eitaa logo
نفس پاکان
132 دنبال‌کننده
678 عکس
307 ویدیو
12 فایل
ما در این دنیا کاری مهم تر از خودسازی نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
📸 | مقصر خودمانیم اگر‌ کوتاهی کنیم 🔸هر چه در توسل به وجود ولی عصر کوتاهی کنیم، تقصیر خودمان است. از آن طرف، هیچ منعی وجود ندارد؛ بلکه خوشحال می‌شوند که شما به آن‌ها مراجعه کنید. ۱۳۸۴/۰۴/۱۴ ┈••••✾•💞🌺💞•✾•••┈┈• 🆔 @farhangimoasese 🆔 @TolidatFarhangi 🆔 @SofreFarhangiReyhane @farhangimoaseseAdmin
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند 🔹 *شهید محمد حسین یوسف اللهی، فرمانده واحد اطلاعات عملیات لشگر ۴۱ ثارالله کرمان بود و حاج قاسم وصیت کرده بود که در کنار او دفن شود.* 1️⃣ *همرزم شهید:* *حسین به من گفته بود در کنار اروند بمان و درجه جذر و مدّ آب که روی میله ثبت می‌شود را بنویس. بعد هم خودش برای مأموریّت دیگری حرکت کرد.* *نیمه های شب خوابم برد. آن هم فقط 25 دقیقه. بعداً برای این فاصله زمانی، از پیش خودم عددهایی را نوشتم تا کسی کسی متوجه خوابیدن من نشود.* *وقتی حسین و دوستش برگشتند، بی مقدّمه به من خیره شد و گفت: "تو شهید نمی‌شوی".* *با تعجّب به او نگاه کردم! مکثی کرد و باز به من گفت: چرا آن 25 دقیقه را از پیش خودت نوشتی؟ اگر می‌نوشتی که خوابم برد، بهتر از دروغ نوشتن بود.* *خدا گواه است که در آن شب و در آن جا، هیچ کس جز خدا همراه من نبود!!! او از کجا میدانست!؟* 2️⃣ *مادر شهید: با مجروح شدن پسرم محمّدحسین برای ملاقاتش به بیمارستان رفته بودم؛ نمی دانستم در کدام اتاق بستری است. در حال عبور از سالن بودم که یک دفعه صدایم کرد: مادر! بیا اینجا.* *وارد اتاق شدم. خودش بود؛ محمّدحسین من! امّا به خاطر مجروح شدن، هر دو چشمش را بسته بودند!* *بعد از کمی صحبت گفتم: مادر! چطور مرا دیدی؟! مگر چشمانت بسته نبود؟* *امّا هر چه اصرار کردم، بحث را عوض کرد!* 3️⃣ *برادر شهید: برای پنجمین بار که مجروح و شیمیایی شد سال 62 بود. او را به بیمارستان شهید لبّافی نژاد تهران آوردند. من و برادر دیگرم با اتوبوس راهی تهران شدیم.از کرمان. ساعت 10:00 شب به بیمارستان رسیدیم. با اِصرار وارد ساختمان بیمارستان شدیم.* *نمی‌دانستیم کجا برویم.* *جوانی جلو آمد و گفت:* *شما برادران محمّدحسین یوسف الهی هستید؟ با تعجّب گفتیم: بله!* *جوان ادامه داد: حسین گفته: برادران من الآن وارد بیمارستان شدند.* *برو آنها را بیاور اینجا!* *وارد اتاق که شدیم، دیدیم بدن حسین تمام سوخته ولی می‌تواند صحبت کند.* *اوّلین سؤال ما این بود: از کجا میدانستی که ما آمدیم؟* *لبخندی زد و گفت:* *چیزی نپرسید؛ من از همان لحظه که از کرمان راه افتادید، شما را می دیدم!* *محمّدحسین حتّی رنگ ماشین و ساعت حرکت و... را گفت!* 4️⃣ *همرزم شهید: دو تا از بچّه های واحد شناسایی از ما جدا شدند. آنهم با لباس غوّاصی در آبها فرو رفتند. هر چه معطّل شدیم باز نگشتند. به ناچار قبل از روشن شدن هوا به مقرّ برگشتیم.* *محمّدحسین که مسؤول اطّلاعات لشکر41 ثارالله کرمان بود، موضوع را با شهید حاج قاسم سلیمانی- فرمانده لشکر ـ در میان گذاشت.* *حاج قاسم گفت: باید به قرارگاه خبر بدهم. اگر اسیر شده باشند، حتماً دشمن از عملیّات ما با خبر می‌شود.* *امّا حسین گفت: تا فردا صبر کنید. من امشب تکلیف این دو نفر را مشخّص می‌کنم.* *صبح روز بعد حسین را دیدم. خوشحال بود.* *گفتم: چه شده؟ به قرارگاه خبر دادید؟* *گفت: نه. پرسیدم: چرا؟!* *حسین مکثی کرد و گفت: دیشب هر دوی آنها را دیدم. هم اکبر موسایی پور هم حسین صادقی را.* *با خوشحالی گفتم: الآن کجا هستند؟* *گفت: در خواب آنها را دیدم. اکبر جلو بود و حسین پشت سرش. چهره اکبر نور بود! خیلی نورانی بود. می دانی چرا؟* *اکبر اگر درون آب هم بود، نماز شبش ترک نمی‌شد. در ثانی اکبر نامزد هم داشت. او تکلیفش را که نصف دینش بود انجام داده بود، امّا صادقی مجرّد بود.* *اکبر در خواب گفت: که ناراحت نباشید؛ عراقی ها ما را نگرفته اند، ما بر می‌گردیم.* *پرسیدم: چه طور؟!* *گفت: شهید شده اند*. *جنازه های شان را امشب آب می آورد لب ساحل.* *من به حرف حسین مطمئنّ بودم. شب نزدیک ساحل ماندم. آخر شب نگهبان ساحل از کمی جلوتر تماس گرفت و گفت: یک چیزی روی آب پیداست.* *وقتی رفتم، دیدم پیکر شهید صادقی به کنار ساحل آمده! بعد هم پیکر اکبر پیدا شد!* 5️⃣ *همرزم شهید:* *زمستان سال 64 بود. با بچّه های واحد اطّلاعات در سنگر بودیم. حسین وارد سنگر شد و بعد از کلّی خنده و شوخی گفت: در این عملیّات یک راکت شیمیایی به سنگر شما اصابت می کند.**بعد با دست اشاره کرد و گفت: شما چند نفر شهید می شوید. من هم شیمیایی می شوم.* *حسین به همه اشاره کرد به جز من!* *چند روز بعد تمام شهودهای حسین، در عملیّات والفجر 8 محقّق شد!...* 🌴 *شما هم منتشر کنید*🌴
🔘 آه از آن لحظه... ـــــــــــــــــــــــ 🔻طب روحانی | متافیزیک🔻 https://eitaa.com/joinchat/1654456347Ce0469c059f
9.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 عاقبت کار دست خداست! 🔹 چرا بعضی‌ها با وجود تلاش زیاد به نتیجه نمی‌رسند؟ 🔸 و بعضی‌ها بدون تلاش به نتیجه می‌رسند؟ ـــــــــــــــــــــــ 🔻طب روحانی | متافیزیک🔻 https://eitaa.com/joinchat/1654456347Ce0469c059f
🔹🔸آیت الله محمد جواد بید آبادی🔹🔸 آیت الله محمد جواد بیدآبادی(ره) پنج سفارش مهم داشتند و همیشه می فرمودند که افراد ملتزم به آن باشند : ۱- همیشه با طهارت (وضوء) باشید. ۲- نماز اول وقت اقامه شود. ۳- بیداری سحر از دست نرود. ۴- غسل جمعه فراموش نشود. ۵- مهمتر از همه: همیشه خود را در حضور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه ببینید(دائم الحضور بودن) . 🌷 کانال 🌷 📌 ورود به کانال 👈 @aansar313
هدایت شده از منبر
5.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت الله فاطمی نیا ره ▫️اگر شب بلند شدید ولی رمق برای خواندن نمازشب نداشتید این عمل را انجام دهید... 🔷یا اکرم الاکرمین ▶️ @Menbarvaezin
حاج محمد اسماعیل دولابی: 🌙🌟در شبانه روز ترجیحا شبها ده دقیقه با خدا خلوت کن وضو بگیر و سر سجاده به خدا بگو به دیدار شما آمده ام .... https://eitaa.com/joinchat/1580400899C975a8e3a52 🍀🌸🌹💐🌺🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هر چیزی به انسان داده میشود از کانال امام زمان عج هست. حتی اگر توسل کنید به معصومی دیگر... استاد عالی 🇮🇷نیمه پنهان 🇮🇷@nimeyepenhan
🔹🔸 آیت الله انصاری همدانی 🔹🔸 آقای احمد انصاری درباره انس ایشان با قرآن می گوید: با قرآن بسیار مأنوس بود و به آن اهتمام داشت. بین الطلوعین بیدار بود و تلاوت قرآن داشت و مابین نماز ظهر و عصر یک ساعت، یک ساعت و نیم قرآن می خواند و به عبارتی در قرآن محو می شد. 🌷 کانال 🌷 📌 ورود به کانال 👈 @aansar313
هدایت شده از طریق بندگی
🔹 آیت الحق و العرفان انصاری همدانی🔸 سلوك عبارت است از عمل به احكام خمسه؛ واجب و مستحب و حرام و مكروه و مباح. 🌷 کانال 🌷 📌 ورود به کانال 👈 @aansar313
💠 پرسش و پاسخ از حضرت آیت اللَّه‏ خوشوقت ره ❓منظور از: أُفٍّ در آیه «فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ» چیست ✅ از روی دلتنگی با پدر و مادر حرف نزنی، اُف یعنی دلتنگ شدم، ناراحت شدم، ول کن بابا دیگر، کوتاه بیا، اینجور صحبتها، این مقدار هم به پدر و مادر نباید گفت. 📌کوچکترین کلمه ای که موجب ناراحتی می‌شود اُف است. @ayatollahmousavii
هدایت شده از مرگ و رستاخیز
انسان با سه چیز مغرور می شود: 🔹نامِ بزرگ 🔹خانه ی بزرگ 🔹لباسِ فاخر اما افسوس که بعد از مرگ! 🔸نامش: مرحوم 🔸خانه اش: قبر 🔸لباسش: کفن 🔻کانال مرگ و رستاخیز🔻 🆔 @rozehasrat