eitaa logo
Dedicated(ai)
18 دنبال‌کننده
430 عکس
0 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Ai-!
ғᴏʀ ʏᴏᴜ ;)✰ آیدا: 🂱 | ریچل: گل - ماهی قرمز - چشمه « لبخند همیشه به معنای شادی نیست گاهی میتواند معنی دردی نهفته هم داشته باشد »
هدایت شده از Ai-!
ғᴏʀ ʏᴏᴜ ;)✰ آیدا: 🃑 | ریچل: سیاه - اتش - ستاره « چشماش..اون چشماش خاص بودن »
هدایت شده از Ai-!
ғᴏʀ ʏᴏᴜ ;)✰ آیدا: 🃁 | ریچل: روباه - عینک - لاک « خنده به لب ادما اوردن کار مورد علاقم بود چون خودمم با خندشون شادمیشدم.) »
هدایت شده از Ai-!
شما تو سه تا چنل عضو میشید + از ۱ تا ۱۲۰ یه عدد رندوم میگید. ماهم باتوجه به اکانتتون: آیدا : یه عکس اینجوری + جمله با نویسندش بهتون میدم. نمک : از یک تا ۱۲۰ یه عدد میگین تا باتوجه به عدد بهتون کتاب معرفی کنم/خلاصه کتابو بگم + بگم وایب چه حیوونی میدین. ریچل : اکتونو به سه تا کلمه ی رندوم + دوتا رنگ مکمل تشبیه کنم. سمیه: میگم بین ماه / ستاره / خورشید وایب کودومو میدید + چند درصد درونگرا/برونگرایید. پیویم: @بس چنل اول: https://eitaa.com/riri_377 چنل دوم: https://eitaa.com/uraltt چنل سوم: https://eitaa.com/ai7_ai
برای ~ @MissxMoon سمیه: خورشید | 50%درونگرا 50%برونگرا ریچل: سیاه/شرابی | مجله - پیشی - نسکافه نمک: گربه ی صحرایی کتاب دسته چهارم(جناح چهارم) خلاصه: « یه دختر ظریف و استخوان‌شکسته که مامانش فرمانده کل ارتشه، مجبور میشه بره کالج اژدهاسواری. اونجا قانونش اینه: یا اژدها قبولت می‌کنه یا میمیری — وسطش هم یه پسر مرموز و خطرناک به اسم زیدن هست که همش باهاش کل کل داره. همهش هم جنگ و جاسوسی و خیانت در میونه و آخرش میفهمن که دنیای بیرون پر از هیولاهاییه که بهشون دروغ گفتن. » آیدا: « باید خودمان نوری بر تاریکی‌مان بتابانیم، این را هیچ‌کس دیگری برای ما انجام نخواهد داد؛ شاید نور چندان نباشد که گفته‌اند اما آن‌قدر هست که از پسِ تاریکی‌ات برآید. » -چارلز بوکفسکی
برای ~ @Pv_Niri سمیه: خورشید | 80%درونگرا 20%برونگرا ریچل: سفید/مشکی | بافت مو - نقاشی - اسمون نمک: خرگوش کتاب سایه‌های میان ما خلاصه: « آلیسا یه دختر جاه‌طلب و بیرحمه که تصمیم میگیره با پادشاه خوشتیپ ولی بیرحم کشور ازدواج کنه، نه برای عشق، بلکه برای به دست آوردن قدرت. نقشهاش اینه که شاه رو بکشه و خودش ملکه بشه! اما هرچی بیشتر باهاش وقت میگذره، دلش میخواد و متوجه میشه که پشت پرده خیلی چیزا هست. این وسط کلی خیانت، دسیسه‌چینی، و عشق بینشون شکل میگیره که معلوم نیست کی به کی خیانت میکنه. » آیدا: « امروز کارهای زیادی دارم؛ باید حافظه‌ام را سلاخی کنم، روح‌ام را منجمد کنم و سپس بیاموزم که دوباره زندگی کنم. » -آنا آخماتووا
برای ~ @Mitstksktcfoyditdoydti سمیه: ستاره | 60%برونگرا 40%درونگرا ریچل: قهوه ای تیره/مشکی | گربه - طوطی - دلقک نمک: طوطی کتاب مسخ(کافکا) خلاصه: « یه پسر خانواده‌دوست که خرج همه رو میده، یکدفعه میشه یه سوسکِ گنده! خانواده اولش ازش میترسن، بعدش بهش رحم میکنن، آخرش ازش خسته میشن و با بی‌تفاوتی ولش میکنن تا بمیره. گرگور هم که دیگه به درد هیچکس نمیخوره، آروم آروم از زندگی کنار میکشه و میمیره. » آیدا: « در موردِ چیزهایی که نمی‌خوای بدانی، هر قدر کمتر بدانی، همان قدر کمتر دلت به درد می‌آید، همان قدر کمتر عذاب می‌کشی، این طوری که به قضیه نگاه کنی، نادانی آن قدر‌ها هم بد نیست. » -الیف شافاک