هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
زنهای شهر برای عیادت آمده بودند. با ظرفهای شیر و شوربا زیر چادر. زن مریضه، رنگ و رو نداشت. نای حرف زدن هم. رنجور و نحیف. انگار تنی زیر ملحفه نبود. امیدش دادند که انشاءالله زود خوب میشود. وقت رفتن، زنهای مدینه در آستانه در چادر به دندان گرفتند و آرام پچپچه کردند که او رفتنی است. امروز اگر نرود، فردا حتما خواهد رفت. رنگ مرگ به چهره دارد. و از در بیرون زدند. حسن پشت در خانه حرفشان را شنید. همین.
از معایب قبول شدن تو یه شهر دیگه اینه که شهر خودتون دانشگاها به خاطر آلودگی هوا تعطیلن و اون شهری که تو توش میری دانشگاه نه 🎀
هدایت شده از سالهایدورازمریخ.
نمیدونم قابل درک هست یانه؟
هرچی امتحان سختتر تعداد سریال برای دیدن و کتاب برای خوندن بیشتر.