eitaa logo
- آیلآ -
163 دنبال‌کننده
138 عکس
27 ویدیو
2 فایل
⚖️📸 #80 📍نترس قایقِ من؛ موجی که غرق نکند، بالاترمان می‌برد‌. ‌ یک عدد دانشجوی حقوق ، کمی تا حدی نویسنده ؛ بیشتر از اون دوربین به دست - @EveryFrame https://harfeto.timefriend.net/17505079157384 ـ پست های آیدی دار اختصاصی هستن . فور بزنین قشنگتره🎀✨
مشاهده در ایتا
دانلود
تو اتوبوس نشسته بودم داشتم آب‌میوه میخوردم . یه بچه خیلی بهانه میگرف که منم میخوام . مامانش یهو برگشت گف عه خانومه داره عن میخوره نگا چقد بدمزس . تاحالا کسی انقد غیرمستقیم بهم اینو نگفته بود بچه ها
📍 به یادگار از ۴ | ۴ | ۰۴ ؛ shahrood تشییع :)🖤
تمام این سال‌ها فاطمه نمی‌دانست همسرش یکی از فرماندهان هوافضای سپاه است. هربار که سر حرف را باز می‌کرد و می‌پرسید: بالاخره شما به ما نگفتی شغلت چیه آقا؟! سردار می‌خندید و می‌گفت:«چه فرقی میکنه خانم؟! شما فکر کن من آبدارچی سپاهم... مهم اینه یه گوشه و کناری دارم خدمت میکنم.» پنجشنبه شب، تلفنش مدام زنگ می‌خورد، مثل همیشه چیزی از محتوای تماس‌هایش نمی‌گفت. فاطمه خودش را با بستن چمدان‌هایش مشغول کرد. قرار بود فردا با بچه‌ها راهی کربلا شوند. ساعت حوالی ۱۱ و نیم شب بود که تلفن جواد دوباره زنگ خورد، این‌بار برخلاف همیشه برای رفتن یک توضیح یک خطی برای فاطمه داشت: سردار حاجی‌زاده گفتن فرمانده‌ها بیان... فاطمه ابرو بالا انداخت: فرمانده‌ها؟! لبخندی زد و از زیرنگاه‌های متعجب فاطمه فرار کرد: خداحافظ... مراقب خودتون باشید. عوارض خروج از کشورتون رو هم پرداخت کردم که فردا به زحمت نیفتی، فقط...برای من زیر قبه دعا کن. ریحانه پرسید: چه دعایی بابا؟! جواد زل‌زد در چشم‌های همسرش فاطمه و جواب دخترش را داد: مامانت خودش میدونه! ـ سردار شهید جواد پور رجبی
تو سریال آلا یه جمله قشنگ گفت : "آدما همیشه به اندازه ای که عاشقن زور ندارن "
بچه ها هیئت میرین منو هم دعا کنین لطفا❤️
دردناک ترین قسمت تشییع امروزِ تهران ، دیدن تابوت های کوچیک بود :)
من هیچوقت تو محرم گریه نمیکنم اما روضه حضرت رقیه یچیز دیگس
@alireza_mirzazadeسردار بی ادعا.mp3
زمان: حجم: 11M
📻 - سردار بی‌ادعا - - دلنوشته ای برای سرداری که جان فدای مردم بود 🎙 مهلا حسنی ، علیرضا میرزازاده ، آرین جعفری 🖋 مهلا حسنی 🎛 علیرضا میرزازاده پ.ن: انتشار به مناسبت شب تاسوعای حسینی «شب علمدار کربلا» | @alireza_mirzazade |
- آیلآ -
📻 - سردار بی‌ادعا - - دلنوشته ای برای سرداری که جان فدای مردم بود 🎙 مهلا حسنی ، علیرضا میرزازاده
04:56 بعد از حدودا ۴ سال ، برای این کار به طور جدی دنبال سخنرانی های سردار بودم و وقتی این صوت رو پیدا کردم اینجوری بودم که : چقد دلم برات تنگ شده بود حاجی ، درحالی که سعی داشتم به روی خودم نیارم که چقد این دلتنگی شدید و عمیقه :)