چرا وقتی خیلی چیزا اونجوری که میخوام جلو نمیره انقدر اذیت میشم؟
چرا این موجود دوپا نمیفهمه که زندگی بر وفق مرادش نیست
هدایت شده از ریح
حالا بچه های کنکوری من، عزیزای دلم که این مدت فشار خانواده و رسانه و ذهن خودتون رو تحمل کردید. اشکالی نداره اگر نتونستید درس بخونید. اشکالی نداره اگر زندگیتون مختل شده بود. میدونم چقدر سخته که همه بهت میگن پاشو درس بخون. اما مغزت و جونت دیگه کشش نداره.
اما همونطور که وظیفهی منِ دانشجو الان تو تجمعات بودن هستش. وظیفهی تو کنکوری درس خوندنه. لازم نیست حتما روزی ۸ ساعت درس بخونید. میدونید تو پروسهی کنکور در مسیر موندن مهمه. شروع کنید. سخته، میدونم. اما وقتشه. وقتشه که کم کم، آروم آروم وارد مسیر بشید.
مغز کشش نداره؟ میدونم. با روزی یک ربع شروع کن. با روزی پنج صفحه شروع کن. فقط شروع کن و تو مسیر بمون.
دولینگو رو دیدید حتی اگه یه تمرین دو دقیقهای انجام بدی استراک اون روزت رو فعال میکنه؟
اگر حتی دو دقیقه هم بخونی اون مسیری که درش هستی حفظ شده. پس شروع کن عزیزدلم.
هدایت شده از ریح
یه بار از خاله شنیدم آدم ها در مواجهه با هیجاناتشون دو دستهان. یک دسته اون هایی که اون هیجان رو میبرن به سمت پویایی. یک دسته هم اونهایی که هیجان رو میبرن به سمت کرختی و یک جا نشینی.
حالا ما باید هرکدوم به طریق خودمون هیجانات غم، خشم و هر هیجانی که درحال تجربه کردنش هستیم رو ببریم به سمت پویایی. یکی با درس خوندن یکی با شرکت تو تجمعات و یکی با کار کردن برای خلق لله.
و اینا هم دقیقا مثل همون درس خوندن. هرچند کم اما در مسیر موندن مهمه.