#علی_الاصول «گشایش اقتصادی و بهبود معیشت جز با پیگیری همهجانبهی اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد»
آزمون
فکر کن پهلوان بنیهاشم باشی، قد کشیدی یلی شدی تا شمشیر بزنی و از ولیّ خدا دفاع کنی، شاید هم شبها خواب انتقام ماجرای کوچههای مدینه را میبینی. حالا که همه رفتهاند و ولیّ خدا برایش یاوری نمانده، میگوید برو آب بیاور...
نوشتهاند وقتی آمد خدمت ابیعبدالله (علیهالسلام) و "قَد ضاقَ صَدری" گفت و اذن میدان خواست، حسین صدای العطش کودکان را نشانش داد و گفت: فَاطلُبْ لِهؤُلاءِ الأطفالِ قَليلاً مِنَ الماء
نگفت من پهلوانم. نگفت من بزرگ شدهام تا بجنگم. نگفت آمدهام اینجا از جان شما دفاع کنم. نگفت جنگیدن من بیشتر به کار شما میآید. بی چون و چرا رفت سمت خیمه مشکها.
اصلا از اباالفضل (علیهالسلام) جز این برنمیآید.
اباالفضل را سه امام تربیت کردهاند. میداند "امام" یعنی چه. اباالفضل ذوب در ولیّ خداست. درمقابل او ارادهای ندارد. جز او نمیبیند و نمیخواهد ببیند؛ حتی آن لحظه آخر که سرش روی زانوی حسین است.
صادق آل محمّد وقتی میخواست زیارتش کند، بجای اینکه قربان قد و بالا و روی ماهش برود، با «السلامُ علیک أیها العَبدُ الصالِح المُطیعُ لله و لرسوله و لأمیرالمومنین و الحسن و الحسین» سلامش میداد و "نافذ البصیرة و صَلب الإیمان" توصیفش میکرد.
زین العابدین (علیهالسلام) اشک میریخت و میگفت «رحم الله عمّیَ العباس؛ ایثار کرد و امتحان پس داد و جانش و دستانش را فدای برادرش کرد. خدا هم در عوض دو بال به او داد و منزلتی که همه شهدا به او غبطه میخورند».
اباالفضل با خدا بدهبستان کرد. دستان پهلوانش را گذاشت زمین، خدا هم دستگیرِ خلائقش کرد و شد باب الحوائج.
اباالفضل بودنِ اباالفضل، به قد بلند و روی ماهش نبود؛ اباالفضل را ولایتمداریاش اباالفضل کرد.
شما جایی دیدهاید امام به مأموم بگوید "جانم فدایت"؟
حسین روز عاشورا به عباس نگاه کرد و گفت "بنفسی أنت"
نمیدانم شاید بخاطر همین است که نوکرهای امام حسین، اباالفضل را جور دیگری دوست دارند. اباالفضل آیینه تمامنمای نوکریست.
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
هوا زِ باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلندمرتبه شاهی زِ صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد