eitaa logo
سید علیرضا آل‌‌داود
10.4هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
4.1هزار ویدیو
80 فایل
کانال آموزشی هوش سفید، مقالات، صوت‌ها و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی سید علیرضا آل داود ، آموزش سواد و تربیت فضای مجازی و رسانه، پژوهش‌های جنگ شناختی 🇮🇷 کانال هنر جنگ شناختی👇 @iwebnevis تماس: @ibasirat معرفی کانال: عدد ۳۱ به ۳۰۰۰۱۵۱۵ پیامک شود
مشاهده در ایتا
دانلود
خیابانِ مقاومت، میدانِ حکمرانی ✍ سید علیرضا آل‌داود "رهبر حکیم انقلاب در پیامی به مناسبت روز کارگر و روز معلم: بنده تصور میکنم همانطور که ملت عزیز ایران با حضور در میادین و خیابانها از نیروهای نظامی کشور خود حمایتی درخور به‌عمل می‌آورند، شایسته است در یاری کردن معلمان و کارگران هم پشتیبانی قوی‌ای از خود نشان دهند." در روزگاری که رژیم‌های تروریست آمریکا و صهیونی جنگ را فقط در میدان نبرد نمی‌بینند و با ابزار رسانه، فضای مجازی، روایت، شایعه و عملیات روانی به جانِ ملت‌ها علی الخصوص ملت بزرگ ایران در ۲ جنگ سخت ۱۲ و ۴۰ روزه افتاده‌اند، خیابان و میدان به خط مقدمِ حکمرانی تبدیل شده‌ است. امروز حضور مردم در صحنه، فقط یک تجمع ساده نیست؛ اعلامِ صریحِ ایستادگیِ یک ملت است در برابر محاصره‌ی ذهن‌ها و هجمه‌ی دشمن. این حضور، وقتی با آگاهی و بصیرت همراه باشد، خودِ حکمرانی است؛ حکمرانیِ مردم مبعوث شده بر سرنوشت خویش. در جنگ شناختی، دشمن می‌خواهد امید را بزند، اعتماد را بشکند و مردم را از هم جدا کند. اما ملتِ ایران بارها نشان داده که هرگاه پای عزت، هویت و میهن در میان باشد، از خانه بیرون می‌آید، در میدان می‌ایستد و روایتِ خود را بر جهان تحمیل می‌کند. حمایت از معلم و کارگر نیز در همین میدان معنا پیدا می‌کند؛ یعنی پاسداشتِ ستون‌هایی که کشور را سرپا نگه داشته‌اند. معلم، رزمنده‌ی جبهه‌ی آگاهی است و کارگر، سربازِ سنگرِ تولید؛ و ملت اگر پشتیبان این دو نباشد، دشمن از شکاف‌ها برای ضربه زدن نهایت استفاده را می‌کند. رهبر معظم انقلاب در پیام خود با اشاره به حضور مردم در حمایت از نیروهای کشور، در واقع یک قاعده‌ی بزرگ را یادآوری کردند: ملتِ زنده، ملتی است که در لحظه‌ی نیاز، در صحنه حاضر شود. امروز هم اگر مردم در خیابان و میدان، از معلم و کارگر حمایت کنند، پیامش فقط اقتصادی نیست؛ پیامش این است که این کشور صاحب دارد، این ملت پشتِ ستون‌های خودش می‌ایستد و اجازه نمی‌دهد دشمن با جنگ شناختی و روانی، بنیان‌های آن را فرو بریزد. این همان حکمرانیِ انقلابی است؛ حکمرانیِ حضور، بصیرت و مقاومت. در این میدان، سکوتِ مردم به سودِ دشمن است و حضورِ آگاهانه‌ی آنان، شکستِ تحریف. خیابان اگر در اختیار ملت باشد، به سنگر تبدیل می‌شود؛ سنگری برای دفاع از حقیقت، عدالت و عزت ملی. پس باید معلم و کارگر را نه در حاشیه، بلکه در متنِ این نبرد دید؛ زیرا هر گامِ مردم در حمایت از آنان، یک گلوله علیه جنگ شناختی و یک ضربه به پروژه‌ی ناامیدسازی دشمن است. این حضور، فریادِ یک ملت است: ایرانِ اسلامیِ عزیز تسلیم نمی‌شود. 💡 سید علیرضا آل‌داود @aledavood 👈 عضو شوید
🔹آیت الله حائری شیرازی رحمه الله علیه🔹 🔸سند حقانیت🔸 عاشورا سندی مثل حضرت علی اصغر علیه السلام داشت که بر حقانیتش شهادت بدهد و اثبات کند که انقلابی در این عالم به وجود آمده است. ما وقتی میخواهیم رذالت یزید را ثابت کنیم، با شهادت علی اکبر ثابت میکنیم یا با شهادت علی اصغر؟ شهادت علی اصغر را دلیل بزرگ تری بر رذالت آنها میدانیم یا شهادت علی اکبر را؟ همۀ شهدای کربلا که بی گناه کشته شدند، حجّت هستند، اما حجّت کبری و بزرگ ترین حجّت امام حسین علیه السلام در روز قیامت، علی اصغر اوست؛ چون نشان میدهد که او برای چه حرکت کرده و مقابل او چه افرادی بوده اند. این انقلاب هم برای تداومش باید یک علی اصغر داشته باشد. اثر بمباران شدن شهرهای بیدفاع ما و شهادت ساکنان آن ها، مشابه اثر شهادت علی اصغر علیه السلام بود. ما باید بدانیم نسبت به این مدت که صبر و تحمل کرده ایم، اثر روانی بزرگی برای جامعه خود و دیگر جوامع داشته ایم. اثر این صبر ما مشابه بود با اثر شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام. مردم جهان وقتی می شنیدند که مملکتی در مقابل چنین مصائبی این طور صبر میکند و مملکتی هم بی رحمانه شهرهای آن را بمباران می کند، به این فکر می کردند که چرا با مردم این شهرها که با کسی جنگ ندارند، اینگونه رفتار می شود. کتاب آئینه تمام نما/فصل درس‌های عاشورا/ صفحه 51 💡 هوش سفید| سید علیرضا آل‌داود 🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانه‌ای 👇 @aledavood 👈 عضو شوید
🕋در جوشن كبير يک عبارتی هست كه مى‌گوييم: "يا كٓريمٓ الصَّفْح" 💠معناش خيلى جالبه! یک وقتی یک کسی تو رو می‌بخشه، اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یه‌جوری نگات می‌کنه که تو می‌فهمی هنوز یادش نرفته؛ یه‌جورایی انگار که سابقه‌ی بدت رو مدام به یادت میاره 💠ولی یک وقتی، یک کسی تو رو می‌بخشه و یک‌طوری فراموش می‌کنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی اصلا هم به روت نمیاره... به این نوع بخشش میگن صَفح. و خدای ما این‌گونه است... از صمیم قلب می‌گویم: "يا كٓريمٓ الصَّفْح" 💡 هوش سفید| سید علیرضا آل‌داود 🇮🇷 جنگ شناختی | سواد رسانه‌ای 👇 @aledavood 👈 عضو شوید
چقدر محرم امسال عجیب شده است ! نایب امام را شهید کردند؛ سردار زدن، فرمانده زدن، علمدار شهید کردن، زن و بچه زدن، کودک شیرخوار شهید کردن، بانو ایرانی در وسط معرکه ایستاد و خطبه حیدری خواند، پیشنهاد امان‌نامه در مقابل دست کشیدن از ولی خدا فرستادن ! صحنه روشن است، یزید همان یزید است و ولی همان ولی . و تو بنگر که در کجای تاریخ ایستاده‌ای...
کربلا در آینه غدیر «خدایا! ستم‌کنندگان بر حسین را لعنت کن.» اگر حق مولای غدیر را غصب نمی‌کردند، کربلایی نبود. زیارت غدیریه، المزار الکبیر
از کربلا تا جنگ شناختی: انقلاب اسلامی در محاصره روایت‌ها جنگ امروز، فقط در خاک و خون خلاصه نمی‌شود؛ دشمن این‌بار به ذهن‌ها شلیک می‌کند. بعد از آن‌که انقلاب اسلامی در برابر دو جنگ تحمیلی تروریست‌های آمریکایی و صهیونی و سال‌ها جنگ ترکیبی در داخل و منطقه ایستاد، میدان نبرد به «ادراک مردم» کشیده شده است. رسانه، شبکه‌های اجتماعی، تحریم، تحریف تاریخ و قهرمان‌زدایی، ابزارهای گلوله‌بارانِ روح و هویت ما شده‌اند تا جوان ایرانی را از ایمان، غیرت و امید تهی کنند و او را در محاصره‌ی تردید و بی‌تفاوتی اسیر بسازند. اما انقلاب اسلامی، مکتب فراموش‌ناشدنی عاشورا را پشت سر خود دارد؛ همان مکتبی که در آن، حق در اقلیت عددی، اما در اکثریت قلبی است. در جنگ شناختی امروز، روایت کربلا یادمان می‌دهد که پرچم حق، وقتی در اقلیت رسانه‌ای قرار می‌گیرد، نه‌تنها خاموش نمی‌شود، بلکه در دل‌های بیدار شعله‌ورتر می‌گردد. دشمن تلاش می‌کند حقیقت را در انبوهی از شبهات و شایعات دفن کند، اما هر بار که نام امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) در این سرزمین تکرار می‌شود، قدرت بازتولیدِ حقیقت و مقاومت در قلب‌ها جان تازه می‌گیرد. اوضاع امروز انقلاب، شبیه روزهای پس از عاشوراست؛ دوره‌ای که یا باید در لشکر یزیدِ رسانه‌ای حل شد، یا در جبهه اندک اما استوارِ حق ایستاد. نسل جدید انقلاب اگر بفهمد که «جنگ ترکیبی» یعنی حمله همزمان به ایمان، اقتصاد، خانواده، هویت و امید، آن‌گاه بصیرت و جهاد تبیین را همچون شمشیر و سپر خویش انتخاب می‌کند. آینده این سرزمین متعلق به کسانی است که زیر بار بمباران دروغ، هنوز جرأت می‌کنند حقیقت را فریاد بزنند و از عاشورا، نقشه راه بسازند؛ نه فقط برای گریستن، بلکه برای برخاستن و ساختن... محرم آمد و عاشورا در پیش است... 💡 سید علیرضا آل‌داود @aledavood 👈 عضو شوید
بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَالِدَ الْأَئِمَّةِ الْأُمَنَاءِ سلام بر تو ای پدر امامان امین، که فرزندت حسین علیه‌السلام، امانت ولایت را با خون خود حفظ کرد.
و محرمی که بی شما؛ دل خون است
نبرد شناختی در سایه تفاهم! در دوران پسا جنگ تحمیلی ۴۰ روزه و نیز در آتش‌بس شکننده فعلی که قرار است تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و آمریکا امضا شود، تصور پایان تهدید، خطایی راهبردی است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که قدرت‌های دشمن، به‌ویژه آمریکا، پس از ناکامی در رویارویی مستقیم یا پرهزینه، الگوی فشار خود را از میدان سخت به عرصه ادراک، روایت، محاسبه و تصمیم‌سازی منتقل می‌کنند. در این چارچوب، جنگ شناختی به ابزاری برای تغییر ذهنیت نخبگان و افکار عمومی بدل می‌شود؛ جنگی که هدف آن نه تخریب فیزیکی، بلکه فرسایش اراده ملی، تضعیف انسجام اجتماعی و اختلال در دستگاه محاسباتی مسئولان و مردم کشور هدف است. یکی از محورهای اصلی جنگ شناختی آمریکا در دوران آتش‌بس، بازسازی روایت از واقعیت میدان است. در این الگو، تلاش می‌شود مقاومت به‌عنوان هزینه، ایستادگی به‌عنوان مانع توسعه و عقب‌نشینی به‌عنوان عقلانیت معرفی شود. این جابه‌جایی مفهومی، جامعه را به‌تدریج به سمتی سوق می‌دهد که امنیت، استقلال و قدرت بازدارندگی را نه به‌مثابه سرمایه ملی، بلکه به‌عنوان موانع رفاه ببیند. چنین روایتی، اگر در رسانه، فضای مجازی، محافل تحلیلی و لایه‌های تصمیم‌ساز تثبیت شود، می‌تواند بدون شلیک حتی یک گلوله، بر تصمیم‌های کلان کشور اثر بگذارد. محور دوم، تولید تردید نسبت به داشته‌های راهبردی و القای ناکارآمدی ساختاری است. در این سطح، آمریکا و شبکه رسانه‌ای همسویش تلاش می‌کنند با برجسته‌سازی گزینشی مشکلات، بزرگ‌نمایی شکاف‌ها و تعمیم ضعف‌های مقطعی به کل ساختار، اعتماد عمومی را نسبت به ظرفیت درونی کشور کاهش دهند. هدف این نیست که صرفاً انتقاد شکل بگیرد، بلکه مقصود آن است که جامعه به این جمع‌بندی برسد که هیچ مسیر مستقلی برای پیشرفت وجود ندارد و تنها راه نجات، سازش با نظم مطلوب آمریکاست. این همان نقطه‌ای است که جنگ شناختی از نقد عبور کرده و به مهندسی تسلیم ذهنی نزدیک می‌شود. محور سوم، دوگانه‌سازی‌های فریبنده در فضای پساجنگ است؛ دوگانه‌هایی مانند «معیشت یا مقاومت»، «تعامل یا انزوا»، «صلح یا بازدارندگی» و «توسعه یا استقلال». این دوگانه‌ها عموماً واقعی نیستند، بلکه برای ساده‌سازی مسائل پیچیده و کشاندن جامعه به انتخابی تحمیلی طراحی می‌شوند. در حالی که تجربه ملت‌ها نشان داده است توسعه پایدار، بدون امنیت، استقلال و قدرت چانه‌زنی ممکن نیست. وقتی کشوری در محیط تهدیدآمیز، ابزارهای اقتدار خود را تضعیف کند، نه‌تنها به رفاه نمی‌رسد، بلکه به بازیگری آسیب‌پذیر تبدیل می‌شود که در هر مذاکره یا بحران، ناچار به امتیازدهی بیشتر خواهد شد. دلیل اینکه ایران نباید در این شرایط به آمریکا اعتماد کند، پیش از هر چیز در حافظه تاریخی و الگوی رفتاری آنان نهفته است. از مداخله در امور داخلی ایران و حمایت از سیاست‌های فشارآفرین در دهه‌های گذشته تا بدعهدی در توافقات، تشدید تحریم‌ها هم‌زمان با ادعای دیپلماسی و استفاده ابزاری از حقوق بشر، مذاکره و آتش‌بس برای بازتولید اهرم فشار، همگی نشان می‌دهد که آمریکا در قبال ایران، نه بر اساس اعتماد متقابل، بلکه بر پایه مهار، تغییر رفتار یک‌سویه و تحمیل اراده خود عمل می‌کند. در چنین شرایطی، اعتماد ساده‌لوحانه به وعده‌های آمریکا، نادیده گرفتن تجربه مکرر بدعهدی و چشم‌پوشی از منطق سلطه در سیاست خارجی آمریکاست. بر این اساس، راهبرد درست برای ایران در دوران پساجنگ و آتش‌بس، نه انفعال و نه خوش‌بینی سیاسی، بلکه هوشیاری شناختی، انسجام روایی و واقع‌بینی راهبردی است. کشور باید هم‌زمان با حفظ آمادگی دفاعی و قدرت بازدارندگی، در حوزه رسانه، آموزش، تبیین عمومی و ارتقای سواد شناختی جامعه سرمایه‌گذاری کند تا روایت‌های تحریف‌شده نتوانند محاسبات ملی را دچار اختلال کنند. آتش‌بس می‌تواند پایان یک درگیری نظامی باشد، اما لزوماً پایان خصومت نیست؛ چه‌بسا آغاز مرحله‌ای پیچیده‌تر از نبرد باشد که در آن، ذهن‌ها هدف قرار می‌گیرند پیش از آنکه مرزها تهدید شوند. ایران قوی بر سر میز مذاکره برای تفاهم باید با پشتوانه‌ی خیابان و میدان و البته با بدبینی و بی‌اعتمادی حاضر شده و هر لحظه که آمریکای بدعهد رو به زیاده‌خواهی آورد! انگشتان روی ماشه را بر سر آن میز نشان دهد؛ چرا که تجربه نشان داده آمریکا زبان موشک را خوب می‌فهمد!
دعوت گرفته یار و نوشته من الغریب وقت سفر رسیده، ببین حری یا حبیب؟...
إرفَع رَأسَک پ ن: می‌شود من هم سرم را بالا بگیرم؟! و حر شوم؟