جوری برداشت نشه انگار که من از همه بهتر میفهمم و همه باید مثل من فکر کنن تا مسیرشون درست باشه. نه. اما من میتونم دلایل منطقی و قابل اعتمادی بیارم روی میز تا از باورم دفاع کنم، و تا الان جز این از کسی پرسیدم مقابلم گارد گرفته و بعد هم که بد و بیراه. و کسی که بتونه از عقاید و باورهاش دفاع کنه برام قابل احترامه هرچند باورهامون یکی نباشه.
الفِ آزادی.
#ناشناس دوست دارم نظرتو راجب اینکه( چرا رهبر نه) بدونم
من مشکلم با خامنهای اینه که حس میکنم قدرت بیش از حد متمرکزه و عملاً راهِ تغییر واقعی خیلی بستهست. وقتی بالاترین مقام کشور با رأی مستقیم من قابل عوض شدن نیست و خیلی از نهادهای مهم زیر نظرشه، برام سوال پیش میاد دقیقاً پاسخگویی کجاست؟ اگه تصمیمی اشتباه باشه، مردم باید هزینهشو بدن ولی سازوکار اصلاحش سخت و طولانیه.
من انکار نمیکنم که تو این سالها کشور وسط فشار و تهدید و تحریم بوده و اینکه جنگ مستقیم نشده یا یه سطحی از بازدارندگی ایجاد شده، برای بعضیا نقطه قوته برای منم هست انکار نمیکنم. میفهمم استدلالِ «ثبات» و «امنیت» رو. ولی از اون طرف، من نتیجه رو تو زندگی روزمره میبینم؛ تورم، فشار اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی و سیاسی، و اینکه خیلیها امیدشونو از دست دادن یا رفتن. برای من اینا شوخی نیست.
به نظرم وقتی سیاست خارجی و داخلی یه مدل ثابت و غیرقابل چرخش داشته باشه، هزینههاش هم جمع میشه روی دوش مردم. شاید یه عده بگن این هزینه لازمه برای استقلال؛ ولی سوال من اینه استقلالی که کیفیت زندگی رو پایین بیاره و امکان نقد و رقابت واقعی رو محدود کنه، دقیقاً چقدر به نفع مردمه؟ و اینکه این تنها راه نگهداشتن استقلاله؟ واقعا؟
خلاصه اگه بخوام صادق باشم، من ثبات بدون امکان تغییر و پاسخگویی رو کافی نمیدونم. امنیت مهمه، ولی آزادی انتخاب، چرخش قدرت و بهتر شدن معیشت هم برام کماهمیت نیست. مشکل من بیشتر با همین توازن بههمخوردهست.
هدایت شده از ناشناس الف آزادی
📪 پیام جدید
مشکلت با رهبر عزیزم بخوره تو سرت. از تو و امثال تو بیشتر واسه این مملکت زحمت کشیده، پاتو گذاشتی رو هم داری زندگی راحتت رو میکنی بعد هم به باعثش توهین میکنی؟ خوشت نمیاد؟ به درک که خوشت نمیاد. مخالفی؟ پاشو جمع کن برو لایق این آرامش و امنیت نیستی!!!!!!
#دایگو
الفِ آزادی.
من مشکلم با خامنهای اینه که حس میکنم قدرت بیش از حد متمرکزه و عملاً راهِ تغییر واقعی خیلی بستهست.
اینم وضع منه از بعد از این پست. من چه توهینی کردم اولا. دوما مملکت منه، وطن منه کجا برم؟ وای خدایا دیگه نمیکشم.
چهل روز گذشت. چهل روز است که جوانان این خاک به جای خانهی خودشان زیر خاک سکنا گزیدند.
دوستان، ترسناکترین کوری، کوریای است که آدم فکر کند تنها دیدگاهی که او از دنیا دارد واقعیت است.
در این اوضاع، اگر نمیفهمید، دیگر نمیشود به پای نفهمیتان گذاشت، شما نمیخواهید بفهمید!
اول نمیخواهید بفهمید که این دولت، با تمام قدمهای اشتباهی که تا الان برداشته به نابودی هر روز نزدیکتر میشود. و نه! اشتباهاتی که صورت گرفته هیچکدام از دیوصفتی و پلیدی این نظام کم نکرده است. در روز چهلم جوانان این وطن رهبرتان به دنبال اسم گذاشتن به روی معترضین است به جایی اینکه آنها را به رسمیت بشناسد فقط برچسب میزند و درنهایت همه بد و او نیک است.
دوم نمیخواهید بفهمید که جواب استبداد و دیکتاتوری را با سیستم شاهنشاهی نمیدهند. مثل این است که بیاییم برای خاموش کردن آتش از نفت استفاده کنیم.