یادداشت: شب سیوهشتم؛ معجزهی ناگهانی غیرت!
سی و هشت شب است که مردم آباده، بدون منت و بدون دوربین، پای دفاع از ایران و انقلاب عزیزمان ایستادهاند. سرما برایشان حکم واکسن دارد، عید و عزایشان یکی است، و دوربین برایشان نه محرک است نه بازدارنده. هر شب پرشورتر از شب قبل فریاد میزنند.
تا اینکه دیشب، ناگهان معجزه رخ میدهد: بعضی مسئولان و پرسنل ادارات شهر، که تا دیشب حضور در این جمعیت را توفیق نداشتند، یکدفعه به خیابان میآیند!
حالا نمیدانم سیمای جمهوری اسلامی بالأخره بعد ۳۸ شب، فیلتر سیمایشان را کنار زد و آنها را به مردم نشان داد، یا اینکه تصادفاً امشب تقویم میز اداراتشان با غیرت گره خورد؟!
به هر حال به فال نیک میگیریم. آمدن که بهتر از نیامدن است. اما کاش بدانند مردم چشمهایشان مثل دوربین مداربسته است: ضبط میکند، قضاوت میکند، فراموش نمیکند.
و اما آن عزیزانی که هنوز مشمول این معجزه نشدهاند و افتخار همراهی با ولینعمتان خود را از دست دادهاند... نگران نباشید؛ مردم لیست انتظار هم دارند.
وعده دیدار فراموشنشدنی:
میدان حضرت ولی عصر(عج) آباده
ساعت ۲۰:۳۰
هستیم بر آن عهد
علیرضا آشفته معلم شهرستان آباده
______________________
@akhbar12
عنوان: از آسفالت تا آگاهی؛ چرا آباده به یک «شهرداری فرهنگی» نیاز دارد؟
بسیاری از ما وقتی صحبت از شهرداری میشود، ناخودآگاه به یاد لولهکشی، آسفالت، پسماند و ساختوساز میافتیم. اما تجربه شهرهای موفق دنیا و حتی برخی شهرهای همتراز ما در ایران عزیز نشان داده است که اگر نقش «فرهنگی» شهرداری را بازتعریف نکنیم، شهر فقط یک پوسته بیروح خواهد بود.
بنده پس ازبررسی دقیق، با درک عمیق از شرایط آباده، معتقدم بزرگترین سرمایه این شهر، نه مغازههایش یا خیابانهایش، که «فرهنگ مردمانش» است. اما متأسفانه شهرداری آباده هنوز درگیر تعاریف سنتی و منسوخ شده است.
آباده روی کاغذ، شهر جهانی منبت است؛ اما در عمل، چند کارگاه منبت فعال حمایت اختصاصی دیدهاند؟ هنر گیوهدوزی که بخشی از هویت اصیل این دیار است، دارد به آرامی نابود میشود. موسیقی اصیل آباده نیز به دلیل نبود حمایت شهری، دارد خاموش میشود. جالب اینکه هنرمندان آباده در شهرهای دیگر کشور اَجر و قرب دارند، اما در شهر خودشان غریبند. اینجا جای سوال دارد.
ضرورت بازتعریف نقش فرهنگی شهرداری آباده از سه منظر حیاتی است:
۱. از برگزاری مراسم تشریفاتی تا تولید سرمایه اجتماعی
نقش فرهنگی شهرداری نباید محدود به نصب چند بنر تبریک یا برگزاری یک مراسم محلی در سالن ورزشی یا فضای آزاد باشد. بازتعریف یعنی شهرداری به دغدغه اصلی خانوادهها ورود کند: اوقات فراغت سالم، ترویج کتابخوانی در پارکها، حمایت از گروههای تئاتر خیابانی و نقاشی دیواری با هویت آباده، البته با استفاده از هنرمندان بومی، نه پروژهبگیران. شهرداری باید «پویایی» را به کوچهپسکوچههای شهر بیاورد، نه فقط «نظافت» را به نقاط لاکنشین.
۲. پیوند اقتصاد شهر با فرهنگ اصیل آباده
آباده همچنان فرش دستباف و صنایع دستیاش حرف اول را میزند، اما چرا بازارچههای دائمی فرهنگی نداریم؟ چرا پیادهراههای شهر به جای نمایش هنر بومی، به تردد موتورسیکلتها اختصاص دارد؟ شهرداری میتواند با بازتعریف نقش خود، به جای ساخت یک بلوار لاکچری، «منطقه فرهنگی-اقتصادی» ایجاد کند که هم درآمدزایی پایدار دارد و هم هویت شهر را حفظ میکند.
۳. مبارزه با حاشیهنشینی فرهنگی
متأسفانه نبود برنامه فرهنگی منسجم در شهرداری، فضا را برای پدیدههای زودگذر و گاه آسیبزا پر کرده است. وظیفه شهرداری فقط جمعآوری بساط فروشندگان دورهگرد نیست؛ وظیفه آن طراحی «جذابیت جایگزین» است. ما در آباده نیاز به افزایش سرانه فضای سبز داریم، اما جای سوال است چند کتابخانه کوچک در دل پارکهای موجود داریم؟ چند سینمای روباز در محلات کمبرخوردار وجود دارد؟
غفلت از ظرفیتهای عظیم مردمی
آباده بیشترین گروههای جهادی و آیینی را دارد، اما این سرمایههای اجتماعی حمایت درخورشان را نمیبینند. هیئات مذهبی سطح شهرستان، بزرگترین ظرفیت برای تقویت فرهنگ دینی هستند، اما شهرداری هیچ برنامه مشخصی برای حمایت از این تشکلهای مردمی ندارد. اگر شهرداری به جای موازیکاری، بسترساز باشد، چه اتفاقی برای فرهنگ این شهر نخواهد افتاد؟
پیشنهاد مشخص من:
قرار نیست شهرداری وزارت فرهنگ و ارشاد شود، بلکه قرار است «تسهیلگر» باشد. باید به سمت تأسیس «سازمان فرهنگی-اجتماعی مردمنهاد در دل شهرداری» برویم؛ سازمانی که بودجه مشخص (حداقل ۱۰ درصد از درآمدهای پایدار شهرداری) و مدیر مستقل داشته باشد. همچنین ایجاد «شنبههای فرهنگی آباده» در تل آسیاب و احیای آیینهای کهن در قالب رویدادهایی متناسب با فرهنگ اسلامی و ایرانی باید دنبال شود.
آباده تشنه یک جنس تازه از مدیریت شهری است؛ مدیری که به جای سنگ، «آینه» جلوی مردم بگیرد.
یک دعوت جدی:
در آستانه پایان کار شورا و شهرداری
ضمن تشکر از زحمات جناب آقای شاکر،
شهردار محترم آباده، نسبت به عملکرد فرهنگی شهرداری سوالات و انتقادات محوری دارم و ایشان را به یک گفتوگوی چالشی با حضور مردم دعوت میکنم. حتماً گفتوگو باعث رشد خواهد شد.
علیرضا آشفته
معلم شهرستان آباده
پویش جانفدا ۲۱ میلیونی شد
🔹طی حدود یکهفته فعالیت سامانه جانفدا تا این لحظه بیشاز ۲۱ میلیون و چهارصد هزار نفر برای جهاد با دشمن نامنویسی کردهاند که این عدد لحظهبهلحظه درحال افزایش است.
🔹 پس از درخواستهای مردمی برای جهاد مقابل دشمن، کارزاری با نام جان فدا به نشانی Janfadaa.ir بهراه افتاد تا علاقهمندان ضمن نامنویسی برای جهاد مقابله با دشمن آمریکایی-صهیونی اعلام آمادگی کنند.
از عموم فرهنگیان عزیز و همشهریان که تاکنون در این پویش ثبت نام نکرده اند دعوت میکنم با پیوستن جان فدای نظام و انقلاب و ایران شوند.
اللهم احفظ امامنا خامنه ای
روزنوشت:
امام خامنهای شهیدمان در طول زعامت مسلمین جهان توصیه هایی را در مورد مدیران داشتند که با توجه به شرایط در مورد ضرورت انتقاد پذیری، نکاتی را عارض می شوم.
تورق بیانات امام شهید امت
👇
۱. درباره تفاوت نقد با تخریب
"نقد به معنای دشمنی و تخریب نیست؛ نقد به معنای این است که انسان با دلسوزی، با محبت، خیرخواهانه عیبی را که در کار کسی میبیند، تذکر بدهد."
۲. درباره وظیفه مسئولین در قبال نقد
"مسئولین نظام باید نقد را تحمل کنند و از نقد نترسند. آنچه که مضر است، نقدِ مغرضانه و دشمنانه است، اما نقدِ خیرخواهانه و دلسوزانه را باید با آغوش باز پذیرفت."
۳. درباره آستانه تحمل و صبر
"صبر و تحمل، کلید پیروزی است. آنکه آستانه تحملش پایین است، نمیتواند مدیریت کند. مدیر انقلابی باید حلیم و بردبار باشد."
📍📍📍📍📍📍📍
جهت اطلاع دوستان به عنوان جانفدای نظام و رهبری و ایران هر چه میگویم و هر چه می نویسم به قصد قرب است و هیچ نيروي غیر الهی نمیتواند مرا از جنگيدن در مسیر ارزش ها منصرف کند.
در صورت لزوم در آتی در این باره بیشتر می نویسم.
علیرضا آشفته معلم شهرستان آباده
۱۴۰۵/۱/۲۳
روزنوشت علیرضا آشفته، معلم شهرستان آباده
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به اینکه اینجانب علیرضا آشفته، معلم شهرستان آباده، به عنوان یک شهروند، سوالاتی از مهندس شاکر، شهردار محترم آباده داشتم و هنوز پاسخی دریافت نکردهام، اینک سوالاتم را رسانهای میکنم.
همچنان منتظر اعلام زمان از سوی شهرداری جهت گفتوگوی رو در رو در حضور مردم با مهندس شاکر عزیز هستم.
---
۲۰ سوال از شهردار آباده
بخش اول: ساختار مدیریت فرهنگی
۱. چرا شهرداری آباده هیچ «سند بالادستی فرهنگی» مصوبی در قالب چشمانداز ۵ یا ۱۰ ساله ندارد؟ و چرا اثری از آینده نگری فرهنگی در شهر نمیبینیم.
۲. چند درصد بودجه شهرداری به اقدامات فرهنگی نرمافزاری اختصاص دارد؟ مدل هزینه کرد چیست؟ شفاف پاسخ دهید؟
۳. چرا در شهرداری یک سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی مردم نهاد نداریم؟
۴. چرا طرح کیوسک کتاب در پارکها و فضاهای سبز با بودجه ناچیز اجرا نمیشود، اما بنرهای تبلیغاتی شهردار محترم مزین به عکس شریف ایشان مستمر بهروز میشود؟
۵. چرا هنرمند بومی برای دریافت غرفه در بازارچه باید چند ماه معطل شود، اما بساطدار غیرمجاز بدون مجوز در پیادهرو مستقر است؟
۶. آیا پایلوت «منطقه فرهنگی-اقتصادی» در میدان ولیعصر تا میدان امام جهت حرکت آباده به سمت پیشرفت قابل اجرا است یا خیر؟ اگر نه، چرا؟
۷. چرا برگزاری یک نمایشگاه نقاشی نیاز به دوندگی طاقتفرسا و اخذ مجوز دارد، اما ساخت یک بلوار چند میلیاردی فقط یک جلسه شورا نیاز دارد؟ مدل روابط شورا و شهردار چگونه است_ در چارچوب قانون یا رفاقت یا چگونه؟ شفاف بگویید.
۸. آخرین جلسه شهردار با هنرمندان، شاعران، نویسندگان، هیئتهای مذهبی و فعالان فرهنگی آباده کی برگزار شده؟ دستور جلسه چه بود؟ صورت جلسه را منتشر کنید.
---
بخش دوم: میراث فرهنگی، هنرهای در حال نابودی و زیرساختهای شهری
۹. آباده عنوان «شهر جهانی منبت» را یدک میکشد، اما چند کارگاه فعال منبت با مجوز استاندارد در شهر داریم؟ چرا هیچ مرکز تخصصی آموزش و فروش منبت در بافت مرکزی وجود ندارد؟ مگر شما دبیر شهر جهانی منبت نیستید؟
۱۰. گیوهدوزی به عنوان یک هنر اصیل آباده در حال نابودی است. چند استاد گیوهدوز فعال در شهر داریم؟ شهرداری چه حمایت مشخصی از آنها انجام داده است؟
۱۱. شهرداری آباده در سالهای گذشته چند حمام تاریخی را تخریب کرده است؟ چرا امروز آباده حتی یک حمام عمومی فعال، بهداشتی و در شأن شهروندان ندارد؟
---
بخش سوم: عقبماندگی منطقهای و مهاجرت نخبگان
۱۲. چرا آباده در شاخصهای فرهنگی (تعداد فرهنگسرا، گالری، جشنوارههای تخصصی) از شهرهای هم طراز عقبتر است؟
۱۳. چند هنرمند آبادهای (نقاش، خوشنویس، منبتکار، موزیسین) در ۵ سال اخیر به دلیل نبود بستر عرضه هنر، شهر را ترک کردهاند؟ آمار دقیق دارید؟
---
بخش چهارم: اقتصاد شهر (معدن خاک نسوز)
۱۴. معدن خاک نسوز آباده با وجود تغییرات مدیریتی پیدرپی و عدم شفافیت مالی، چرا نتوانسته به ظرفیت واقعی خود برسد؟ در ۱۰ سال گذشته چند مدیر عوض شده و چه کسانی پاسخگوی عملکرد خود هستند؟
---
بخش پنجم: کیفیت عمران شهری
۱۵. چرا آسفالت معابر آباده پس از کمتر از یک سال ترک برمیدارد و نشست میکند؟ مشخصات فنی، نوع قیر و نظارت کیفی آسفالتهای مصرفی را منتشر کنید.
---
بخش ششم: پروژههای نیمهتمام و بیخروجی
۱۶. پارک مشاهیر راهاندازی شده اما تکمیل نیست و هیچ خروجی فرهنگی ندارد. چه برنامهای برای فعالسازی آن (نصب تندیس مشاهیر آباده، برگزاری رویدادهای معرفی مفاخر) دارید؟
از ترمینال و پروژه تل آسیاب چه خبر؟
---
بخش هفتم: بیتوجهی به تشکلهای مردمی و حلقههای میانی
۱۷. چرا شهرداری آباده به گروههای مردمی، سمنهای فرهنگی و زیستمحیطی بیتوجهی کرده و از آنها حمایت نمیکند؟
۱۸. برای حمایت از حلقههای میانی جهت گرامیداشت آیینهای مذهبی (مانند محرم، صفر، اعیاد مذهبی، نیمه شعبان، تجمع های مردمی شهادت امام شهید) چه اقدام عملی و بودجهای انجام دادهاید؟ منتشر کنید
---
بخش هشتم: پاسخگویی و شفافیت
۱۹. چه زمانی برای گفتوگوی رو در رو با حضور مردم و اصحاب رسانه محلی آماده میشوید؟ آیا حاضرید این مناظره در مسجد جامع آباده برگزار شود و به صورت زنده از رسانه های بومی پخش گردد؟
۲۰. آیا در شهرداری آباده، فردی با عنوان «شهردار در سایه» (مدیر یا مشاور غیررسمی یا عضوی از شورا با قدرت تصمیمگیری موازی) وجود دارد یا ندارد؟ اگر بله، مسئولیت و پاسخگویی این شخص در برابر مردم چیست؟ اگر نه، رسما اعلام کنید نیست.
---
ما منتظریم. مردم آباده منتظرند.
ان شاالله با برگزاری جلسه رسمی به سوالات پاسخ دهید و قانع شوم و ضمن رفع شبهه از شما تشکر کنم.
علیرضا آشفته
معلم شهرستان آباده
تاریخ: ۱۴۰۵/۱/۲۴
_____________
https://eitaa.com/akhbar12
روزنوشت:
موکب سید الشهداء با مدیریت همکار فرهنگی سرکار خانم زارع نیز از روز اول جنگ بی هیچ حمایت دولتی و با کمک های مردمی مشغول فعالیت است.
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با برپایی غرفه در تجمعات میدان انتقام نقش آفرینی می کند.
از همکاران عزیز در موکب سید الشهداء[ع] و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کمال تشکر را دارم. مرحبا به غیرت و شرفتان
انشاالله جناب آقای خلیفه مدیر محترم آموزش و پرورش آباده نیز به عنوان متولی مهمترین اداره شهرستان تکانی بخورند و با قیام از پشت میز در خط مقدم یعنی خیابان، به نقش آفرینی بپردازند نه صرفا حضور مقطعی صرف.
از ابتدای جنگ همکاران فرهنگی اداره در سنگر آموزش لحظه ای اجازه تعطیلی آموزش و پرورش دانش آموزان را ندادند
اميدوارم مدیر اداره آموزش و پرورش آباده ضمن درک بزرگی مسئولیت خود،
با الگو گیری از معلمان زحمت کش و فداکار شهرستان و همکاران کانون پرورش فکری،
ایشان نیز به وظایف خود در برابر انقلاب و مردم عمل کند.
مردم میبینند و آگاه هستند.
علیرضا آشفته معلم شهرستان آباده
کانون فرهنگیان
روزنوشت علیرضا آشفته، معلم شهرستان آباده بسم الله الرحمن الرحیم با توجه به اینکه اینجانب علیرضا آش
روزنوشت:
آقای مهندس شاکر
شهردار محترم آباده
سلام
بیست سوال پرسیدم. ساده، شفاف، با ذکر مصداق.
از منبت و گیوهدوزی تا آسفالت ترکخورده و حمامهای تاریخی تخریب شده.
نه توهین، نه اتهام، نه خواستهای خارج از قانون.
اما شما باز هم سکوت کردید.
عکسهایتان با عینک دودی مرتب روی بنرهای شهر بهروز میشود، اما خودتان در میدان پاسخگویی پیدا نمیشوید.
شما دبیر شهر جهانی منبتید، اما یک کارگاه استاندارد منبت در بافت مرکزی نداریم.
شما آسفالت میریزید، اما بعد از یک سال ترک برمیدارد.
شما شهردارید، اما هنرمند برای یک غرفه ماهها میدود و بساطدار غیرمجاز راحت در پیادهرو است.
در مناسبتهای مذهبی هم گروههای مردمی به کمک شما امیدی ندارند؛ شما نه پشتیبانید، نه حاضرید میدان را به آنها بسپارید.
این سکوت یعنی چه؟
یعنی جوابی ندارید؟
یا یعنی مردم را شایسته پاسخ نمیدانید؟
من هنوز منتظر گفتوگوی رو در رو هستم.
نه در دفتر تشریفاتی، نه پشت خط تلفن هفتگی، نه در قرارهای چراغ خاموش محلات، نه در منزل سیاسیون پدرخوانده،
در قلب تپنده شهر مسجد جامع آباده، جلوی مردم، با رسانههای محلی، زنده.
اگر پاسخ دارید، بیایید و بگویید.
اگر ندارید، در بنر بعدی بنویسید: «فعلاً فرصت پاسخگویی به سوال ندارم» و مجدد گزارشهای آماده را از عوارض مردم بنر کنید!
مردم آباده قضاوت میکنند.
علیرضا آشفته – معلم آباده