💠 #حلالیت_طلبیدن_از_غیبت
💬كسى كه غيبت كرده، آيا بايد رضايت کسی رو که غيبتش شده، بهدست بیاره؟
🔹 آیات عظام رهبری، مکارم، وحید، سبحانی و نوری (وحید: بنابر احتیاط واجب):
📝 اگه مشکلی پیش نمیآد، حلالیت بگیرین؛ اما اگه میترسین ناراحتی یا اختلاف و دشمنی یا مشکلی پیش بیاد، لازم نیست.
🔹 آیتالله سیستانی: مستحبه که اگه حلالیتطلبیدن از شخص غیبتشده پیامد بدی نداره، این کار رو انجام بدین یا براش استغفار کنین؛ مگر اینکه با غیبت، توهین و بیاحترامی نسبت به غیبتشونده صورت گرفته باشه.
دراینصورت، اگه حلالیتخواستن، عرفاً جبران بیاحترامی و توهین حساب میشه، بنابر احتیاط واجب، حلالیت لازمه. البته بازم بهشرطی که حلالیتطلبیدن پیامد بدی نداشته باشه.
🔹 آیتالله زنجانی: شخصی که از دیگری غیبت کرده، در صورت امکان، باید آبروریزی صورتگرفته رو جبران کنه.
اگه امکان جبران نباشه یا غیبتشونده اذیت شده، از اون حلالیت بطلبه؛ مگر اینکه خود حلالیتطلبیدن، مشکلی مساوی یا مهمتر ایجاد کنه.
دراینصورت، برای غیبتشونده دعا و طلب رحمت و مغفرت کنه.
📚رساله سیزده مرجع، ۲/۸۳۳، م۳۱؛ رهبری، رساله آموزشی، ۲/۹۹؛ وحید، منهاج، ۲/۵؛ همان، رساله، ۴۰۲؛ سیستانی، ۱/۱۷؛ مکارم، احکام ویژه، ۳۷ و استفتای کتبی، ش۱۳۳۶۸۱؛ نوری، استفتای کتبی، ش۱۰۵۱۷؛ سبحانی، المواهب، ۵۸۸.
📚 #سنت داران تبریز
https://eitaa.com/alachigtab
هدایت شده از احکام دین 📚
💠 وجود موی گربه در لباس نمازگزار
💬 سؤال :
❓آیا #گربه نجس است، اگر موی آن در #لباس_نمازگزار باشد، نماز اشکال دارد؟
✅ جواب :
✍🏻 گربه نجس نیست، ولی ادرار و مدفوع آن نجس است و اگر موی آن - هرچند به مقدار کم - بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، #نماز باطل است.
🖥پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
📚 #احکام_دین 👇
http://eitaa.com/joinchat/667484162C8f6ea6f09c
هدایت شده از احکام دین 📚
💬 حکم شرعی کشمش سرخ کرده
📚 #احکام_دین 👇
http://eitaa.com/joinchat/667484162C8f6ea6f09c
🔅 #پندانه
✍ این دفعه مهمان من!
🔹هفت یا هشتساله بودم، به سفارش مادرم برای خرید میوه و سبزی به مغازه محل رفتم. اون موقع مثل حالا نبود که بچه رو تا دانشگاه هم همراهی کنن!
🔸پنج تومن پول داخل یه زنبیل پلاستیکی قرمزرنگ که تقریباً همقد خودم بود با یه تکه کاغذ از لیست سفارش.
🔹میوه و سبزی رو خریدم. کل مبلغ شد 35 زار. دور از چشم مادرم مابقی پول رو دادم یه کیک 5زاری و یه نوشابه زرد کانادا از بقالی جنب میوهفروشی خریدم و روبهروی میوهفروشی روی جدول نشستم و جای شما خالی نوش جان کردم.
🔸خونه که برگشتم مادر گفت:
مابقی پولو چهکار کردی؟
🔹راستش ترسیدم بگم چهکار کردم. گفتم:
بقیه پولی نبود.
🔸مادر چیزی نگفت و زیرلب غرولندی کرد. منم متوجه اعتراض او نشدم. داشتم از کاری که کرده بودم و کسی متوجه نشده بود احساس غرور میکردم اما اضطراب نهفتهای آزارم میداد.
🔹پسفردا به اتفاق مادر به سبزیفروشی رفتم. اضطرابم بیشتر شده بود.
🔸یهو مادر پرسید:
آقای صبوری میوه و سبزی گران شده؟
🔹گفت:
نه همشیره.
🔸مادر گفت:
پس بقیه پول رو چرا به بچه پس ندادی؟
🔹آقای صبوری که ظاهراً فیلم خوردن کیک و نوشابه توسط من جلوی چشمش مرور میشد با لبخندی زیبا رو به من کرد و گفت:
آبجی فراموش کردم ولی چشم طلبتون باشه.
🔸دنیا رو سرم چرخ میخورد. اگه حاجی لب باز میکرد و واقعیت رو میگفت، بهخاطر دو گناه مجازات میشدم؛ یکی دروغ به مادرم، یکی هم تهمت به حاجآقا صبوری!
🔹مادر بیرون مغازه رفت. اما من داخل بودم. حاجی رو به من کرد و گفت:
این دفعه مهمان من! ولی نمیدونم اگه تکرار بشه کسی مهمونت میکنه یا نه؟!
🔸بهخدا هنوزم بعد از 44 سال لبخندش و پندش یادم هست! بارها با خودم میگم این آدما کجان و چرا نیستن؟ چرا تعدادشون کم شده؟
🔹آدمهایی از جنس بلور که نه تحصیلات عالیه امروزی داشتن و نه ادعای خواندن كتابهای روانشناسی و نه مال زیادی داشتن که ببخشند؟
ولی تهمت رو به جان خریدن تا دلی پریشون نشه و آبرویی نریزه.