خیلی خستهام ، اما به خودم میگم :
یکم دیگه تحمل کن ، شاید فردا بهتر باشه.
یکم دیگه تلاش کن ، شاید همین تلاش آخر ، راهی جدید به روت باز کنه.
یه بار دیگه دل به دریا بزن ، شاید همین موج ، تورو به ساحل برسونه.
یه بار دیگه قدم بردار ، شاید همین قدم ، خورشید پشت شب رو نشونت بده.
۵ آذر ۱۴۰۳
۶ آذر ۱۴۰۳
هدایت شده از طـیـلا❤️🩹>
اونجا که شاملو میگه :
"برای تو ، برای چشمهایت ، برای من ، برای دردهایم ، برای ما ، برای این همه تنهایی ، ای کاش خدا کاری کند"
۷ آذر ۱۴۰۳
۷ آذر ۱۴۰۳
او حسی را در مَن ایجاد کرد که هیچکس ، هیچوقت نتوانست حتی ذره ای مشابه آن را در من ایجاد کند.
۷ آذر ۱۴۰۳
8.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تقدیم میشه به کسایی که به هر دلیلی یا هر اتفاقی یا هر شخصی دوست دارن :) برگردن عقب❤️🩹 !
۷ آذر ۱۴۰۳
بابا خب میزاشتی بتمرگم سرجام باهم درستش میکردیم ، حرف میزدیم ، دعوا میکردیم بحث میکردیم ، یکاریش میکردیم دیگه.
الان برم من چیکار کنم بین هشتاد میلیارد آدمِ غریبه؟
۷ آذر ۱۴۰۳
۹ آذر ۱۴۰۳
من مدت زیادیه منتظر چیزی نیستم. نه آدما، نه یه خوشحالیه از ته دل نه حتی آینده. همین الانشم همه زورمو زدم با زندگی کنار بیام، که فردا از پا نیفتم هرچی شد. خوشحال نیستم هرکاری هم می کنم، هرجا می رم یهجای کار می لنگه اما منتظر تغییر هم نیستم، شاید عادت کردم. شب می خوابم و صبح که بیدار می شم، فقط وقت گذرونیه نه لذت می برم ازش نه اذیتم می کنه. یاد گرفتم خوب باشم، تا میشه محبت کنم، حواسم به بقیه باشه اما دردای خودمو بذارم کنار تا به چشم نیاد. چه زندگیه قشنگی. البته اگه اسمش زندگی باشه.
-سینا.
۹ آذر ۱۴۰۳
شما رو نمیدونم ولی من واقعا خستم، انگار صدسال زندگی کردم؛ دیگه حس اشتیاق شناختن آدمای جدید در من مُرده.
۱۰ آذر ۱۴۰۳
۱۰ آذر ۱۴۰۳
۱۱ آذر ۱۴۰۳