بچه های اینستا اینارو زودتر دیدناااا
واقعا زشته که اینستارو فالو ندارید🙂↔️🔪
بعدش با کسب اجازه از محضرِ مسئولِ حمل و نقل ( که اجازه نداد ولی ما اهمیت ندادیم ) یه لیوان چایی گرفتیم و پیش به سوی لانه جاسوسی .﴿سفارت اسبق امریکا﴾
بچه هاااااا لانه جاسوسی چقددد خوشگلههه دلم خواست تا آخر عمرم همونجا زندگی کنم🥲😂
(اجازه عکاسی و فیلمبرداری نداشتیم داخلش همین یه عکسو بپذیرید*)
📍Tehran / 05/08/14
اما اصل ماجرا ، بعد از موزه عبرت و لانه جاسوسی و خیابونای شلوغِ تهران بود :)
- 𝐀𝐢𝐲𝐥𝐚 𝐋𝐞𝐧𝐬 -
- از گیسوان خاکی ام تا که ببافی ؛ یک چیزهایی مانده اما آنقدر نه :)💔 - علیاکبر لطیفیان (پنجمین روید
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من از آن آدمهاییام که باور دارند هیچ اتفاقی در این جهان، بیحکمت از پیِ دیگری نمیآید؛ گویی دستی نادیده، رشتهی وقایع را چنان به هم گره زده که ما تنها پس از رسیدن، حکمتِ راه را درمییابیم.
حکایت امروز هم از همین قرار بود...
وقت چندانی نداشتیم و قرار بر آن بود که شتابان زیارتی کنیم و بازگردیم. بیمقدمه و بیآنکه از پیش قصدی در میان باشد، پایم به قطعهی پنجاه باز شد؛ با این خیال که شاید در میان آن همه مزار، نام شهیدی آشنا چشمم را بگیرد و دلم به دیدارش آرام گیرد.
اما چه میدانستم که قرار است نه من، که شما مرا به سوی خود بخوانید...
درست همان دم که سر از زمین برداشتم، چشمم به مزارتان افتاد؛ درست روبهروی من بودید. چنان ناگهانی که گویی تمام آن قدمهای بیمقصد، از آغاز برای رسیدن به همین نقطه برداشته شده بود.
خوشحالم... نه فقط از دیدارتان، که از این اندیشه که لابد حکمتی در این آمدنِ بیقرار و بیخبر نهفته بود.
آخر در آن شلوغیِ پنجشنبه، در میان آن همه راه و مزار و رهگذر، چه احتمال اندکی داشت که قدمهای من، بیهیچ نشانی و قراری، درست به آستانِ مزار شما ختم شود؟
من به این تصادفها چندان باور ندارم؛
بعضی دیدارها را باید به حسابِ دعوتی گذاشت که نشانیاش را تنها دل میفهمد 🤍 :)
📍Tehran / 05/08/14
- #نبشته 📜
#موبایلگرافی
#شهید_حسین_معزغلامی
https://eitaa.com/aiylaa
ـ هیچ کلمه یا جمله ای نمیتونه حس منو اون لحظه توصیف کنه:)))
بچه ها خیلییییییی گلزار شهدای تهران خوبهههه😭😭
📍Tehran / 05/08/14