eitaa logo
رسانه اجتماعی مسجد و محله
395 دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
5.3هزار ویدیو
489 فایل
رسانه اجتماعی و کانال رسمی مسجد حضرت زینب سلام الله علیها قم، شهرک شهید زین الدین، خیابان شهید پائیزان انتهای خ دکتر حسابی کدپستی3739115659 شناسه ملی 14013514594 حساب حقوقی درآمد وجاری مسجد 5892107047156958 💳 IR050150000003101103064788
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺🌺 پایـی که جا مانـد 🌺🌺 🇮🇷 قسمت یازدهم 🇮🇷 سرگرد سلاح کمری‌اش را به طرفم نشانه رفت و گفت: «اجم، اگله الموت للخمینی، گوسفند بی‌شاخ! بگو مرگ بر خمینی!» سرگرد با تکرار واحد، اثنین، ثلاث،(یک، دو، سه) برای اینکه به امام توهین کنم، برایم مهلت تعیین کرد. وقتی گلنگدن را کشید، احساس کردم تعادل روحی ندارد. ناگهان شلیک کرد! در یک لحظه جا‌خوردم، می‌توانستم تصور کنم می‌خواهد مرا بکشد، اما چون هر دو پایم مجروح بود، تصور نمی‌کردم به پای مجروحم شلیک کند! دو گلوله به هر دو پایم شلیک کرد ! در عین ناباوری خیره نگاهش کردم. می‌ خواستم قیافه‌اش را برای همیشه به ذهن بسپارم. سرگرد دوباره تکرار کرد : «سِب الخمینی؛ به خمینی فحش بده» دیگر حرف‌هایش برایم اهمیتی نداشت. چند دقیقه بعد جای سوزش و درد گلوله‌ها شروع شد. کلافه و عصبی شدم، می‌خواستم داد بکشم، اما احساس کردم کسی گلویم را گرفته و صدایم در نمی‌آید ! دردآورترین صحنه زمانی بود که عراقی‌ها با ماشین‌های خودمان جنازه‌ها را زیر می‌گرفتند! با دیدن این صحنه آنچه از عاشورا در روضه‌ها شنیده بودم برایم مجسم می‌شد. در عاشورا یزیدیان با اسب بر جنازه‌ها تاختند و اینجا بعثی‌ها با ماشین‌‌ها و تانک تی‌۷۲ ! هر عراقی که مرا با آن جراحت در میان جنازه‌ها می‌دید، تفاوت من با دیگر جنازه‌ها را تشخیص نمی‌داد! عراقی‌ها مشغول پاکسازی جاده بودند و به جنازه مطهر شهدا تیر خلاص ‌می‌زدند. بعثی‌ها شهدایی را که ریش داشتند از روی نی‌ها و چولان‌ها، توی آبراه جزیره می‌انداختند. یکی از بعثی‌ها که پرچم عراق دستش بود کنار یکی از شهدا که وسط جاده بود ایستاد، جنازه از پشت به زمین افتاده بود. نظامی سیاه سوخته‌ی عراقی یک‌ دفعه پرچم عراق را به پایین جناق سینه‌ی شهید کوبید، طوری که چوب پرچم درون شکم شهید فرو رفت! آرزو می‌کردم بمیرم و زنده نباشم ! همه‌ی آنچه در جاده می‌دیدم، به عقده تبدیل شده بود. هیچ صحنه‌ای به اندازه نصب پرچم عراق روی شکم این شهید زجرم نمی‌داد. در اثر ضربه‌ی پوتین یکی از نظامیان به صورتم، لخته‌های خون توی دهان و حلقم جمع شده بود. با تکرار صلاة از آن‌ها خواستم اجازه دهند نماز ظهر و عصرم را بخوانم، همان‌جا تیمم کردم و اولین نماز اسارتم را خواندم. یاد ندارم در تمام طول عمرم نمازی به آن دلچسبی خوانده باشم ! احساس می‌کردم از همیشه به خدا نزدیکترم. یک سرهنگ دوم آنجا حاضر شد. وضعیتم را که دید دستور داد مرا از آنجا ببرند. برانکاردی نبود مرا روی آن حمل کنند. وقتی از روی زمین بلندم کردند، برای اینکه درد کمتری را تحمل کنم، زیر لب قرآن می‌خواندم. پاشنه‌ی پایم را توی دست‌هایم گرفتم و مرا سوار قایق کردند. ◀️ ادامه دارد . . . با ما همراه باشید هر روز یک قسمت از کتاب بی‌نظیر پایی که جا ماند قسمتهای قبلی در: https://eitaa.com/joinchat/364838962C9a26860858
هدایت شده از اکبر ابدالی
◀️ سیاستهای کلی مرتبط با سرمایه 🔸 مرکز ارزیابی و نظارت راهبردی اجرای سیاست های کلی نظام مجمع تشخیص مصلحت، در گزارشی تکالیف دستگاه‌های کشور در رابطه با را در قالب ۲۰ راهبرد و ۷۴ راهکار مبتنی بر سیاست‌های کلی ابلاغی رهبر انقلاب منتشر کرد. 🔸 بخشی از این سیاستهای در خصوص گسترش و تعمیق بازار سرمایه () و افزایش سهم بورس در تامین مالی واحدهای تولیدی است. 👈 میتواند در خدمت تولید ملی و اقتصاد مقاومتی قرار گیرد. متن کامل گزارش👇 https://t.co/SNOskh0jSA?amp=1 🆔 @mashgh626
❗️توجه 💢فقط ۳ روز دیگر فرصت دارید تا با مطالعه کتاب مجید بربری یا خاطرات سفیر در مسابقه کتابخوانی مسجد شرکت کنید. 🎁جوایز: ۲ کمک هزینه سفر زیارتی و ۱۰ بن خرید از فروشگاه همسایه ⏰ مهلت شرکت در مسابقه : تا 31 خرداد ماه 📦ارسال رایگان در بسته بندی بهداشتی ➕ تخفیف ویژه جهت سفارش کتاب کافی است آدرس منزلتون رو به شماره09100117668 پیامک نمایید. 🔸 🔹 @ketab_1399
♨️ قابل توجه عزیزانی که کتاب مجید بربری یا خاطرات سفیر رو مطالعه کردند، پرسش نامه مسابقه در کانال قرار داده شده است. ورود از طریق لینک زیر👇 🌐 @ketab_1399
پیام مهم👆
👆🏿👆🏿👆🏿👆🏿 تحلیل صوتی کتاب بسیار مفید "آن سوی مرگ " توسط استاد امینی خواه.‌بسیار عالی است. توصیه و تاکید می کنم حتما گوش کنید. اطلاعات بسیار خوب و مستندی درباره عالم برزخ و پس از مرگ به دست می دهد.