باور می کند؟
📚 داستانهای بحارالانوار، ج 10، ص 48
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
✅ داستان کوتاه
🔹اهمیت خشم بر گنهکاران
خداوند دو فرشته فرستاد تا اهل شهري را هلاك کنند. هنگامی که دو فرشته براي انجام مأموریت به آن شهر
رسیدند، به مرد عابدي برخوردند که در دل شب ایستاده و با گریه و زاري عبادت می کند. یکی از فرشته ها به دیگري گفت: این مرد را می بینی که چگونه گریه و زاري می کند؟ آیا او را نیز هلاك کنیم؟
فرشته دیگر گفت: آري، من مأموریت خویش را انجام می دهم!
فرشته اول گفت: من درباره این مرد از خدا سوال می کنم.
پس از بیان حال عابد، خداوند به آن فرشته فرمود: این عابد را نیز با دیگران هلاك کن! چون تاکنون به خاطر من، در مقابل گناهکاران، خشم، چهره او را دگرگون نساخته است.
📚 داستانهای بحار الانوار، ج 5 ص 218
✍️ شرح: یکی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر این است که انسان در مقابل گناهکار، ناراحتی خود از گناه او را در چهره اش نشان دهد. نه اینکه بی تفاوت باشد یا به او بخندد.
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙این تلاوت اخرین اجرای یادگاری استاد مرحوم #عبدالباسط_محمد_عبدالصمد (ره) میباشد‼️
اخرین اجرای که ثبت شد✅
مدت کمتر از یک دقیقه
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
در سال " 1988"
✅ داستان کوتاه
🌹 معیار ازدواج
مردى براى مشورت دربارۀ ازدواج دخترش نزد امام حسن مجتبی (ع) آمد.
امام به او فرمود: دخترت را به ازدواج یک جوان #باتقوا درآور. زیرا جوان #باتقوا اگر دخترت را دوست داشته باشد، به او احترام مى گذارد و اگر او را دوست نداشته باشد، به او ظلم نمی کند.
✍️ شرح: جوان #باتقوا کسی است که اهل انجام #واجبات و ترک #گناهان است و از آنجا که اهل گناه نیست و ظلم به دیگران، #گناه است، او به هیچ کس ظلم نمی کند. چه برسد به همسرش و لو او را دوست نداشته باشد. پس بهترین گزینه برای ازدواج است. معیار تشخیص فرد باتقوا برای ازدواج این است که واجبات اصلی مثل نماز، روزه و حجاب را رعایت کند.
📖 جاءَ رَجُلٌ إِلَى اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَسْتَشِيرُهُ فِي تَزْوِيجِ اِبْنَتِهِ فَقَالَ زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا.
📚مكارم الاخلاق، ج 1 ص ۲۰۴
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
کانال احادیث الطلاب:
💐💐💐💐💐حدیث 1486
اعمال باید منطبق با سنت خدا و رسولش باشد
131 - وَ قالَ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: لا يُقْبَلُ قَوْلٌ اِلاَّ بِعَمَلٍ، وَ لا يُقْبَلُ قَوْلٌ وَ لا عَمَلٌ اِلاَّ بِنِيَّةٍ، وَلا يُقْبَلُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ وَ نِيَّةٌ اِلاَّ بِإِصابَةِ السُّنَّةِ.
هيچ سخنى پذيرفته نمى شود مگر اينكه همراه با عمل باشد و عمل و سخنى قبول نمى شود مگر با نيت، و سخن و عمل و نيّتى مقبول نيست مگر آنكه منطبق با سنت (خدا و رسول صلى الله عليه وآله وسلم) باشد.
کتاب احادیث الطلاب ص 83
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
@ahadis_tollab
💐💐💐💐💐حدیث 1493
خداوند برکت را از کار چه کسی برمیدارد؟
138 - وَ قالَ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ رِياءً وَ سُمْعَةً يُرِيدُ بِهِ الدُّنْيا، نَزَعَ اللَّهُ بَرَكَتَهُ، وَ ضَيَّقَ عَلَيْهِ مَعِيشَتَهُ، وَ وَ كَلَهُ اللَّهُ اِلى نَفْسِهِ، وَ مَنْ وَكَلَهُ اللَّهُ اِلى نَفْسِهِ فَقَدْ هَلَكَ.
🆔 @ahadis_tollab
هر كس علم و دانش را به خاطر ريا و خودنمائى و به دست آوردن دنيا ياد بگيرد، خداوند بركت آن علم را از او بر مى دارد، و روزى را بر او تنگ مى كند، و او را به خودش وا مى گذارد، و هر كس را كه خداوند او را به خودش واگذارد هلاكتش حتمى است.
کتاب احادیث الطلاب ص 85
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
🆔 @ahadis_tollab
دو داستان آموزنده
غلام سياهى را به خدمت امیر المومنین على عليه السلام آوردند كه دزدى كرده بود. حضرت فرمود: اى اسود (سياه ) دزدى كردى ؟ عرض كرد: بلى يا على عليه السلام ، فرمود: قيمت آنچه دزديده اى به دانك و نيم مى رسد؟ عرض كرد: بلى ، فرمود: بار ديگر از تو مى پرسم اگر اعتراف نمايى (انگشت ) دست راست تو را قطع مى كنم .
عرض كرد: بلى يا اميرالمؤ منين ؛ حضرت بار ديگر از وى پرسيد و او اعتراف كرد؛ به فرموده امام انگشتان دست راست او را بريدند.
غلام سياه انگشتان دست بريده را بر دست ديگر گرفته و بيرون رفت ، در حالى كه خون از آن مى چكيد.
عبدالله بن الكواء به وى رسيد و گفت : غلام سياه دست راستت را كى بريد؟
گفت : شاه ولايت امير مومنان پيشواى متقيان مولاى من و جميع مردمان و وصى رسول آخرالزمان .
ابن الكوا گفت : اى غلام ! علی دست تو را بريده است و تو مدح و ثناى او مى كنى ؟ گفت : چگونه مدح او نگويم كه دوستى او با خون و گوشت من آميخته است ؟! آن حضرت دست مرا (طبق قرآن و دستور خدا و ) به حق بريد.
ابن الكوا به خدمت حضرت امير عليه السلام آمد و آنچه شنيده بود را معروض داشت حضرت فرمود: ما را دوستانى هستند كه اگر به حق قطعه قطعه شان كنيم به جز دوستى ما نيفزايد، و دشمنانى مى باشند كه اگر عسل به گلويشان فرو كنيم جز دشمنى ما نيفزايد.
پس حضرت امام حسن عليه السلام را فرمود: برو غلام سياه را بياور او رفت و غلام سياه را همراه خود آورد؛ حضرت فرمود: اى غلام من دست تو را بريدم و تو مدح و ثنايم مى كنى ؟
غلام عرض كرد: مدح و ثناى شما را حق تعالى مى كند، من كه باشم كه مدح شما را كنم يا نكنم ! حضرت دست او را (به معجزه ) به جاى خود نهاد، رداى خود را بر وى افكند و دعايى بر آن خواند - بعضى گفته اند سوره حمد بود - فى الحال دست وى درست شد، چنانكه گويى هرگز نبريده اند
داستان دوم
عبدى گفت : عيالم بمن گفت ، مدتى امام صادق علیهالسلام را زيارت نكرده ايم خوبست به حج برويم و بعد به خدمت حضرتش برسيم ! گفتم : خدا شاهد است چيزى ندارم تا بتوانم بوسيله آن مخارج سفر را تامين نمايم او گفت : مقدارى لباس و زر و زيور دارم آنها را بفروش تا به مسافرت برويم ، من هم همين كار را كردم .
همينكه نزديك مدينه رسيديم زنم مريض شد، بطورى كه مرضش شدت يافت و نزديك به مرگ گرديد.
وارد مدينه شديم او را در منزل به حال احتضار گذاشتم و خدمت امام علیهالسلام رسيدم ؛ وقتى شرفياب شدم ، ديدم امام دو جامه سرخ رنگ پوشيده است . سلام كردم و جواب داد و از حال زنم پرسيد جريان را به عرضش رساندم و گفتم : از زنم با نااميدى به خدمتتان آمدم .
امام سر بزير انداخت و كمى تامل كرد، آنگاه سر برداشت و فرمود: بواسطه بيمارى همسرت محزونى ؟ عرض كردم : آرى فرمود غمگين مباش كه خوب مى شود من از خدا خواستم او را شفا دهد، اينك مراجعت كن مى بينى كنيز دارد شكر طبرزد به او مى دهد.
عبدى گويد: با عجله برگشتم ، ديدم همانطور كه امام فرموده است ؛ پرسيدم خانم حالت چطور است ؟ گفت : خدا مرا سلامتى بخشيد، اشتها به اين شكر پيدا كردم .
گفتم : از نزدت رفتم مايوس بودم امام از حالت پرسيد و من شرح احوالت گفتم ، فرمود خوب مى شود، برگرد، خواهى ديد كه شكر طبرزد مى خورد.
همسرم گفت : وقتى تو رفتى من در حال جان دادن بودم ناگاه ديدم مردى كه در جامه سرخ رنگ پوشيده بود وارد شد و بمن گفت : حالت چطور است ؟ گفتم : مردنى هستم ؛ هم اكنون عزرائيل براى قبض روحم آمده است . آنمرد رو به عزرائيل كرد و فرمود: اى ملك الموت ! عرض كرد: بله اى امام ، فرمود: مگر تو مامور نيستى كه از ما اطاعت كنى و حرف ما را بشنوى ؟ عرضكرد: آرى .
فرمود: من امر مى كنم كه مرگ او را تا بيست سال ديگر بتاخير اندازى ، ملك الموت عرضكرد: مطيع فرمانم ، آن مرد (امام صادق ) با ملك الموت بيرون شد من بهوش آمدم
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
🔷 وظیفه مسافر مردّد در اقامت ده روز
🔷 سوال: مسافری که در جایی اقامت کرده و نمی داند ده روز میماند یا خیر، وظیفه اش نسبت به نماز و روزه چیست؟
🔷 پاسخ: 👇
نماز او شکسته است و روزه اش صحیح نیست، مگر اینکه سی روز به حالت تردید در یک جا اقامت نماید که در این صورت از روز سی و یکم ـ تا زمانی که در آنجا حضور دارد ـ نمازش تمام و روزه اش صحیح است هر چند قصد اقامت ده روز نداشته باشد.
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
✨﷽✨
🔴از اموری که پیامبر اکرم(ص) از آن بیزار بودند
✍به قدری پيغمبر اکرم(ص) از اين جلال و حشمتها تنفر داشت که سراسر زندگی او پر از اين قضيه است. اگر يک جا میخواست راه بيفتد، چنانچه عدهای میخواستند پشت سرش حرکت کنند اجازه نمیداد.
اگر سواره بود و يک پياده میخواست با او بيايد میفرمود برادر! يکی از اين کارها را بايد انتخاب کنی: يا تو جلو برو و من از پشت سرت میآيم، يا من میروم تو بعد بيا. يا احياناً اگر ممکن بود که دو نفری سوار بشوند میفرمود: بيا دو نفری با هم سوار میشويم؛ من سواره باشم تو پياده؟! اينجور در نمیآيد. محال بود اجازه بدهد او سواره حرکت کند و يک نفر پياده.
در مجلس که مینشست ميگفت به شکل حلقه بنشينيم که مجلس ما بالا و پايين نداشته باشد. اگر من در صدر مجلس بنشينم و شما در اطراف، شما میشويد جزء جلال و دبدبه من، و من چنين چيزی را نمیخواهم. پيغمبر(ص) تا زنده بود از اين اصل تجاوز نکرد.
📚 شهید مطهری، سیری در سیره نبوی، ص98
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
✨﷽✨
#وضعیت_زنان_در_آخرالزمان
✍حضرت علی علیه السلام در بیان نشانههای ظهور میفرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت مینمایند.»5
⚡️وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان
👈1. عدم امنیّت برای زنان:
⚡️ از #انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار میگردد، بیامنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر میشود که کمتر کسی میتواند یا میخواهد از آن جلوگیری نماید.»6
حضرت علی علیه السلام در این خصوص میفرمایند: «سفیانی در حالی که نیزهای در دست دارد، زنی باردار دستگیر مینماید و به یکی از یارانش میگوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را میدرد و جنینش را بیرون میآورد و هیچ کس نمیتواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»7
👈2. هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعهای مملوّ از #فساد_و_بیبند_و_باریهای
اخلاقی است،
⚡️کردارهای حیوانی گروهی انساننما، آنچنان فراگیر میشود که حالت عادّی به خود میگیرد.
روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نمودهاند، بسیار زیاد است.
محمّد بن مسلم میگوید: به امام باقر(ع) عرض کردم:
🌴آخرین فرزند شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(ع) فرمودند:
«آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زنها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»8
و در حدیثی از امام صادق(ع) است که فرمودند:
«... در آن زمان زنان را میبینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمهای ندارند.»9
امام علی(ع) میفرمایند:
«ظاهر میشود در آخرالزّمان که بدترین زمانهاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»10
پینوشتها:
لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 428.
سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش 8، آبان 1382، ص 8.
همان، ص 9. به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص 409.
منتخب الاثر، ص 292.
بحارالانوار، ج52، صص 257 و 258.
منتخب الاثر، ص 426.
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
🔴ثمرهٔ ملکات دوران جوانی
✍ رسول خدا (ص) میفرماید: «الْمُسْلِمُ إِذَا ضَعُفَ مِنَ الْكِبَرِ يَأْمُرُ اللَّهُ الْمَلَكَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُ فِي حَالِهِ تِلْكَ»
یعنی وقتی مُسلِمی ضعیف شد به جهت پیری، خداوند تبارک و تعالی امر میکند مَلکی را که بنویسد برای او در این حال پیری او
«مَا كانَ يَعْمَلُ وَهُوَ شَابٌ نَشِيطٌ مُجْتَمِعٌ
یعنی اعمال جوانی او را که خیلی سرحال و سرکیف بود، نشیط و مجتمع بود. این یک بحث بسیار عالی است.
یعنی اگر کسی در جوانی حرکتی را شروع کند و انجام دهد، حقیقت او با این عمل عجین میشود و اگر در پیری توان انجام آن را از دست بدهد، میخواهد آن را انجام دهد، ولی نمیتواند -البته قبلاً انجام میداد- عیناً همان عمل برای او نوشته میشود. و حتی اگر هزار سال عمر کند، برای او عمل این هزار سال نوشته میشود.
پس اگر انسان عملی را شروع کرد و در جوانی این عمل در وجود او تثبیت و ملکه شد، بعد از جوانی این عمل دیگر تمامشدنی نیست. اما برعکس اگر کسی در جوانی آن عمل را انجام نداد و یا گاهگاهی بود و در پیری خواست این کار را بکند، در عمل به آن افتانوخیزان میشود.
👤 #استاد_محمدرضا_عابدینی
📚 از کتاب #تا_ابد_زندگی | ج 1
📖 صفحات 106 و107
↶
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
✅العبد محمدتقی بهجت:
🔸در ابتلائات و برای رفع بلاها، دست از دعا و توسل نباید برداشت!
📚در محضر بهجت، ج٢، ص١۵٢
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
درس و بحثش فقط در روز عاشورا به احترام امام حسين (عليه السلام) تعطيل مىشد ...
و عقيدهاش اين بود كه كتيبههاى سياه كه بر در و ديوار حسينيه و محل عزادارى نصب شده است ما را شفاعت خواهد كرد.
.
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
💠داستان
امام صادق (ع) دوستی داشت كه هر جا می رفت هیچ گاه از او جدا نمی شد. روزی همراه امام صادق (ع) در بازار كفش دوزان حركت می كرد و غلام خود را كه اهل سند(هند) بود همراه داشت و پشت سر آن دو در حركت بود.
آن مرد سه بار [برگشت و] نگاه كرد ولی غلام را ندید، در بار چهارم كه نظر انداخت [از سر ناراحتی] گفت: كجایی تو، مادر فلان؟
می گوید: [با شنیدن این سخن] امام صادق (ع) دست خود را بلند كرد و پیشانی خویش را در دستان گرفت و سپس فرمود:« سُبْحَانَ اللَّهِ تَقْذِفُ أُمَّهُ قَدْ كُنْتُ أَرَى أَنَّ لَكَ وَرَعاً فَإِذَاً لَیْسَ لَكَ وَرَعٌ »
سبحان الله! تو به مادرش تهمت می زنی؟ من [تا كنون] می پنداشتم كه تو از پارسایی بهره ای داری، اما اكنون می بینم كه تو را هیچ بهره ای از پارسایی نیست.
آن مرد گفت: «فدایت گردم، مادر او زنی سندی و مشرك است»
امام فرمود:«أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ نِكَاحاً»
مگر نمی دانی كه هر ملتی شیوه خاصی برای ازدواج دارند [كه آن شیوه بر اساس باورهای خودشان پسندیده و قابل احترام است]. از من دور شو!»
عمروبن نعمان حجفی می گوید: «دیگر هیچ گاه ندیدم كه آن مرد همراه امام صادق حركت كند تا آنكه مرگ میان آنان جدایی انداخت».
اصول كافی، كتاب الایمان والكفر ، باب البذاء،ح۵
@ahadis_tollab کانال احادیث الطلاب
🌹🌹🌹🌹🌹حدیث 1491
سه عمل از حقایق ایمان است
137 - قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم: يا عَلِىّ (عليه السلام ) ثَلاثٌ مِنْ حَقائِقِ الْإِيمانِ، اَلْإِنْفاقُ مِنَ الْإِقْتارِ، وَاِنْصافُكَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ، وَ بَذْلُ الْعِلْمِ لِلْمُتَعَلِّمِ.
🆔 @ahadis_tollab
اى على (عليه السلام ) سه چيز از حقايق ايمان است: 1- انفاق كردن در حال تنگدستى 2- انصاف دادنت به مردم 3- و بذل علم و دانش به دانشجو.
کتاب احادیث الطلاب ص 85
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🆔 @ahadis_tollab