eitaa logo
الفِ آزادی.
657 دنبال‌کننده
128 عکس
1 ویدیو
1 فایل
یک میهن‌دوستِ آزادی‌خواه. آزاد باد زن, زنده باد آزادی.
مشاهده در ایتا
دانلود
هرچقدر هم که از ناامیدی و سرخوردگی‌ام از هموطنانم بگم، اما هنوز یکی از آنها هستم. شما مخاطبان عزیز بنده در این پلتفرم نظرات من را می‌خوانید تا از ما بدانید که این خوب است. اما بدانید من بزدل و ترسو هستم، نمی‌توانم به هم‌رزم‌هایم عقایدم را آزادانه بگویم بدون آنکه حرامزاده و جیره‌خور نظام نامیده شوم.
اما حرف‌های زیادی دارم، این جامعه پذیرای حکومتی باز نیست. این جامعه نیازمند فرهنگ سازی است.
یه نوع شجاعتی هست شاید بشه بهش گفت شجاعت فرهنگی. یعنی این‌که اون عقاید مترقی و ضد ارتجاعی خودت رو بیاری کف جامعه. در جنبش زن زندگی آزادی این بیش‌تر نمود داشت که حالا مجال بحث‌اش نیست. اما این شجاعت «وقت تعلیق» نداره‌. چیز الکی هم نیست. حکومت همیشه از نابودی «قبح‌ها» و تابلو‌های فرهنگی خودش ترسیده چون اون‌هارو نمودی از قدرت و استواری خودش می‌دونه و تا تونسته از اشتراکاتش با سنت و فرهنگ عامه بهره برده. چرا برخی والدین براشون عادی‌تره بچه‌شون بمیره تا این‌که باعث فلان نوع «آبروریزی» نشه؟ تا کِی باید ساکت موند مقابلش؟ جامعه خیلی اومده جلو. ولی همین هم نباید «کافی» تلقی باشه. -منبع: کانال تلگرامی «دوزخ اما سرد»
من در این جامعه خیلی از جاها پذیرفته نیستم! حتی در خانواده خودم. متوجه این می‌شوم که چقدر سخت است پذیرش چیزی که از کودکی بهمان یاد دادند «غلط».
هدایت شده از رهایِش
تو رسوندی کشور رو به جایی که هجده ساله اش بره تو خیابون تو این هیاهو و آشوب با هزار تا بدخواه و هزار دلیل بهر صورت اما حکم محاربه و طناب دور گردنش مال اونه ؟
محاربه را کلمه کردن تا کشتن راحت‌تر شود. واژه‌ای سنگین، مبهم، کش‌دار؛ آن‌قدر که هر مخالفتی، هر فریادی، هر ایستادنی را بتوان در آن جا داد. محاربه یعنی حذفِ معنا، یعنی یکی را آن‌قدر از انسانیت تهی کنی که مرگش طبیعی جلوه کند. من اما هنوز آدم‌ها را آدم می‌بینم، حتی وقتی اشتباه می‌کنند، حتی وقتی خشمگین‌اند، حتی وقتی نمی‌فهممشان.
این یکی از همان جاهایی است که راه من و حکومت جدا می‌شود. تو بی‌رحم حذف می‌کنی من می گویم بنشین، گوش کن و اصلاح کن.
حتی اگر اصلاح تو را قبول ندارم و می‌دانم تهش باطله، اما تلاش کن تو راهی که هستی اصلاح کنی، نه حذف.
اگه ی نوجوون ۱۸ ساله انقدر درگیر ی تفکر مسموم شده باشه، که بیاد تو خیابون و ی جوون ۲۰ ساله دیگه ای تازه ازدواج کرده و عین خودش توی همین جامعه با همه سختی ها زندگی می‌کرده رو کشته و با افتخار فیلم گرفته بهش چی میگی؟ جوون آزادی خواه؟ که هموطنش رو تیکه تیکه کرد؟
الفِ آزادی.
#ناشناس اگه ی نوجوون ۱۸ ساله انقدر درگیر ی تفکر مسموم شده باشه، که بیاد تو خیابون و ی جوون ۲۰ ساله
نه، قاتل آزادی‌خواه نیست. اما سؤال اصلی اینه: چی یه ۱۸ساله رو به جایی می‌رسونه که قتل رو افتخار بدونه؟ این نفرت یک‌شبه ساخته نشده؛ محصول سال‌ها خشونت، دروغ، و آموزش غلطه. اعدام فقط صورت مسئله رو پاک می‌کنه، ریشه رو نه. با اعدام فقط یک جنازه‌ی دیگه درست می‌شه و سایر جوون‌هایی که تحت تأثیر همین آموزش غلط هستن فقط خشمشون بیشتر می‌شه. با پاک کردن صورت مسئله مشکل حل نمی‌شه. فقط از دید شما پنهان می‌شه.
هدایت شده از فاموتیدین.
نظرتون یجوریه که انگار دارید میگید اگر بستر فراهم بود و شرایط خوب نبود قتل هم رواست، قاتل هم قصاص نمیشه، پس اون انسانیتی که فطری و از اغاز تو وجودمون بوده چی؟
الفِ آزادی.
نظرتون یجوریه که انگار دارید میگید اگر بستر فراهم بود و شرایط خوب نبود قتل هم رواست، قاتل هم قصاص نم
نه. من هیچ‌جا نگفتم قتل رواست. قتل، در هر شرایطی، نقضِ انسانیت است؛ همون انسانیتی که می‌گی فطریه و از آغاز با ما بوده. اما انسانیت فقط «مجازات کردن» نیست؛ فهمیدن هم هست. این‌که می‌گم باید دید چرا یک ۱۸ساله به این نقطه رسیده، به‌معنای تطهیر جنایت یا حذف مسئولیت نیست. قاتل باید محاکمه بشه و مجازات سنگین ببینه. فرقش اینه که من بین عدالت و انتقام مرز می‌کشم. برای یک جوانِ زندگی‌ندیده، که هنوز هویتش شکل نگرفته، هنوز عقل و تصمیم‌گیری‌اش کامل نشده، هنوز محصولِ محیط، آموزش و تبلیغه، کشتن یعنی بستنِ هر راهِ اصلاح و تکرارِ همون خشونتی که ازش بیزاریم. قصاص شاید خشم رو آروم کنه، اما جامعه رو انسانی‌تر نمی‌کنه. اگر انسانیت فطریه، پس باید حتی وقتی خشمگینیم ازش دفاع کنیم؛ نه این‌که اولین جایی که بهش نیاز داریم، قربانیش کنیم. من با قتل مخالفم، با توجیهش مخالفم، و با تبدیل یک نوجوانِ گم‌شده به جنازه‌ی بعدی هم مخالفم.