برای ~ @zucchini_0473
سمیه: ستاره | 60%برونگرا 40%درونگرا
ریچل: سیاه/قرمز | مار - عنکبوت - ماه
نمک: عنکبوت
کتاب بلادونا
خلاصه: « «سیگنا» که از کودکی میتواند مرگ را ببیند. او برای کار به عمارتی اسرارآمیز میرود و در آنجا با «مرگ» (که تجسمی انسانی دارد) روبهرو میشود. مرگ او را به همکاری برای حل معمای قتلهای عمارت دعوت میکند، اما سیگنا باید بین عشق به مرگ و نجات جان خودش یکی را انتخاب کند. فضایی تاریک، پرتعلیق و با رگههایی از عاشقانهٔ ممنوعه. »
آیدا: « ما هر کسی را طوری میکشیم؛ بعضی از آنها را با گلوله، بعضی از آنها را با حرف و بعضیها را با کارهایی که کردهایم و بعضیها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکردهایم. »
-داستایفسکی
برای ~ @Vaniavaseghi
سمیه: خورشید | 30%برونگرا 70%رونگرا
ریچل: قهوه ای/ابی | قهوه - کتاب - نویسنده
نمک: ببعی
کتاب بخش دی
خلاصه: « پرستاری به نام «لین» است که شبزندهدارِ بخشِ بستهی «دی» (مخصوص بیماران خطرناک) میشود. او بهتدریج متوجه میشود بیماران این بخش، شبها صداهای عجیبی میشنوند و کابوسهای مشترکی میبینند که به یک پزشکِ سابقِ مرموز مربوط میشود. لین در تلاش برای کشف حقیقت، با پروندههای پزشکیِ دستکاریشده، بیمارانی که حقیقت را پنهان میکنند، و نیرویی فراطبیعی یا ذهنی روبهرو میشود که نمیخواهد رازهای بخش دی فاش شود. »
آیدا: « به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی، بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند، زیرا هر کسی آزاد است که احمق باشد! »
-آرتور شوپنهاور
برای ~ @just_britain_adolfhitler2
سمیه: خورشید | 50%برونگرا 50%درونکرا
ریچل: خاکستری/سفید | دفترچه - کتابخونه - مداد
نمک: پلنگ
کتاب پادشاه پریان
خلاصه: « داستان دربارهی «جود»، دختری انسانی است که پس از قتل والدینش، توسط پادشاه پریان به قلمروی جادویی برده میشود و در آنجا بهعنوان یک انسانِ حقیر در میان پریانِ بیرحم بزرگ میشود. او برای بقا و گرفتن انتقام، وارد بازیهای سیاسیِ مرگبار میشود، با پسر پادشاه یعنی «کاردن» (شاهزادهای ظالم و فریبکار) رقابت میکند و در نهایت با یک کودتای خونین، خود را به تخت پادشاهی میرساند. کتابی پر از خیانت، عشقِ ممنوعه، و سیاستهای تاریک پریان. »
آیدا: « ستم فقط زندان نمیسازد؛
آدمها را آنقدر تنها میکند
که فکر کنند سکوت امنتر است. »
-تونی موریسون
برای ~ @Micaishere
سمیه: ستاره | 20%درونگرا 80%برونگرا
ریچل: ابیپاستیلی/زرد | سفر - مجله - اب
نمک: سفره ماهی
کتاب ناتوان
خلاصه: «داستان در شهری میگذرد که بیشتر مردم دارای قدرتهای فراطبیعی هستند، اما «پیدن» (قهرمان داستان) کاملاً بدون قدرت به دنیا آمده و برای زنده ماندن، خود را بهعنوان یک فرد معمولی جا میزند. او وارد مسابقات مرگبارِ «انتخابِ پادشاه» میشود تا به قلبِ شاهزادهی محبوبِ شهر «کای» نزدیک شود و نقشههای پنهانی را پیش ببرد، اما در این مسیر عاشقِ شاهزاده میشود و در عین حال، راز تاریکی دربارهی سقوطِ قدرتهای شهر و هویت واقعی خودش کشف میکند. کتابی پر از رقابت، عشقِ ممنوعه، و چرخشهای غیرمنتظره. »
آیدا: « او دیگر نمیدانست کدام فکر از خودش است و کدام از آنها که به خوردش دادهاند. فقط حس میکرد چیزی درونش آرام آرام خاموش میشود. »
-جورج اورول
برای ~ @Carpedi3m
سمیه: ستاره | 90%درونگرا 10%برونگرا
ریچل: سبز/سبزابی | هواپیما - دریا - صبح
نمک: خرس قطبی
کتاب خردم کن
خلاصه: « «جولیت»، دختری با لمسِ مرگبار است که بهعنوان یک سلاحِ خطرناک در زندانی انفرادی نگهداری میشود. رژیمِ توتالیترِ حاکم بر دنیا میخواهد از قدرت او برای سرکوب شورشها استفاده کند، اما جولیت با کمک پسری به نام «آدام» فرار میکند و وارد گروهی از شورشیان میشود. او در این مسیر با هویتِ واقعیاش، عشقِ ممنوعه، و مرز میان هیولا و انسان روبهرو میشود. »
آیدا: « شاید تلخ باشد، ولی ما بین آدمهای حسودی زندگی میکنیم که چهرههای صمیمی به صورتشان زدهاند. »
-اوریانا فلاچی
برای ~ @shokolat9055
سمیه: |
ریچل: سفید/شرابی | ساعت - اهنگ - خورشید
نمک: اسب
کتاب سووشون
خلاصه : « روایت زندگی زری، زنی از طبقهی متوسط شیراز در زمان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، در تقابل با همسر آرمانگرایش یوسف است که در برابر انگلیسیها میایستد.
· یوسف برای نجات گندمِ مردم از غارتِ متفقین مقاومت میکند، در حالی که زری نگرانِ امنیتِ خانواده و فرزندانش است و خواهانِ مماشات با قدرتها.
· سرانجام یوسف به دستِ عواملِ انگلیسی و مأمورانِ دولتی به قتل میرسد و زری را در اندوهی عمیق فرو میبرد.
· زری پس از مرگِ یوسف، راهِ او را ادامه میدهد و با فروش گندمها و کمک به مردم، از زنی وابسته به انسانی مستقل و همپایِ سرنوشتِ سرزمینش تبدیل میشود. »
آیدا: « بعضی آدمها بیمار نیستند؛ فقط مدّت زیادی را در شرایطی زیستهاند که برای انسان ساخته نشده. »
-نانسی مک ویلیامز