اخترپنجم؛
https://abzarek.ir/service-p/msg/2898342 بقیشو شما بگید
گذروندن و نگذشتن :))))
چقدر قشنگ بود
من خیلی بهش فکر کردم راستش، از روزی که آقا شهید شد خیلی بهش فکر کردم.
راستش فکر کنم خدا داره بهمون نشون میده قرار نیست دلمون به کسی جز خدا خوش باشه، مگه ما آقا مجتبی رو میشناختیم اصلا؟ کی مقدر کرد که اینجوری نسبت بهش حبّ قلبی پیدا کردیم؟ کی مقدر کرد که شهید نشه؟
من فهمیدم که خدا رقم میزنه، جوری که فکرشو هم نمیکنی و راستش من بهش ایمان دارم، هر کسی بره، خدا براش جایگزین داره و اینکه، خوشا به سعادت ما که با شهادت از دستشون دادیم، وگرنه که رنج سنی مسئولان ما جوری بود که اگر هر کدومشون به مرگ عادی از دنیا میرفتن هم اصلا دور از انتظار نبود. خدا فقط نحوه ی مرگ رو عوض کرده نه زمانشو و دیر یا زود این مملکت دست جوونا میفتاد، همونایی که آقا بهشون ایمان داشت، همونایی که آقا آیندشون رو روشن میدید.
راستش من فقط باری که روی دوشمه رو خیلی خیلی خیلی سنگین تر حس میکنم، نگرانم، نگران اینم که خوب نباشم، نگران اینم که همه شهید بشن و من بمیرم. میدونم الان شهید نمیشم چون لیاقت ندارم، من بهتر از هرکسی میدونم که چقدر روحم آلودهاست ولی کاش بهتر بشم و آخرش شهید بشم.
نمیدونم
پس کی قراره برای اینهمه غم عزاداری کنیم؟ چرا انگار هر لحظه داره روی قلبم سنگین تر میشه ولی نمیتونم اشک بریزم تا سبک بشم؟
اخترپنجم؛
۴۰۴ برای واقعی عجیب ترین سالی بود که توش زندگی کردم👍
😭😭😭😭😭😭
حالا فکر کن در کنار همه ی این اتفاقا من توی زندگی شخصیم هم ۵۷۶ تا چیز مختلف رو تجربه کردم، یعنی بجز وضعیت مملکت زندگی پر درامایی هم داشتم.
اخترپنجم؛
😭😭😭😭😭😭 حالا فکر کن در کنار همه ی این اتفاقا من توی زندگی شخصیم هم ۵۷۶ تا چیز مختلف رو تجربه کردم، یع
قشنگ یجوری بود که اگر در پایانش میمردم اصلا عجیب بنظر نمیومد