✨أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ.
🌿آیا نقشهی شومشان را نقش بر آب نکرد؟
✨وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ.
🌿و بهسوی آنان، دستهدسته پرندگانی نفرستاد و بر ایشان مسلط نکرد؟
✨تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ.
🌿که آنان را با کلوخهایی مورد هدف قرار میدادند.
@alaahde
موشک بسیجی جوانی به بال یک هواپیما اصابت میکند. میگوید این ما نبودیم که زدیم، این خدا بود که موشک ما را به هواپیما رساند. ما فقط یک وسیله ایم.
سخن او تفسیر عینی این آیه مبارکه است که «ومَا رَمَیْتَ إِذ رَمَیْتَ وَلَـٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ». و چگونه است یک بسیجی جوان این چنین بر معراجی پا مینهد که عرفان سینه سوخته هفتاد ساله را بدان راهی نیست؟« این من نیستم که هواپیما را زدم، خدا بود که موشک را بر تن هواپیما نشاند.»
روایت فتح(سربازان امام زمان)
✍🏻سید مرتضی آوینی
@alaahde
هدایت شده از 🇵🇸•كآفِه رَحيـــٓــمی•🇮🇷
ایرانیترین...
سالها به دروغ میگفتند رهبرِ ایران اهمیتی به «ایران» نمیدهد. چرا در دکور نوروزیاش سفرهٔ هفتسین ندارد؟ اما نگفتند او هر تشریفاتی را که احتمالِ آن میرفت که کسی از آن محروم باشد و در هر سطحی تجمّل تلقی شود؛ بر خود ممنوع میدانست. نگفتند او بود که به زبانِ فارسی بیشترین اهمیت را میداد، روی آن حساس بود. میگفت بهجایی برسید که همه برای یادگیریِ چیزی، مجبور باشند فارسی یاد بگیرند. نگفتند اوایلِ انقلاب عدهای سادهلوح میخواستند مقبرهٔ فردوسی را تخریب کنند؛ او به محضِاطلاع نامهای نوشت و سریعاً به طوس فرستاد و جلوی این کار را گرفت؛ نامه را هم سالها به همانجا آویختند. نگفتند هرسال جلسهٔ شعر و ادبِ فارسی برگزار میکرد؛ خودش هم شاعر بود؛ ادیب بود؛ حکیم بود و تخلّصش «امین.» او امینِ ایران بود... هرسال به نمایشگاهِ کتاب میرفت، کتابها را تورّق میکرد. تمام آنها را خوانده بود. یکبار یکی از آقایان نامِ سعید ابوالخیر را به اشتباه «ابوالسعید ابوالخیر» گفت؛ اقا جواب داد: «الف و لام ابوالسعید را از کجا آوردید؟ ما میخواهیم کلمات عربی را فارسی کنیم؛ شما فارسی را عربی میکنید؟» نگفتند او بود که دوگانهٔ وطن یا دین را پایان داد و گفت «باباجان! امروز دفاع از اسلام، همان دفاع از ایران است.» مصداق کاملِ حبّالوطن منَالایمان بود. نگفتند اولیننفری بود که با دستِ مشتکرده؛ آستین را بالا زد و گفت واکسنِ ایرانی بزنند روی بازویش. اعتماد داشت به ایرانیها. همانموقع بیمعرفتها واکسنِ ساختهٔ دانشمندان ایرانی را هم مسخره میکردند. نگفتند اویی که حمایت و تاکیدِ مستقیم بر ساختِ دانش و فناوریِ بومی موشکها، پهپادها و ماهوارههایِ ایرانی و ... داشت و میگفت «خودتان بسازید تا در مواقعِ لزوم محتاج دیگران نباشید» او بود. نگفتند تا همیشه پایِ ایران ماند، نگفتند تمام این سالها «ای ایران» خواند، در ایران ماند، برای ایران رفت. پناهِ ایران بود؛ به پناهگاه نرفت. جانِ ایران بود؛ جانپناه نداشت. عزیزِ ایران بود؛ عزیزِ خدا شد. خدای لاشریک که تمام حیات عزیزش را هم عزّتی آسمانی بخشید. ایرانیترین مؤمنبالله...
@cafferahimi
هدایت شده از رادیو محمدعلی
راشل کوری یه دختر آمریکایی بود که قید یه زندگی راحت رو زد، از شهر المپیا تو ایالت واشنگتن دل کند و با چندتا از دوستای همفکرش راه افتاد رفت یکی از خطرناکترین ، تنهاترین و مظلوم ترین جاهای دنیا؛ رفح، بخشی از غزه! رفته بود اونجا که جلوی خراب کردن خونههای فلسطینیها توسط سربازای اسرائیلی رو بگیره، اما تو همین راه جونش رو از دست داد. راشل فقط ۲۳ سالش بود. یکشنبه ۱۶ مارس ۲۰۰۳، راشل با ۸ نفر از دوستاش (۵ تا آمریکایی و ۳ تا انگلیسی) تو محله «السلام» رفح، سعی داشتن جلوی یه بولدوزر نظامی رو بگیرن که میخواست خونه یه فلسطینی رو خراب کنه. راشل میره جلوی بولدوزر وایمیسته، با رانندش حرف میزنه و میگه نگه داره. یه لباس نارنجی تنش بود که از دورم راحت دیده میشد و با بلندگو اعتراض میکرد. دوستاشم یه کم عقبتر وایستاده بودن و داد میزدن که متوقف کنه. ولی بولدوزر اصلاً اهمیت نمیده و همینطور میاد جلو. راشل میره روی یه تپه خاک، اما اون ماشین سنگین ولکن نیست… بولدوزر ۶۰ تنی از روش رد میشه و زیر خاک دفنش میکنه. بولدوزر یه کم جلوتر میایسته، تیغش رو کامل میاره پایین و بعدش دنده عقب میگیره، انگار که میخواست مطمئن شه کارو تموم کرده! بعد از این اتفاق وحشتناک، نیروهای اشغالگر هیچ کمکی بهش نمیکنن. چند دقیقه بعد یه آمبولانس فلسطینی میرسه و راشلِ نیمهجون رو میبره سمت بیمارستان رفح، اما قبل از اینکه برسه، جونش رو از دست میده. با اینکه این اتفاق خیلی تلخ بود، خبرش فقط یکی دو روز تو بعضی رسانهها اونم کمرنگ پخش شد. نه پیگیری جدیای شد، نه درباره مراسم یادبودش که حتی با دخالت تانکهای اسرائیلی به هم خورد، نه درباره اذیتکردن آمبولانس یا حتی اجازه ندادن به پدر و مادرش که برن فلسطین—هیچ واکنش خاصی از سمت اونایی که خودشونو مدافع حقوق بشر میدونستن، دیده نشد. امروز سپاه چنتا پهباد رو برای گرفتن انتقام خون یک شهروندِ دختر آمریکایی به سمتِ اسرائیل شلیک کرد! ما ایرانی ها نه تنها انتقام خون ایرانی هارو میگیریم، بلکه منتقمِ خونِ هر مظلوم و آزاده ای در جهان هستیم! روح راشل عزیز شاد و یادش گرامی! دست و بازوی بچه های سپاه رو هم میبوسیم ...