eitaa logo
لحظه‌ای از زندگی 💌🌼
171 دنبال‌کننده
321 عکس
18 ویدیو
1 فایل
اینجا قراره لحظه های زندگی رو دریابیم و از همه فرصت هامون استفاده کنیم 💪🏼❤️‍🩹 همراهی کردن شما با ما در این کانال باعث دلگرمی ماست :) 😍👌🏼 💫🦋 از همه چی قراره صحبت کنیم 🤚💌 یا علی . . مدیریت کانال: سیده مهسا موسوی @seyedebanou
مشاهده در ایتا
دانلود
ریسمانی ببندیم بین خود و پروردگار تا اگر در دل حوادث روزگار گم شدیم انتهای همه چیز خدا را بیابیم و به او پناه ببریم🌈⚡️🌸‌ ‌ @akasbashii
یکی از اون خوبا 👌🏻🌸 یکی از بانوانِ خستگی‌ ناپذیر و قدرتمند انقلاب اسلامی ایران 💫❤️ ‌ @akasbashii
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی 🌸☘💫 ‌ ‌ 📍روستای بادابسر؛ منطقه هزار جریب نکا ؛ استان مازندران @akasbashii
نور گوشی هاتون رو کم کنید 🌜 ‌ قمرِ زمین ؛ ماهترین ماه 🥺💫 ‌ ‌📍آسمونِ خدا @akasbashii
گاهی باید به پشت سرمان نگاه کنیم تا ببینیم راهی را که آمده ایم چگونه گذر کردیم ؟! ‌ 👌🏻✨🚶🏻 @akasbashii
از درونِ هر ناامیدی امید می روید ... 🌿🌳‌ ‌ @akasbashii
سلام خدا بر خالقِ جمله ی : ما ملت امام حسینیم ‌💚🦋 📍گلستان شهدای اصفهان @akasbashii
یه کلام حرف حساب : 🤌🏻📿 ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم ‌ @akasbashii
در حاشیه نمایشگاه بین المللی قرآن کریم فروردین ۱۴۰۲ 📍مصلی امام خمینی تهران 🌙‌ @akasbashii
غرفه های گوناگون ، محصولات ایرانی و ارزنده ، برنامه های جذاب ، سرود خوانی ، غرفه های استان های مختلف ایران و .... اگر تونستید حتما یه سر بزنید 👌🏻☺️‌ @akasbashii
روزی خورشید و باد در حال گفت و گو بودند.باد به خورشید می گفت:«من از تو قوی ترم» و خورشید هم ادعا می کرد که او قدرتمند تر است.خواستند هر کدام در عمل ادعایشان را ثابت کنند. در همین حال دیدند مردی در حال عبور است و کتی به تن دارد. باد ادعا کرد که می تواند کت مرد را از تنش درآورد... بادوزید و وزید...با تمام قدرتی که داشت به زیر کت مرد می کوبید.در این هنگام مرد که دید نزدیک است کتش را از دست بدهد،دکمه کتش را بست و با دو دستش محکم آن را چسبید... باد هر چه کرد،نتوانست کت را از تن آن مرد درآورد و با خستگی تمام رو به خورشید کرد و گفت:«عجب آدم سرسختی بود،هرچه سعی کردم موفق نشدم.مطمئن باش که تو هم نمی توانی.» خورشید لبخندی زد و شروع کرد به تابیدن.پرتوهای پر مهرش را به سوی مرد تاباند...او را گرم کرد.مرد که تا چند لحظه قبل با تمام قدرت سعی در حفظ کت خود داشت،متوجه شد که هوا تغییر کرده است. با تلاش مداوم و پر مهر خورشید،او نیز گرم شد و دید که دیگرنیازی به این که کت را به تن داشته باشد نیست،به آرامی کت را ازتن درآورد.... باد با دیدن این صحنه،سر به زیر انداخت و فهمید که خورشید با عشق و محبت چگونه توانست کاری را که می خواست انجام دهد. «محبت همه چیز را می شکند ولی خود شکسته نمی خورد.» @akasbashii