داستان متحول شدنم|#پارت_1
داستان از اونجایی شروع شد که....
تابستون۱۴٠۵بود...
من تو یه مدت حالم اصلا خوب نبود، یه جور میشد گفت شبیه افسردگی🥲
مدام کارم شده بود گریه و حتی رفتارمم دست خودم نبود طوری ک خانوادم از دستم شاکی بودن که این چه رفتاریه😔
خودمم نمیدونم چم شده بود😵💫
یه شب خواب دیدم..... 🫠
جزعیات خوابم این بود که...
ادامه به شرط حیات...
هدایت شده از رُزماریِخُشک .
وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ”
و هر کس بر خدا توکل کند، خداوند برای او کافی است.
#ایه_قرانی