خداروشکر یه مدته نمیگم از شنبه شروع میکنم؛ میگم بذار تکلیف ایران معلوم بشه بعد :)
این روز ها وقتی خیلی بهم سخت میگذره , وقتی حدت و شدت خبرها روحم رو به درد میاره و وقتی فکر نبودن رهبر عزیزم تیر خلاصی میشه به قلبم, به این فکر میکنم شاید آقا فهمیده بود همهی تکیه ما بهشونه و رفت تا ما ، بزرگ بشیم و روی پای خودمون بایستیم و یاد بگیریم و همونطور که خودشون گفتن مبعوث بشیم . آقا میدونست اگر بره، زانو های ما زخمی میشه و اذیت میشیم اما باید یاد میگرفتیم چه آقا باشد چه نباشد این مملکت رو ما باید آماده ظهور کنیم و آقا یک نفره نمیتونست این بار رو به دوش بکشه . گاهی وقت ها هزینه یاد گرفتن یک چیز خیلی بزرگ از دست دادن یک چیز بزرگ هست. فکر میکنم آقا رفت تا ما از خواب شیرین بیدار بشیم و یاد بگیریم چجوری خودمون و نسل های بعدخودمون رو برای ظهور و اومدن صاحب دنیا آماده کنیم...
رقابت با دخترا تو خوشگلی خیلی سخت شده؛ زین پس من رو با داش مشتی های زمانه ام مقایسه کنید . مرسی