PixVerse_Voice_426661892731802.mp3
زمان:
حجم:
486.1K
🎙🗣 این هم از صوتی که طی آموزش تولید شده
✳️ Prompt:
[softly][warmly] همیشه به یاد داشته باشیم که مهربانی، [pause] کوچکترین کاری است که میتواند بزرگترین تغییرات را در زندگی دیگران ایجاد کند.
[pause]
[gently][emphasize] یک لبخند، [short pause] یک دست یاری، [short pause] یا حتی یک کلام محبتآمیز [pause] میتواند دنیای کسی را روشن کند.
[pause]
[hopefully][warmly] بیایید با قلبهای باز و دستهای مهربان، [emphasize] جهان را به جای بهتری تبدیل کنیم.
🧠Model : Elevenlabs V3
🇮🇷Language: Persian
🗣Voice : Daniel - Steady Broadcaster
🔝مشاهدهی آموزش تبدیل حرفه ای متن به صوت
#نمونه_کار
دهکده هوش مصنوعی 🏡🧠 @aikadeh
شب بخیر عزیزانِ من 👋🌙✨
خب، وقت خوابه و من یه داســتان براتون آوردم
صداها روشن لطفاً 🎧
راستی...
قبلش یه سؤال بپرسم!!
اون آموزش آخر کانال
رو موفق شدید باهاش کار کنید؟ 😅
نه!؟ 🤦♂️
عب نداره...
فدای سرتون... شما دست و پنجهتون درد نگیره، بقیه چیزها حل شدنیه ❤️
الانم اومدم فقط یه داستان کوتاه بگم و برم.
📖 داستان « 🦊 روبـــاه و کـــلاغ 🐦 »
داستانی دربارهی ترس... و اون قدرتی که خودمون به دشمن میدیمِ.
👇 صوت داستان رو هم در ادامه میفرستم | 🎧 گوش کنید
فقط همینقدر بگم که این صوت، دقیقاً با همون آموزشی ساخته شده که بالاتر گذاشتم.
امیدوارم شما هم باهاش کار کنید و یه شبه قصهگوی خوبی بشید 👌😉
📌 قبل از شروع، یه توضیح کوچیک بدم خدمت شما که:
این داستان، نوشتهی من نیست ✍️
زحمتش رو یکی از دوستان خوبم کشیده و من هم با کسب اجازه از خودش، روی صوت داستان و تصاویری که جلوتر منتشر میکنم کار کردم.
امیدوارم به کارتون بیاد 🌱
و شما هم از این سبک داستانها تولید کنید... حتی بهتر از این، و براش ویدئوهای خوشگل هم بسازید 🎬✨
حالا بریم سراغ داستان و ماجراهاش
👇👇
#داستان 🦊 روبـــاه و کـــلاغ 🐦
🌳 توی یه باغِ سرسبز، یه لاکپشت پیر داشت آرومآروم راه میرفت که دید یه کلاغ روی شاخهی درخت نشسته و گریه میکنه. 😭
🐢 لاکپشت پرسید:
ـ خانم کلاغه، چرا گریه میکنی؟
🐦 کلاغ گفت:
ـ چون جوجههام از تخم بیرون اومدن! 🐣
🐢 لاکپشت با تعجب گفت:
ـ این که جای ناراحتی نداره! باید خوشحال باشی! 😊
🐦 کلاغ گفت:
ـ آخه یه روباه بد جنس 🦊 هست که هر بار من جوجهدار میشم، میاد و میگه:
«یکی از جوجههات رو بده من بخورم، وگرنه میرم تبر میارم 🪓، درخت رو میاندازم و همهی بچههات رو میخورم! خونت هم خراب میشه، خود دانی!»
😔 منم هر بار از ترس این حرفها، یکی از جوجههام رو بهش میدم تا بخوره.
هنوز جوجهها بزرگ نشدن که دوباره میاد و جوجه میخواد و منم مجبور میشم یکی دیگه رو بهش بدم.
این کار همیشه تکرار میشه... 🔁
برای همین دیگه از جوجهدار شدن خوشحال نیستم. 💔
🐢 لاکپشت گفت:
ـ این دفعه اگه روباه اومد، بهش بگو:
«برو تبرت رو بیار و درخت رو بنداز!» 🪓
🐦 کلاغ با نگرانی گفت:
ـ آخه اینطوری هم خونهمون خراب میشه، هم جوجههام رو از دست میدم! 😰
🐢 لاکپشت گفت:
ـ نگران نباش، فقط همین رو بهش بگو. 😌
⏳ چند ساعت بعد، روباه اومد و گفت:
ـ شنیدم جوجهدار شدی! سهم منو بده. خودت که میدونی... تبر و... 🪓
🐦 کلاغ این بار گفت:
ـ برو تبرت رو بیار! دیگه بهت جوجه نمیدم! ✋
😡 روباه عصبانی شد و شروع کرد به تهدید کردن؛ اما کلاغ دیگه به حرفهاش محل نذاشت.
🚶♂️ روباه رفت...
🤔 اما نه تبری داشت و نه اصلاً بلد بود با تبر کاری انجام بده!
💡 کلاغ تازه فهمید تمام این مدت، فقط به خاطر ترسش شکست خورده بود.
✨ گاهی دشمن اونقدرها هم قدرتمند نیست؛
این ترس ماست که بهش قدرت میده. 🌙
دهکده هوش مصنوعی 🏡🧠 @aikadeh
aikadehaikadeh - داستان روباه و کلاغ.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
گوش کنید 🎧👆
#داستان_صوتی 🦊 روبـــاه و کـــلاغ 🐦
👈 چطور ساخته شد؟
👈 پرامپتش چی بود؟
#نمونه_کار
دهکده هوش مصنوعی 🏡🧠 @aikadeh
🏡🧠 دهکده هوش مصنوعی
گوش کنید 🎧👆 #داستان_صوتی 🦊 روبـــاه و کـــلاغ 🐦 👈 چطور ساخته شد؟ 👈 پرامپتش چی بود؟ #نمونه_کار
✳️ #پرامپت:
➖➖➖➖
[ Warm, gentle, storytelling tone ]
توی یه باغِ سرسبز، یه لاکپشت پیر داشت آرومآروم راه میرفت که دید یه کلاغ روی شاخهی درخت نشسته و گریه میکنه.
[ Sad, soft, crying sound ]
لاکپشت پرسید:
[ Curious, kind ]
ـ خانم کلاغه، چرا گریه میکنی؟
[ Sad, trembling voice ]
کلاغ گفت:
ـ چون جوجههام از تخم بیرون اومدن!
[ Surprised, light chuckle ]
لاکپشت با تعجب گفت:
ـ این که جای ناراحتی نداره! باید خوشحال باشی!
[ Sad, hopeless ]
کلاغ گفت:
ـ آخه یه روباه بد جنس هست که هر بار من جوجهدار میشم، میاد و میگه:
[ Imitating a sly, mean fox — deeper voice ]
«یکی از جوجههات رو بده من بخورم، وگرنه میرم تبر میارم، درخت رو میاندازم و همهی بچههات رو میخورم! خونت هم خراب میشه، خود دانی!»
[ Sad, resigned ]
منم هر بار از ترس این حرفها، یکی از جوجههام رو بهش میدم تا بخوره.
[ Tired, hopeless ]
هنوز جوجهها بزرگ نشدن که دوباره میاد و جوجه میخواد و منم مجبور میشم یکی دیگه رو بهش بدم.
[ Slowly, with sorrow ]
این کار همیشه تکرار میشه...
[ Deep sigh ]
برای همین دیگه از جوجهدار شدن خوشحال نیستم.
[ Calm, wise, confident ]
لاکپشت گفت:
ـ این دفعه اگه روباه اومد، بهش بگو:
[ Firm, clear, encouraging ]
«برو تبرت رو بیار و درخت رو بنداز!»
[ Worried, anxious ]
کلاغ با نگرانی گفت:
ـ آخه اینطوری هم خونهمون خراب میشه، هم جوجههام رو از دست میدم!
[ Calm, reassuring, wise ]
لاکپشت گفت:
ـ نگران نباش، فقط همین رو بهش بگو.
[ Narrative transition ]
چند ساعت بعد، روباه اومد و گفت:
[ Sly, arrogant, demanding ]
ـ شنیدم جوجهدار شدی! سهم منو بده. خودت که میدونی... تبر و...
[ Brave, firm, defiant ]
کلاغ این بار گفت:
ـ برو تبرت رو بیار! دیگه بهت جوجه نمیدم!
[ Angry, frustrated fox ]
روباه عصبانی شد و شروع کرد به تهدید کردن؛ اما کلاغ دیگه به حرفهاش محل نذاشت.
[ Pause — silence for 1 second ]
[ Soft, narrative ]
روباه رفت...
[ Amazed, realizing ]
اما نه تبری داشت و نه اصلاً بلد بود با تبر کاری انجام بده!
[ Soft, warm, enlightening ]
کلاغ تازه فهمید تمام این مدت، فقط به خاطر ترسش شکست خورده بود.
[ Slow, deep, moral tone — end of story ]
گاهی دشمن اونقدرها هم قدرتمند نیست؛
این ترس ماست که بهش قدرت میده.
➖➖➖➖
🧠 ساخته شده با : Pixverse
🧠 Model : Elevenlabs V3
🗣Voice : Jessica - Playful, Bright, Warm
✴️ توجه داشته باشید این تگ گذاری ها مختص مدل مدنظر هست. برای مدلهای دیگه باید از قواعد خودشون پیروی کنید.
دهکده هوش مصنوعی 🏡🧠 @aikadeh
🏡🧠 دهکده هوش مصنوعی
#داستان_مصور قــصهی 🦊 روبـــاه و کـــلاغ 🐦 👈 چطور ساخته شد دهکده هوش مصنوعی 🏡🧠 @aikadeh
📖🖼 آموزش ساخت داستان مصور
متن کامل داستان رو به هوش مصنوعی دادم ( اینجا از چت جی پی تی استفاده کردم ) و در نهایت یک پرامپت کوتاه و آخرش هم نتیجه ش همان داستان مصوری شد که دیدید!
✳️ پرامپت:
[متن کامل داستان] +
«یک تصویرسازی کمیک عمودی بر اساس داستانی که برات فرستادم بساز.
پنلها بهصورت مورب و داینامیک چیده بشن.
سبک: کارتونی کودکانه »
به همین سادگی... 💓
اگر سبک رو با همین دو کلمه درک نکرد، میتونید تصویری که ساختم رو به عنوان نمونه سبک بصری به هوش مصنوعی معرفی کنید تا مثلش بسازه براتون.
🔹 اما شما میتونی سبک های دیگه رو هم امتحان کنی
مثل این:👇
[متن کامل داستان] +
سبک: کمیک، کتاب داستان کودکانه، خطهای مرکب دستکشیده، پالت رنگی گرم ایرانی، جزئیات بالا.»
🔹 یا حتی میتونی براش تعیین کنی که تعداد پنلهای این داستان چند تا باشه، مثلا بگید ۶ تا و نتیجه رو ببیند!
مثلا به این صورت: 👇
[متن کامل داستان] +
«یک تصویرسازی کمیک عمودی بر اساس داستانی که برات میفرستم بساز.
شش پنل مورب از بالا-چپ به پایین-راست بچین.
سبک: کمیک، کتاب داستان کودکانه، خطهای مرکب دستکشیده، پالت رنگی گرم ایرانی، سایههای نرم، جزئیات بالا.»
🔹یا حتی فراتر از این برید و شرح هر پنل رو هم تا حدودی بهش بدید
مثل این: 👇
[متن کامل داستان] +
«یک تصویرسازی به سبک کمیک، عمودی، با چهار پنل که بهصورت مورب چیده شدن (از بالا-چپ به پایین-راست)
پنل ۱: لاکپشت پیر آروم توی باغ راه میره و به کلاغ غمگین روی شاخه نگاه میکنه.
پنل ۲: نمای نزدیک کلاغ که با لاکپشت حرف میزنه، نگران، جوجهها پشتش توی لونه.
پنل ۳: روباه حیلهگر پای درخت، پوزخند میزنه.
پنل ۴: کلاغ شجاع روی شاخه، بالهاش باز، روباه شکستخورده داره میره، نور امید در حال تابیدن.
سبک: کمیک، کتاب داستان کودکانه، خطهای مرکب دستکشیده، پالت رنگی گرم ایرانی، سایههای نرم، جزئیات بالا.»
با کمی خلاقیت و البته علاقه ، میتونید داستانهای مصور زیادی رو بسازید. حتما امتحانش کنید 👌
💌حالشو داشتید، نمونه کارهاتونو برای من هم بفرستید @AiMaster
#آموزش
#تصویرسازی
#داستان_مصور
#کتاب_داستان
دهکده هوش مصنوعی 🏡🧠 @aikadeh