eitaa logo
عکاس باشی 📸🪁
63 دنبال‌کننده
295 عکس
11 ویدیو
1 فایل
حسِّ خوبِ عکس‌هایی که میگیرم ، تقدیم به شما ‌🌠🪐‌🌿 بگو سییییییییب 😍👌🏼 All Photo by @Seyedebanou عکس‌های قشنگی که می‌گیرید رو به این☝🏻☝🏻 آیدی بفرستید...🤍💯 با #هنر_اعضا نشر داده میشه ... برای دریافت عکسهای خام پیام بدید ...💫🦋 سیده مهسا موسوی
مشاهده در ایتا
دانلود
'' پارت دو ''🥲 با شنیدن صدای زنگ پیامک و دیدن این پیام که ''هموطن گرامي درخواست گذرنامه زيارتي شما چاپ شد'' روزمون ساخته شد ... یعنی میشه بعد چهار سال دوباره گنبد و ایوون طلات چشام رو نورانی و اشکی کنه ؟؟ یعنی میشه بازم تو بین الحرمین قدم بزنم ...؟؟ یعنی واقعا رفتنی شدیم ؟؟ باورم نمیشد ، صدای تالاپ تولوپ قلبم رو حتی گوشام هم میشنیدن ،، شروع کردم به تحقیق و جستجو درباره اینکه برای سفر اربعین با بچه، چه چیزهایی ضروریه؟؟ در حال جمع آوری وسایل بودم که فهمیدم همسفرهامون خودشون ۱۷ تا همسفر دارن و خب این یه خورده کار رو برامون سخت می‌کرد.. ولی دیگه هیچ چیز نمیتونست منو منصرف کنه...گفتم خدایا توکل بر تو که خودت فرموده ای : و توکل علی الله فهو حسبه وسایل رو به زحمت تو دوتا کوله تقسیم کردم و سعی کردم خیلی سبک بار بریم ،، از تجربه اربعین قبلی اینو فهمیدم که هرچی بار کمتر ، سفر راحتتر .. و همه این‌ها در حالی بود که روح من زودتر از جسمم سفر را آغاز کرد و خود را به نجف رساند ، چرخی در صحن آقا علی بن ابیطالب زد و سپس مسیر نجف تا کربلا را طی کرد و به بین الحرمین رسید ... چه کنم که بعد منزل نبود در سفر روحانی،، @akasbashii @akasbashii
''پارت سه'' قدم قدم با یه علم انشاءالله اربعین میایم سمت حرم زمزمه این روزهای زائرای اباعبدالله همینه .. حسین آقای ماهم از این زمزمه‌ها می‌کنه و من دلم بیشتر پر میزنه برای رسیدن به مقصد و محبوب عالم ... چه خوش گفت محتشم که : " این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست..." و پس از تحمل فراق بسیار زمان رفتن فرا رسید .. دوشنبه شیشم شهریور ماه و یازدهم ماه صفر زمان حرکت ما شد و در مسیر رفتن به مرز خسروی اول به رسم سنت، سری به شهر همسرم زدیم و اندکی استراحت کردیم و خداحافظی کردیم و از ساوه به سمت مرز خسروی رهسپار شدیم ، از شوق فقط اشک می‌ریختیم و خدا را شکر می‌کردیم که سفر اربعین قسمت ما هم شد . در مسیر با اقوام تماس گرفتیم و خداحافظی کردیم ،، آن ها هم با التماس دعا و خدا به همراهتان گفتن های گرمشان بدرقه‌مان کردند. نوحه خوان می‌خواند : '' طاقت ندارم، من اربعین به کشورم عادت ندارم ...'' و من برای بار هزارم از این تصمیم خوشحال بودم. ما بی همسفر نماندیم و با یکی از همکاران همسرم به همراه خانواده هم‌مسیر شدیم و کل سفر را باهم بودیم. طلوع خورشید را در مرز خسروی تماشا کردیم و پس از پارک کردن ماشین ها در پارکینگ ها که حالا شبیه فرشی با نقش و نگار ماشین‌‌ها شده بود ، به سوی نقطه صفر مرزی رهسپار شدیم. دیگر به عقب نگاه نمی‌کردیم ، از شوق وصل یار سر از پا نمیشناختیم ، در فکرهایمان فقط تجسم صحن و سرای بابای مهربانمان ، آقا امیرالمومنین نقش می‌زد ... @akasbashii @akasbashii
دل فدای تو، چون تویی دلبر جان نثار تو، چون تویی جانان پی نوشت : جانِ وطن ؛ مازندران 🌱🤍 🌿📸 دلتنگِ این سرسبزیم ...🥺🦋‌ ‌ببخشید بابت کم کار شدنم ... ‌ 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
عکاس باشی 📸🪁
#از_اربعین_بگو #سفر_نوشت ''پارت سه'' قدم قدم با یه علم انشاءالله اربعین میایم سمت حرم زمزمه این
"پارت های بعدی" رو به زودی میذارم تو دفترم‌ نوشتم و تایپ کردنش باعث شده روندش طولانی بشه... 🙌🏻☘🤗
پ.ن: 🤗👌🏻 مامان‌خانوم زحمت عکسامو کشید ... من فقط همون دو سه تا عکسو تونستم بندازم ... واقعا با دوتا بچه فرصت نمی‌شد 😀😮‍💨❤️‌ ‌ ''پارت چهار'' خیل عظیم جمعیتِ عاشقان اباعبدالله الحسین در صف خروج از مرز ایران و ورود به کشور عراق بودند. الحق که این مسیر ، مسیر دلدادگی است . همه این زائران که از نقاط مختلف این کره خاکی خود را به این سرزمین رسانیده‌اند ، به سختی راه و مشکلات این سفر واقف هستند ولی اصلا آقای امام حسین ما آمدیم که برای شما سختی بکشیم ! سختی بکشیم تا سر سوزنی از مصیبت شما و اهل بیتتان را لمس کنیم ولی اصلا قابل قیاس نیست ... پساز ورود به کشور عراق، خودمان را به ماشین های پارک شده که برای بردن زائران به کربلا ، نجف ، کاظمین و سامرا و ..‌. آماده شده بودند، رساندیم. آقایان رفتند تا با راننده ای به توافق برسند و سپس ما برای سوار شدن به سمتشان برویم. خلاصه پس از پیاده و سوار شدن های مکرر در آخر سوار اتوبوسی شدیم که قرار شد با نفری ۳۵ دینار ابتدا مارا به کاظمین سپس سامرا و در نهایت نجف ببرد . ادامه دارد ... 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
و چه زیباست حس و حال این روزای مازندران🌱💚 با این عکس ارسالی از عضو جدیدمون 🥰فعالیتم رو دوباره استارت میزنم ❤️ ‌ شرمنده بابت غیبت طولانیم ☹️🌱‌ 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
آسمان، خواستنی ترین خلقت پرودگار 🦋🌫✨‌ ‌ 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
آگاهانه تصمیم بگیر شایسته انتخاب کن. رای ما ، سازندگی ایران ماست ...🌱🇮🇷‌ https://eitaa.com/hamyianeostad
"پارت پنجم"💫‌ اتوبوس در چند صد متری حرمین آقا امام جواد (ع) و امام موسی کاظم (ع) در پارکینگی توقف کرد. ما به اندازه سه چهار ساعت وقت داشتیم تا کاظمین را زیارت کنیم. زیارتمان مختصر ولی مفید بود . در جوار پدر و پسرِ امام رضا جان دل سبک کردیم و سپس راهی سامرا شدیم. سامرا فوق العاده شلوغ بود. عاشقان امام زمان و پدرشان در مسیر پارکینگ تا حرم مطهر موکب‌های بسیاری برپا کرده بودند و به زوار خدمت می‌کردند. تقریباً ساعت ۸ شب بود که به سامرا رسیدیم و تا ساعت ۱۱ شب وقت داشتیم که در کنار امامانِ غریبمان، امام هادی و امام حسن عسکری، تنفس کنیم. خستگی بر ما و جسممان نمایان شده بود. به زحمت علی را خواباندم و حسین که کمی ناخوش احوال بود پیاده با ما قدم برمی‌داشت. با تاخیر به اتوبوس رسیدیم. تقریباً همه آمده بودند و اتوبوس فقط منتظر ما ۸ نفر بود. مقصد بعدی نجف، پایتخت شرف و غیرت، بود. نزدیک‌های طلوع خورشید و قضا شدن نماز صبح به نجف رسیدیم و با یک بطری آب وضو گرفتیم و نمازمان را در کنار خیابان بر روی یک زیرانداز خواندیم و سپس راهی حرم آقا امیرالمومنین علی علیه السلام شدیم ... ادامه دارد ... 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii