📚| نام کتاب: #محبوب_من
✍🏻| نویسنده: نرجس شکوریانفرد
🌀| انتشارات: عهدمانا
🗣معرفی:
❣شنیدنی ترین، خواندنی ترین و دانستنی ترین سیره؛ سیره پیامبر(ص)
✨خواندن از محبوب، شیرین است..!
✂️بریده:
زیبایی اش آن قدری بود که مشهور شده بود بین همه!😇
اسمش مصعب بود، جوان رشید زیبارو!
پدر و مادرش هم مشهور بودند، چه به پولداری و چه به قدرت❗️ رفت و آمد جوان ها پیش پیامبر را می دید و گه گداری حرف هایی می شنید که از جنس حرف های قبلی و همیشگی نبود!
از لذت دنیا همه جوره بهره مند بود، اما دل و جان مسلمانان را چنان آرام و پر انرژی می دید که خودش را به همان مقدار نا آرام!
خودش خواست که کلام پیامبر را بشنود.
خودش خواست که مسیرش را عوض کند.🌸🍃
مسلمان شدن مصعب یک ولوله ای انداخت بین همه؛ باید مقابلش سد می ساختند!
🛍خرید با چند کلیک ساده😉👇🏻:
https://b2n.ir/u26523
#معرفی_کتاب
#کتاب_خوب
#پیامبر(ص)
#امام_حسن(ع)
[•~@namaktab_ir~•]
┅═ 🌿🌸🌿 ═┅
آفتابگردان احمد آباد @ahmadabadbasig
📒|کتاب: #مجید_بربری
✏️|نویسنده: کبری خدابخش
♨️|انتشارات شهید کاظمی
☆معرفی:
کتاب حاضر، روایتی جذاب🤩 و خواندنی از جوان دهه هفتادی0⃣7⃣، شهید مدافع حرم مجید قربانخانی است.عاشقانه ترین ❤️کتاب شهید مدافع حرم، حر زمانه ما…
بخش اول زندگی او، بخش تاریک و خاکستری⚫️ آن است. او در یافت آباد تهران🌆 قهوه خانه ☕️دار بوده، و زندگی او سرشار از مواردی است که این جور آدم ها با آن درگیر هستند. از درگیری و دعواهای هر روزه تا به رخ کشیدن آمار قلیانهای قهوه خانه اش،اما...
♡بریده کتاب:
توی آن ظلمات شب🌌، تنها نور🔦 چراغ های ماشین 🚗بود که غلظت تاریکی را گرفته بود. حاج سعید در ماشین را که بست و خواستند راه بیفتند، صدای🗣 مجید را شنید که پرده شب را می شکافت و پیش می آمد:
حاج سعید، حاج سعید، عموسعید! به مولا قسم😥 خودت فردا می بینی این دردسر رو، هم خاکش می کنن، هم پاکش می کنن!
🛍🌎خرید آسان این کتاب از سایت:
yun.ir/sr5flc
#شهدایی
#معرفی_کتاب
#کتاب_خوب
🔶@namaktab_ir
🔷http://namaktab.ir
آفتابگردان احمد آباد
ahmadabadbasjg@
رمان یک زندگی زیبا و دلنشین…
📖|#کتاب_بفرمایید_بهشت
📝|نویسنده:محدثه سادات طباطبایی
🌀|انتشارات:عهدمانا
📢معرفی:
«بفرمایید بهشت»، روایتهای واقعی درباره مادری را از حوادث روزمره زندگیاش و از خانواده و بچههای ریز و درشتش که هر کدام دنیاها و نیازهای متفاوتی دارند، شامل میشود. اینمادر با کمک از هنر قصهگویی و با تعریف طنزگونه وقایع زندگی و خاطراتش، میکوشد از پیشامدهای جزئی زندگی عبور کند و به ساحتهای عمیق انسانی قدم بگذارد.
✂️بریده ای از کتاب:
گاهی خانه🏠 ریختوپاش بود؛ علی گوشهای داشت دستهگلی به آب میداد؛ سنا و ملیکا داشتند سر معقولات و محسوسات دعوای تاریخی میکردند و محمد از سروکولم بالا میرفت و من با لبخندی گوشۀ لبم توی هپروت بودم و قلمم تندتند میدوید روی کاغذ.
کمکم دیدم دیگر خودم را در یک چاردیواری تنگ و تاریک🏙 احساس نمیکنم. احساس میکنم خانهام بهشت کوچکی است که تا حالا نمیشناختمش؛ بهشتی با فرشتههای👼 ریز و درشت.
خواهش میکنم شما هم بفرمایید بهشت…
🛍خرید از طریق👇🏻:
@ketab98_99
✅خرید با چند کلیک ساده😉👇🏻:
yun.ir/szt6l8
#خانواده
#کتاب_خوب
#معرفی_کتاب
آفتابگردان احمد آباد
ahmadabadbasig@
📚| نام کتاب : مادر شمشادها
✍|نویسنده: نرجس شکوریان فرد
🌀| انتشارات: عهدمانا
داستان واقعی که قلبتان را تسخیر میکند. 👁
معرفی:
قصه ی عروس و دامادی است که بچه هایشان را یکی یکی تحویل خدا دادند. 🧔🏻❤️🧕🏻
عروس هفده ساله و داماد بیست و یک ساله.
✂️بریده کتاب:
قاضی حکم را خواند؛ اعــــ😱ــدام .
محمدعلی خندید .
محمدرضا هم خندید .
وهمدیگر را در آغوش گرفتندوبوسیدند…😚🤝
آن ها خیلی محکم وقرص راه می رفتند.
باشوق راحت شدن از دنیـ🌏ـــا 🌾
و دیدن خدایی که این همه می شناختندش.
🛍خرید با چند کلیک ساده:
https://yun.ir/dxqpbd
#شهدایی
#معرفی_کتاب
#کتاب_خوب
💠namaktab.ir
@ahmadabadbasig